برنامه سیاسی برای بازسازی کشور در یک جمهوری دموکراتیک - 4 (انتشار چهارم)

برنامه سیاسی برای بازسازی کشور در یک جمهوری دموکراتیک - 4 (انتشار چهارم)

اقتصاد، مالکیت، سیاست اقتصادی
مقدمه: در جمهوری دموکراتیک ایران، مالکیت در اشکال مالکیت عمومی، مالکیت دولتی، مالکیت تعاونی، مالکیت خصوصی، مالکیت ترکیبی و مالکیت شخصی برسمیت شناخته شده و از مبنای قانونی برخوردار است.
در جمهوری دموکراتیک، مالکیت دولتی در شکل کنونی آن، بدلیل تبدیل شدن به وسیله سلطه گری بیرحمانه دستگاه دولتی و نقش آن در تحکیم موقعیت سیاسی رژیم های سرکوبگر وجود نخواهد داشت. بخش اعظم مالکیت موسسات دولتی کنونی به مالکیت عمومی ارتقاء یافته و از انحصار دستگاه دولتی خارج میشوند. آن دسته از مؤسسات و شرکت های دولتی فعلی که جزئی از فعالیت های اصلی وزارتخانه ها محسوب میگردند، نظیر مؤسسات آب و برق، خطوط آهن و راه ها، خدمات شهری، نظام تندرستی، آموزش همگانی، گمرکات و بنادر، تسلیحات، نظام امنیت، سیستم دفاعی کشور و نظایر آن، باید همچنان تحت مالکیت دولتی باقی بمانند.

تاسیس «نهاد ملی مالکیت عمومی»
۱- «نهاد ملی مالکیت عمومی» مشترکاً از سوی دو پارلمان سراسری، مجلس شورای ملی و کنگره سازمان های اجتماعی، تأسیس گشته و از سوی یک هیئت اجرائیه مشترک و کارشناسان مستقل اداره میشود.

۲- انتقال مالکیت صنایع نفت و گاز، پتروشیمی و صنایع سنگین بزرگ از دولت به «نهاد ملی مالکیت عمومی».
۳- لغو مالکیت دولتی کنونی در صنایع و معادن و واگذاری آنها به «نهاد ملی مالکیت عمومی». انتقال مالکیت منابع طبیعی، جنگل ها و اراضی عمومی به «نهاد ملی مالکیت عمومی».
۴- انتقال مالکیت بنیادها و مؤسسات متعلق به بخش های مختلف حکومت اسلامی به «نهاد ملی مالکیت عمومی». انتقال مالکیت انواع دارایی های متعلق به دستگاه مذهب رسمی به «نهاد ملی مالکیت عمومی». انتقال مالکیت امکانات و مؤسسات سنتی دستگاه مذهب حاکم نظیر املاک وقفی، بناها، مساجد و امثال آنها به «نهاد ملی مالکیت عمومی».
۵- انتقال دارایی‌های متعلق به افراد و مؤسسات خلع مالکیت شده در خارج از کشور به «نهاد ملی مالکیت عمومی».
۶- بازپس گرفتن ثروت ها و سرمایه هایی که افراد و یا مؤسسات از طریق سوء استفاده از شرایط جنگ تجاوزکارانه 8 ساله، قتل عام های دسته جمعی زندانیان سیاسی و یا نزدیکی به رژیم ترور تصاحب نموده اند؛ و انتقال آنها به «نهاد ملی مالکیت عمومی».
۷- نظام دموکراتیک، حراج ثروت‌های مردم ایران در بخش های استراتژیک اقتصاد نظیر نفت و گاز تحت عنوان «خصوصی سازی» را از سوی رژیم اسلامی برسمیت نشناخته، بشیوه ای قانونی، شرکت های فوق را به صاحبان اصلی آن یعنی مردم ایران بازگردانده و به «نهاد ملی مالکیت عمومی» خواهد سپرد.
۸- «نهاد ملی مالکیت عمومی» بمثابه یک مؤسسه قدرتمند اقتصادی- مالی، میتواند پرداخت وام به دولت با بهره بانکی رایج در بازار مالی داخلی را برعهده بگیرد. این اقدام باید وابستگی دولت به بانک های خارجی و نهادهای مالی بین‌المللی را جهت دریافت وام کاهش دهد.

ایجاد «صندوق اعتبار ملی» توسط «نهاد ملی مالکیت عمومی»
۹- «نهاد ملی مالکیت عمومی» با اتکاء به جایگاه اقتصادی- مالی بزرگ خود، نظام متمرکز و قدرتمند اعتباردهنده «صندوق اعتبار ملی» را ایجاد میکند.
۱۰- «صندوق اعتبار ملی» به پشتوانه قدرت اقتصادی «نهاد ملی مالکیت عمومی»، به دریافت اعتبارات ضروری از بانک های تجاری/بانک مرکزی برای بخش تولید/خدمات و خانوارها اقدام میکند.
۱۱- هدف از ایجاد تمرکز در سیستم تأمین وام برای بخش تولید اقتصاد کشور در کنار نظام بانکی کلاسیک، سیاست اقتصادی دولت و سیاست پولی بانک مرکزی، تضمین دستیابی به درجه معینی از رشد اقتصادی، ایجاد مشاغل صنعتی در ابعاد ملی و نیز حد نسبتاً ثابت و قابل محاسبه ای از قیمت های بازار و نوسانات آن است.

شکل اجرایی تضمین اعتبار توسط «صندوق اعتبار ملی»
۱۲- «صندوق اعتبار ملی» از سیستمی نظیر کارت های اعتبار بانک های تجاری/کارت های بیمه های تندرستی بمنظور بازکردن حساب اعتبار برای شرکت ها/خانوارها استفاده خواهد کرد.
۱۳- براساس قرارداد میان طرفین، حساب اعتبار شرکت/خانوار نزد «صندوق اعتبار ملی»، از طریق پرداخت های دارنده آن بطور خودکار تقویت می‌شود؛ و با لحاظ تسهیلات احتمالی جداگانه «صندوق اعتبار ملی»، شرکت ها/خانوارها را قادر به خرید کالاها/خدمات در بازار عرضه و تقاضا می سازد. طرف تسویه حساب برای تامین کننده کالا/خدمات، «صندوق اعتبار ملی» خواهد بود.
۱۴- مسلماً کارت های اعتبار صادرشده از سوی «صندوق اعتبار ملی» نظیر مورد بانک های تجاری، به حد معینی از پرداخت های منظم و ادامه آن بدون قطع و وصل های مکرر نیازمند است تا رابطه‌ای با ثبات میان طرفین برای دریافت کالا/خدمات تضمین گردد.
۱۵- اعتبارات ارائه شده برای بازار تقاضای شرکت ها/خانوارها، نباید از حد معین توانایی عملی «صندوق اعتبار ملی» برای بازپرداخت های منظم اعتبارات از سوی مشتریان تجاوز کند. «صندوق اعتبار ملی» نباید درحد نامتعارف بدهکار شود و در برابر بانک های تجاری و بانک مرکزی برای دریافت اعتبارات، غیرقابل اعتماد تلقی شود.

تاسیس «بازار بورس شهروندی»
۱۶- در کنار بازار بورس رایج و فعالیت کلاسیک آن، «بازار بورس شهروندی» ایجاد میشود. مجلس شورای ملی، کنگره سازمان های اجتماعی و دولت بر فعالیت های بورس جدید نظارت خواهند داشت.
۱۷- هدف از تاسیس «بازار بورس شهروندی» این است که درآمدها و پس اندازهای کم و پراکنده متعلق به کارگران، کارمندان پایین رتبه، روستاییان، بازنشستگان و از کارافتادگان، کسبه خرد و درآمدهای فصلی و موضعی و متفرقه، به سمت کارکرد مولد برای رشد اقتصادی کشور و بهره دهی عادلانه و تضمین شده برای این پس اندازها هدایت شوند. در همان حال باید از دستبردهای رایج و مداوما تکرار شونده افراد و شرکت های سوء‌استفاده گر به این پس اندازها ممانعت گردد. همچنین عدم دریافت مالیات از این فعالیت‌ها، مقبولیت چنین کسب و کارهای مالی ظاهرا کم اهمیت را افزایش خواهد داد.
۱۸- هر شرکت متعلق به «نهاد ملی مالکیت عمومی» میتواند به تشخیص خود و در صورت نیاز به جمع آوری سرمایه، به فعالیت در «بازار بورس شهروندی» اقدام کند.
۱۹- «صندوق اعتبار ملی» با تکیه بر قدرت مالی «نهاد ملی مالکیت عمومی» میتواند با انتشار منظم اوراق قرضه های قابل عرضه و فروش آن‌ها در «بازار بورس شهروندی»، دست به جمع آوری سرمایه های مورد نیاز فعالیت های خود بزند. سرمایه های تامین شده به این ترتیب، برای انجام سرمایه‌گذاری های تولیدی و یا توسعه ظرفیت شرکت های صنعتی متعلق به این نهاد مورد استفاد قرار میگیرند.
۲۰- «بازار بورس شهروندی»، در صورت امکان، باید تقسیم سود سهام در میان خریداران سهام شرکت های ثبت شده را هر سال در دو نوبت امکانپذیر سازد. از این طریق کسب اعتماد خریداران سهام در این بورس تسهیل شده و هرچه مطمئن تر از هجوم پس اندازهای کوچک مردم به سوی کسب و کارهای انگلی و تقلبات سوء‌استفاده گران جلوگیری میشود.
۲۱- شرکت های کوچک و یا متوسط باید تشویق شوند که برای توسعه واحدهای اقتصادی خود و یا یافتن شریکان جدید، بخشی از سهام خود را در «بازار بورس شهروندی» به مشتریان ارائه کنند.

تاسیس «نهاد ملی پژوهش، تکنولوژی، تولید»
۲۲- تاسیس «نهاد ملی پژوهش، تکنولوژی، تولید» بعنوان یک نهاد ساختاری و سراسری. نهاد فوق در همه مراکز آموزشی و شهرک های صنعتی کشور دارای دفاتر همکاری از میان پرسنل آموزشی بمنظور تحقق اهداف پژوهش های علمی- صنعتی و ایجاد ارتباط مستقیم با بخش تولید اقتصاد کشور خواهد بود.
۲۳- این نهاد اقدام به کسب شناخت از توانایی‌ها و فعالیت های علمی - تکنولوژیک در سطوح آموزشی و کارخانجات میکند. ایجاد تمرکز، سرعت و هماهنگی در تمام روندهای تولید دانش، تعمیق آن طی پژوهش های مراحل بعد و تبدیل آن به پروسه های تکنولوژیک و ایجاد رابطه مستقیم با عرصه ماشین سازی و تولید محصولات است. این نهاد باید به یک جزء مهم برنامه‌ریزی های اقتصادی و تحقق رشد اقتصادی تبدیل گردد. مسئولین اجرایی این نهاد از سوی مجلس شورای ملی، کنگره سازمان های اجتماعی و دولت تعیین میگردند.
۲۴- «نهاد ملی پژوهش، تکنولوژی، تولید» با ترتیب دادن مسابقات سراسری و تعیین جوائز قابل توجه، مداوما حوزه دانش، تکنولوژی و تولید را به یکدیگر پیوند خواهد داد. نهاد فوق طی توافق با شرکت های بزرگ دولتی، در بخش توسعه این مؤسسات حضور یافته و توسعه تکنولوژیک ضروری و قدرتمند ساختن بخش تولید اقتصاد را تعقیب خواهد کرد.
۲۵- «نهاد ملی پژوهش، تکنولوژی، تولید» در عین حفظ استقلال و حوزه عمل اجتماعی خود بمثابه یک نهاد ملی، در همکاری نزدیک با وزارت پژوهش های علمی- صنعتی و موزه های علمی- صنعتی کشور فعالیت خواهد کرد.

تدوین سیاست اقتصادی رادیکال- دموکراتیک
۲۶- تدوین و اجرای یک سیاست اقتصادی رادیکال- دموکراتیک و عدم تبعیت از سیاست های اقتصادی و مالی تحمیل شده از سوی نهادهای مالی بین المللی.
۲۷- بکارگیری یک سیاست اقتصادی متکی بر ایجاد کار و هدایت سیاست های اقتصادی، مالی، پولی، مالیاتی، گمرکی و سیاست حاکم بر قراردادهای تجاری خارجی کشور براین اساس.

غلبه بر اقتصاد تک محصولی
۲۸- ضرورت حیاتی غلبه سریع بر اقتصاد تک محصولی کنونی. گسترش همه شاخه های اقتصادی؛ اتکاء درآمدهای جامعه بر نتایج توسعه متوازن همه عرصه های تولید، خدمات، بازرگانی و تکنولوژی؛ بکارگیری هرچه بیشتر منابع نفت و گاز کشور برای مصارف متنوع تر، جدیدتر و ضروری تر شاخه های تولید داخلی و حذف هر چه سریع تر آن از چرخه تولید انرژی و سوخت.

سیاست افزایش قدرت خرید اکثریت مردم
۲۹- افزایش مداوم قدرت خرید اکثریت مردم، بویژه کارگران و شهروندان روستایی از طریق افزایش منظم دستمزدها و شرایط کار بهتر. ارائه وسیع و ساده اعتبارات خرید به مصرف کنندگان نهایی از سوی «صندوق اعتبار ملی» متعلق به «نهاد ملی مالکیت عمومی».

بهبود سیستم توزیع کشور
۳۰- ایجاد یک سیستم توزیع مولد و تغییر سیستم توزیع متکی بر رانت های حکومتی، اقتصاد دلالی و سیاست وارداتی غیرمولد. تشویق به ادغام سیستم توزیع بزرگ در چهارچوب نیازهای سیاست اقتصادی بمنظور ایجاد کار و حفظ مشاغل موجود.
۳۱- بهبود کیفیت و کارآیی نظام توزیع کشور با هدف ارائه خدمات بهتر و مطمئن تر به توده مصرف کنندگان؛ در همان حال، حفاظت از توزیع کنندگان کوچک و متوسط علیه دستبردهای دلالان، مؤسسات تجاری بزرگ داخلی، خارجی و بانک های تجاری.

نظارت جامعه بر مدیریت مؤسسات بزرگ
۳۲- حق جامعه به نظارت بر مدیریت واحدهای بزرگ تولیدی، مالی، بانکی، خدماتی و بازرگانی بمنظور جلوگیری از سوء استفاده از قدرت اقتصادی- مالی این مؤسسات علیه جامعه. این امر از طریق حضور کارشناسانی از سوی مجلس شورای ملی و کنگره سازمان های اجتماعی در نشست های تصمیم گیری های مهم این مؤسسات صورت خواهد گرفت.

گسترش همه جانبه پژوهش های علمی- صنعتی
۳۳- تشویق تحصیل کردگان شاغل و غیرشاغل به شرکت در پژوهش های علمی- صنعتی بعنوان جزئی از سیاست اقتصادی کشور.
۳۴- تأسیس هرچه سریع تر موزه های علمی- صنعتی در کلیه شهرها و روستاهای بزرگ کشور. این اقدام با هدف گسترش دانش کاربردی و جبران هر چه سریع تر عقب ماندگی های اقتصادی- تکنولوژیک ناشی از سلطه رژیم های دیکتاتوری صورت میگیرد.

سیاست اقتصادی و منابع انرژی‌ تجدیدپذیر
۳۵- افزایش سهم تولید انرژی از منابع تجدید پذیر و قبل از همه: انرژی خورشیدی. تبدیل مناطق جنوبی و شرق کشور به مراکز تولید انبوه انرژی خورشیدی با هدف تأمین نیازهای افزایش یابنده ناشی از توسعه صنعتی.

تغییر جهت در مصرف داخلی نفت
۳۶- افزایش مداوم سهم مصرف نفت در صنایع پتروشیمی، صنایع شیمیایی و ساختمانی داخلی. مصرف کنترل شده ذخایر نفت و منابع معدنی کمیاب کشور.

ممنوعیت کمک مالی شرکت های انتفاعی به جمعیت های مذهبی
۳۷- مؤسسات اقتصادی، چه خصوصی و چه دولتی، مجاز به انجام کمک مالی به جمعیت های مذهبی و یا سیاسی- قومی نیستند. تغذیه مالی دستگاه مذهب شیعه از سوی سرمایه داران وابسته، بازاریان سنتی و حکومت های پهلوی و اسلامی، یکی از دلایل اصلی تحکیم سلطه رژیم پهلوی و استقرار رژیم اسلامی بود.

تأسیس «نهاد ملی کار و سرمایه»
۳۸- «نهاد ملی کار و سرمایه» یک نهاد دولتی- اجتماعی برای بررسی دقیق، متمرکز و قابل اعتماد شرایط اقتصادی، مالی و پولی کشور بوده، و نتایج پژوهش های آن، یکی از مبانی اصلی اتخاذ سیاست های اقتصادی و مالی رسمی محسوب خواهد گردید. الزام مؤسسات عمومی، خصوصی و دولتی به همکاری با این نهاد؛ حق این نهاد به دسترسی به اطلاعات و آمارهای ضروری در سازمان ها و شرکت های عمومی، دولتی و مؤسسات غیردولتی بزرگ. این یک نهاد ملی و مستقل است. از این رو، اطلاعات افراد و مؤسسات نزد این نهاد نباید برای امور مالیاتی و یا موارد اطلاعاتی- امنیتی مورد استفاده قرار گیرند.

قراردادهای خارجی استراتژیک اقتصادی- تکنولوژیک
۳۹- تعیین هدف توسعه اقتصادی- تکنولوژیک سریع کشور بکمک انعقاد قراردادهای ویژه و همه جانبه با کشورهای معین، بمنظور توسعه متمرکز و سریع اقتصادی، ایجاد گسترده محل کار و بهبودی و نوسازی زیرساخت های صنعتی- تکنولوژیک کشور.

تسهیل مناسبات با جهان
۴۰- هماهنگ سازی نظام تقویم کشور ایران با چهارچوب های بین المللی براساس دلایل اقتصادی و جهت تسهیل مناسبات مردم ایران با کشورهای جهان و این شامل:
- برسمیت شناسی مبدأ تقویم رایج در جهان برجای مبداء تقویم جلالی کنونی،
- تعیین روزهای شنبه و یکشنبه بعنوان روزهای تعطیل در هفته،
- تعیین عددنویسی عربی- بین المللی برجای عددنویسی کنونی (عربی- منطقه ای)،
- ذکر تقویم بین المللی در کنار تقویم خورشیدی با مبداء جدید در اسناد دولتی و در امور مالی و اقتصادی، در کتب درسی و رسانه های گروهی،
- ادغام روزهای تعطیل بین‌المللی با جایگزین مناسب در تقویم روزهای تعطیل کشور، و حذف تعطیلات رسمی متعلق به دستگاه مذهب حاکم میگردد.
***
اکبر تک دهقان
۲۰ مهر ۱۴۰۴ - ۱۲ اکتبر ۲۰۲۵

http://radikaldemokratik.blogspot.com/2025/10/4.html

انتشار چهارم، اصلاح و تکمیل: از ۱۵ شهریور ۱۴۰۴ - ۶ سپتامبر ۲۰۲۵
انتشارسوم ، اصلاح و تکمیل: از ۷ آبان ۱۴۰۱- ۲۹ اکتبر ۲۰۲۲ تا ۲۴ خرداد ۱۴۰۲- ۱۴ ژوئن ۲۰۲۳
انتشار دوم، اصلاح و تکمیل: ۸ آذر ۱۳۸۸- ۲۹ نوامبر ۲۰۰۹
انتشار اول: ۸ شهریور ۱۳۸۵- ۳۰ اوت ۲۰۰۶
-------------
بخش‌ اول: برنامه سیاسی برای بازسازی کشور در یک جمهوری دموکراتیک -۱ (انتشار چهارم)
ماهیت و نیروی محرکه انقلاب ایران
https://radikaldemokratik.blogspot.com/2025/09/blog-post_9.html
-------------
بخش‌ دوم: برنامه سیاسی برای بازسازی کشور در یک جمهوری دموکراتیک - ۲ (انتشار چهارم)

مردم و قدرت سیاسی -۱
http://radikaldemokratik.blogspot.com/2025/09/2.html
-------------
بخش سوم: برنامه سیاسی برای بازسازی کشور در یک جمهوری دموکراتیک - ۳ (انتشار چهارم)

مردم و قدرت سیاسی - ۲
http://radikaldemokratik.blogspot.com/2025/09/2_16.html
-------------
- اگر طی ادامه انتشار چهارم «برنامه سیاسی برای ...» به صورت بخش به بخش، رفع اشکالات انشایی و افزودن نکات جا افتاده و تکمیلی ضروری شوند، طی زیرنویس های جدید و مشخص شده با رنگ آبی، موضوع به اطلاع خوانندگان رسیده و تغییرات لازم صورت میگیرند. نگارنده در میان یادداشت‌های متفرقه و بعضا گم شده خود، بدنبال این نکات از تاریخ های مختلف میگردد.
-------------
ضمیمه برنامه سیاسی: سیاست اقتصادی رادیکال- دموکراتیک

مقدمه: ضمیمه زیر در انتشار اول «طرح اولیه قطعنامه هایی برای ارائه به کنگره شوراها»، تحت عنوان «سیاست اقتصادی در یک نظام دموکراتیک- شورایی» منتشر گشت. در انتشار دوم، از نظر شکلی و دقت در بیان محتوا، تغییراتی صورت گرفته و با عنوان جدیدی ارائه شد. انتشار کنونی بطور واقعی انتشار سوم اما همراه با انتشار چهارم «برنامه سیاسی برای بازسازی کشور در یک جمهوری دموکراتیک» و با انجام تغییرات ضروری و بهبود کیفی آن معرفی میگردد.

مؤلفه های سیاست اقتصادی در جمهوری دموکراتیک
مقدمه: جمهوری دموکراتیک در ایران، از سیاست های اقتصادی دیکته شده از سوی صندوق بین‌المللی پول و سایر نهادهای مالی بین‌المللی تحت کنترل دولت های امپریالیستی، تبعیت نخواهد کرد. سیاست های تحمیل شده از سوی نهادهای مالی بین المللی، به تشدید بیکاری، فقر هرچه بیشتر توده های زحمتکش، تخریب محیط زیست و به تضعیف نقش توده های مردم در دخالتگری سیاسی انجامیده است. جامعه نمی تواند سرنوشت اقتصاد کشور را به دستورات نهادهای مالی سرمایه داری امپریالیستی واگذار نموده، و سطح معیشت مردم را تابع منافع انحصارات بین المللی سازد.
از سوی دیگر، شرایط یک جامعه انقلابی، و فقر و فلاکت طاقت فرسای موجود، ادامه سیاست های ارتجاعی و تحمیل وخامت بیشتر بر زندگی توده های زحمتکش را نیز عملاً غیرممکن میسازد.
در عین حال، براساس تجارب عینی و شواهد متعدد، رشد اقتصادی در کشورهای در حال توسعه، تحت شرایط جهان پس از اتحاد شوروی و خارج از مدار اتحادیه اروپا و پیمان ناتو، نه لزوما به ایجاد محل کار برای کارجویان، بلکه به تسلط نئولیبرال ها، بی عدالتی بیشتر، ایجاد و تحکیم ارتش ذخیره بیکاران و ظهور اشکال جدید برده‌داری تحت عنوان «کار اجاره ای/کارگر اجاره ای»، «کار بدون قرارداد» و یا کار با «قرارداد سفید امضاء» منجر شده است.
علاوه بر موارد بالا، تأثیرات سیاسی منفی سیاست های مراکز مالی- اقتصادی بین المللی، یک پدیده عمومی در جهان گشته و آشکارا در جهت تحکیم موقعیت سیاسی سرمایه داران و نئولیبرالیسم افراطی متحد نئوفاشیسم، عمل میکنند. از این رو، اتخاذ یک سیاست اقتصادی رادیکال- دموکراتیک، نه تنها ضروری، بلکه میتواند از پشتیبانی اجتماعی و موفقیت عملی برخوردار گردد.

تجارب و مبانی کلی سیاست اقتصادی رادیکال- دموکراتیک
سیاست اقتصادی رادیکال- دموکراتیک، بر ترکیبی از سیاست ها، تجارب و دانش جدید در عرصه ملی و بین المللی استوار است:

1 - دست آوردهای مثبت سیاست های اقتصادی سوسیالیستی در جهان،
2 - اشکال موفقیت آمیز عملکرد اقتصادی و مالی در اقتصاد سرمایه داری کنونی در نمونه‌های قابل مقایسه با ایران،
3 - تجارب مشخص و مثبت از نقش دولت در اقتصادهای کشورهای توسعه یافته سرمایه داری،
4 - اقدامات مقطعی دولتی (بویژه در شرایط پس از جنگ در غرب) بمنظور بهبود قدرت خرید مردم،
5 - سیاست اقتصادی مدافعین بازار داخلی در غرب (سرمایه صنعتی، سوسیال دموکراسی، اتحادیه های کارگری)،
6 - سیاست تسهیلات مالیاتی مقطعی در رشته‌های معین اقتصاد ملی برا ی تشویق سرمایه‌گذاری های مولد و هدفمند،
7 - سیاست های ویژه نظیر ایجاد «مناطق آزاد» جهت جذب سرمایه‌گذاری های خارجی و انتقال تکنولوژی به کشور،
8 - سیاست اقتصادی خاص شرایط بحران های مالی و اقتصادی بین‌المللی در دوره اخیر،
9 - کاربردهای وسیع و جدید سازماندهی بیمه های اجتماعی و تجارب فعالیت های بانکی بمنظور انجام پرداخت ها برای مشتریان بازار عرضه و تقاضا،
10 - کاربرد وسیع و سیستماتیک ابزارهای نوین جمع آوری و کار بر روی اطلاعات (کامپیوتر، اینترنت، الگوریتم ها، هوش مصنوعی).

دینامیزم درونی یک سیاست اقتصادی موفق
سیاست اقتصادی رادیکال- دموکراتیک، باید خود و عمدتاً بکمک مکانیزم های اقتصادی و مالی روتین تجربه شده، و بطور موفق عمل کند، و نه از طریق محدود ساختن مصرف، تعیین نوع و مرز آن و یا توسل به دخالت های بوروکراتیک.

اهداف اصلی سیاست اقتصادی رادیکال- دموکراتیک
سیاست اقتصادی در یک جمهوری دموکراتیک، بر ایجاد کار و حفظ مشاغل موجود، بر گسترش رفاه توده شهروندان و ارائه خدمات اجتماعی مداوماً بهبود یابنده استوار است. این امر، یک توسعه اقتصادی تضمین شده، متوازن و منظم را الزامی و در عین حال تسهیل میسازد. جامعه ایران آینده، نه فقط به رشد اقتصادی همه جانبه و سریع، بلکه بویژه به پیوند تنگاتنگ چنین سیاستی، با تحقق هدف برچیدن کامل بیکاری و دستیابی به عدالت اجتماعی نیازمند است.

محدودیت های سیاست اقتصادی بورژوایی
ظرفیت های ایجاد کار در شرایط اقتصاد سرمایه داری در یک جامعه کمتر توسعه یافته، محدود بوده، و عملاً به افزایش سطح مصرف طبقات مرفه و میانی شهری و یا نفوذ در بازارهای خارجی اشباع شده وابسته است.
در وضعیت اقتصادی ایران، هرچه طبقات دارای قدرت خرید، به مصرف مولد محصولات مصرفی داخلی روی آورند، به همان میزان، رشد حقیقی اقتصاد تولیدی کشور امکان پذیر است؛ از آنجا که نقش ناچیز صادرات صنعتی کشور، و عدم وجود چشم اندازی در کسب جایگاهی در بازارهای جهانی، یک واقعیت غیرقابل انکار و دخیل در هر محاسبه ای است.

ویژه گی های اقتصاد و بازار مصرف ایران
اما محدوده قابل محاسبه مصرف طبقات میانی، روی آوری این اقشار به دلالی و قاچاق، صرف پس اندازها در خارج، مصرف تجملی و غیرمولد، و یا خرید کالاهای وارداتی قاچاق، بر معضلات موجود افزوده، و به تحمیل هرچه بیشتر محدودیت های توسعه بر بازار داخلی، منجر گردیده است. در کنار آن، تضعیف مداوم قدرت خرید کارگران و زحمتکشان روستایی از مقطع سرنگونی رژیم پهلوی تاکنون، بازهم بر عدم گسترش مصرف داخلی، و از این طریق: عدم تقویت یک اقتصاد مولد انجامیده است.

اتکاء به سیاست های اقتصادی کلاسیک سرمایه داری و با هدف پاسخ گویی به تقاضای بخش های میانی و مرفه بعنوان قدرت خرید اصلی، به دستیابی به هدف تضمین حق کار و ایجاد مشاغل برای انبوه جویندگان کار منتهی نمی شود؛ صرف نظر از اینکه در میان این بخش نیز، نه فقط در ایران بلکه در سطح جهان، مصرف تجملی وسیعاً گسترش یافته و از اینطریق نیز سهم مصرف مولد آن رو به کاهش میرود. در کنار عوامل فوق، یک عامل بسیار مؤثر دیگر نیز عمل میکند، که از خود- ویژه گی های اقتصاد ایران محسوب میگردد:

اقتصاد ایران، اقتصادی متکی بر فروش نفت و دلالی کالاهای وارداتی ناشی از این درآمدها توسط چرخه ای از وابستگان خرده پای وابسته به واردکنندگان حکومتی و یا شاغلان در انواع نهادهای قدرت است، و این نقشی بسیار مهم و چه بسا نقش اصلی در عدم شکل گیری یک اقتصاد مولد که به ایجاد گسترده محل کار منجر شود، ایفا میکند. از اینرو: یک سیاست اقتصادی رادیکال- دموکراتیک باید:

۱ - به اقتصاد متکی بر فروش نفت و دلالی کالاهای وارداتی با درآمد آن، فورا خاتمه دهد،
۲ - رابطه رشد اقتصادی حقیقی و ایجاد مشاغل را با نیازهای مصرف طبقات دارا کاهش داده، بازار داخلی را از انحصار قدرت خرید اقشار مرفه خارج ساخته، و بر ایجاد و گسترش این رابطه با توده های وسیع تر مصرف کنندگان تکیه کند،
۳ - به افزایش مداوم قدرت خرید کارگران و شهروندان روستایی، برای تضمین حیات یک اقتصاد مولد مراجعه کند. بدون تبدیل کارگران و زحمتکشان، به نیروی فعال و اصلی مصرف در بازار داخلی، توسعه اقتصادی تضمین شده و ایجاد کار، بیش از آنچه هم اینک عملی است، بسختی امکانپذیر خواهد بود.

جایگاه ثروت های عمومی در سیاست اقتصادی
ثروت های عمومی کشور و قبل از همه نفت و گاز و معادن، طی تمام سال‌های سلطه حکومت های دیکتاتوری و ترور، در خدمت انحصارات امپریالیستی، غارتگری سرمایه داران و دلالان داخلی و تحکیم قدرت رژیم های سرکوبگر قرار گرفته است. ثروت اصلی کشور در کنترل دولت های سرکوبگر، نه به امکانی برای رشد اقتصادی، رفاه زحمتکشان و گسترش حقوق دموکراتیک جامعه، بلکه به ابزاری برای سلطه گری دسته جات راهزن بین المللی و کسب ثروت برای یک اقلیت استثمارگر مبدل شده است.
صنایع نفت و گاز کشور به دلیل عدم وجود مالکیت عمومی و کنترل دموکراتیک بر آنها، عمدتاً و عملاً بمثابه هسته یک اقتصاد سیاسی خاص سیستم بازتولید دیکتاتوری و ترور عمل کرده است. بطریق اولی، شکل گیری یک نظام دموکراتیک، بدون تبدیل این ثروت عظیم به یک ثروت عمومی و بدون کنترل جامعه بر آن غیرممکن است. محروم ساختن دستگاه دولتی از مالکیت بر صنایع کلیدی و شرکت های دولتی، به طور جدی به کاهش قدرت سرکوبگری و فساد سیستم اداری- نظامی و نیز مصونیت دستگاه دولتی دموکراتیک جدید از عوارض منفی امتیازات سابق آن منجر خواهد شد.
صنایع نفت کشور، همواره نظیر ملک خصوصی مدیران دولتی و هزار فامیل شریک در حاکمیت در رژیم های تاکنونی بکار گرفته شده است. بخش بزرگی از سوء استفاده های مالی و رواج اقتصاد دلالی، مستقیم و یا غیرمستقیم از غارت درآمدهای نفتی توسط لایه های مختلف بورژوازی و دسته جات دولتی و نیمه دولتی ناشی شده است؛ این یک روال ثابت و جا افتاده، در هر دو رژیم سلطنتی و اسلامی بوده است. رژیم اسلامی در سوء استفاده از درآمدهای نفتی، به افراطی ترین روش های ممکن روی آورد. به اعلام برخی منابع، بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار از ثروت های کشور فقط طی ۸ سال، صرف ادامه جنگی تجاوزکارانه- جنگی که دولت عراق از سال ۱۳۶۰ خواستار پایان آن بود- گردید. از این گذشته، هزینه دستگاه انگلی عریض و طویل سرکوب و تحمیق مذهبی نیز از طریق غارت درآمدهای نفتی تأمین میگردد. قطع رابطه میان دولت و ثروت اصلی کشور در یک نظام دموکراتیک و پاسخگو به جامعه، توسل به اقدامات بنیادی در مبارزه با فساد مالی و اداری را نیز امکانپذیر میسازد.

مالکیت عمومی بر ثروت‌های ملی در خدمت نیازهای توسعه
دولت در یک نظام رادیکال- دموکراتیک، دارای فعالیت های انتفاعی خارج از وظایف مربوط به خدمات اجتماعی اولیه و یا ساختاری و بطریق اولی: مالکیت اقتصادی و انتفاعی از نوع کنونی آن نخواهد بود. کنترل حقیقی جامعه بر ثروت های عمومی، تبدیل این منابع را به پشتوانه مالی ضروری برای اتخاذ یک سیاست اقتصادی رادیکال- دموکراتیک ممکن میسازد. تبدیل مالکیت های دولتی به مالکیت عمومی و تحت کنترل جامعه، دارای نتایج مثبت متعددی است که بتدریج، دموکراتیک سازی کامل همه عرصه های فعالیت های اقتصادی- مالی را نیز تسهیل خواهد ساخت.

تغییر نظام مالکیت و تاسیس «نهاد ملی مالکیت عمومی»
بکارگیری صنایع نفت و ثروت های دولتی کنونی در مسیر توسعه اقتصادی- اجتماعی، بطور اجتناب‌ناپذیری به تغییرمالکیت های دولتی و ایجاد ساختار جدیدی براساس برقراری مالکیت عمومی بر این ثروت ها نیازمند است. از این رو، نظام رادیکال- دموکراتیک، سرمایه های ملی، مالکیت ها و فعالیت های اقتصادی دولتی در این رابطه را از کنترل دستگاه دولتی خارج ساخته و به یک «نهاد ملی مالکیت عمومی» منتقل میسازد. اداره «نهاد ملی مالکیت عمومی»، مستقیماً از طریق ارگان های نمایندگی مردم در دو پارلمان سراسری و با مشارکت کارشناسان مستقل انجام خواهد گرفت.

نظام رادیکال- دموکراتیک، بر تقویت پیوسته قدرت خرید توده های زحمتکش، بعنوان دینامیزم اصلی رشد اقتصادی و ایجاد کار و رفاه عمومی تکیه خواهد کرد. افزایش منظم قدرت خرید اکثریت توده های مردم، نه بر زمینه افزایش نقدینگی، چاپ اسکناس و سقوط مداوم ارزش آن از این طریق، و یا تلاش بی فایده برای رشد تراز بازرگانی خارجی در بازار اشباع شده بین المللی، بلکه از طریق هدایت سازمانیافته بازار عرضه و تقاضا، و این یعنی تکیه همه جانبه و تسلط کامل بر بازار داخلی امکانپذیر است. ایجاد یک «صندوق اعتبار ملی»، آن ابزار دخالت در تاثیرگذاری بر کم و کیف بازار عرضه و تقاضا بوده که با پشتوانه «نهاد ملی مالکیت عمومی» قابل تحقق است.
هدایت هدفمند بازار داخلی، همچنین بر تنظیم سیاست های پولی بانک مرکزی کشور تأثیر گذارده، از وابستگی تحولات پولی و سیاست های بانکی به اقتصاد غیرمولد دلالی و یا تأثیر تخریبی کش و قوس های بازارهای بورس بین المللی بر اقتصاد ایران جلوگیری نموده، و به اینترتیب: بحران های ناشی از تحولات بازارهای مالی را قابل پیش بینی و کنترل پذیر میسازد.

«صندوق اعتبار ملی» و اهداف سیاست اقتصادی
تأسیس «صندوق اعتبار ملی» و افزایش قدرت خرید اکثریت توده های زحمتکش از این طریق، به تقویت بازار عرضه و تقاضا، رشد سرمایه‌گذاری های مولد و تأمین اشتغال با ثبات منجر خواهد شد. به کمک تضمین های مالی این نهاد به نفع بازار تقاضا، شرکت ها/خانوارها، حجم تقاضا برای بازار متکی بر ارزش افزوده داخلی توسعه یافته، بدنبال خود، افزایش عرضه برای پوشاندن آن را الزامی میسازد. پاسخ به قدرت خرید جدید از سوی بازار عرضه، هر بار دور تازه ای از تقاضای بازار برای توسعه بخش تولید اقتصاد کشور را آزاد ساخته، و این بطور اجتناب ناپذیری، افزایش سطح اشتغال را بدنبال می آورد.
افزایش قدرت خرید مردم از سوی دیگر، سرمایه‌گذاری های مولد در بخش های جدیدی از تولید/خدمات را نیز به جریان انداخته، بنوبه خود، دامنه شمول تسهیلات «صندوق اعتبار ملی» را گسترش داده و تهیه کالاها/خدمات جدیدی را مشمول تضمین مالی از سوی اعتباردهنده ملی میسازد.
کارکرد بازار عرضه و تقاضا براین اساس، پیدایش یک سیکل اقتصادی نسبتاً با ثبات را موجب شده، و به رشد مداوم و قابل پیش بینی سرمایه‌گذاری های مولد می انجامد. از طریق پیدایش این روند قابل محاسبه و تابع دخالت سازمانیافته جامعه، توسعه اقتصادی منظم و درازمدت، ایجاد گسترده محل کار و حفظ مشاغل موجود تسهیل میگردد.

تحت این شرایط، نه فقط مداوماً محل کار ایجاد خواهد شد، بلکه با شکل گیری یک اقتصاد مولد وابسته به نقش با ثبات قدرت خرید در بازار، ایجاد کار در درازمدت نیز خود به دینامیزم درونی خود شکل خواهد داد. سرمایه عمومی نفت و گاز کشور در چنین حالتی به طور کامل در خدمت توسعه ساختارهای پایه ای و اقتصاد تولیدی کشور بکار گرفته شده و از گردونه اقتصاد دلالی کالاهای وارداتی خارج خواهد شد.

نقش مولد برای بدهی ها در کل گردش اقتصادی
در مناسبات متکی بر اقتصاد سرمایه داری، بدهی های مردم و دولت، کارخانجات و موسسات گوناگون به بانک های تجاری و یا به یکدیگر، یکی از عناصر تعیین کننده کارکرد این نظام را تشکیل میدهند. درپرتو یک سیاست اقتصادی رادیکال- دموکراتیک، نظام قرض در اقتصاد ایران، باید در محتوا و شکل تغییر کرده و نقشی مولد در رشد اقتصادی و ایجاد کار برعهده بگیرد.
در نظام قرض کنونی و در شکل ساده و قابل شناسایی برای جامعه:
مصرف کننده نهایی از طریق خریدهای غیرنقدی به توزیع کننده نهایی مقروض است. توزیع کننده نهایی به بانک های تجاری بدهکار بوده و در همانحال: تولیدکننده اصلی نیز به بانک های تجاری مقروض و به حمایت های مالی و تسهیلات دولتی وابسته است؛ و دولت نیز خود به دلایل اقتصادی و مالی گوناگون به بانک های تجاری داخلی و خارجی، اعتبارات دولت های خارجی، شرکت های خصوصی و مؤسسات اعتباری بین المللی بدهکار است.

صندوق اعتبار ملی و تغییر نظام بدهی ها
این نظام قرض میتواند از طریق دخالت «صندوق اعتبار ملی» با بدهی «صندوق اعتبار ملی» به تولید کننده و عرضه کننده نهایی، بدهی مصرف کننده نهایی به «صندوق اعتبار ملی»، با مقروض شدن «صندوق اعتبار ملی» به بانک های تجاری و طلب «صندوق اعتبار ملی» از دولت جایگزین گردد. به این ترتیب نوعی نظام قرض متوازن، بر جای همه اشکال قرض های گوناگون و پراکنده قرار میگیرد. وجود سرعت، رابطه و محاسبات مستقیم بازیگران و تمرکز در این نظام قرض، باعث حذف بسیاری از هزینه‌ها، تلف کردن وقت، «کاغذبازی» و اقدامات بوروکراتیک و حقوقی رایج میگردد.

تحکیم موقعیت بخش تولید اقتصاد توسط «صندوق اعتبار ملی»
«صندوق اعتبار ملی» بطور واقعی موجب کاهش بدهی تولیدکنندگان به بانک های تجاری از طریق ارائه اعتبارات مناسب میگردد؛ اعتباراتی که خود این نهاد، به دلیل قدرت مالی عظیم آن- ناشی از پشتوانه «نهاد ملی مالکیت عمومی»- قادر به دریافت آن از بانک های تجاری است. «صندوق اعتبار ملی» به این وسیله، هزینه های ناشی از بهره بانکی برای تولید کنندگان را به حداقل قابل تحمل برای بانک های تجاری میرساند. این امر به تقویت بخش تولید اقتصاد کشور کمک کرده، امکان فروش های با مهلت بازپرداخت طولانی تر بدهی ها به مشتریان را افزایش میدهد. تضمین بازار عرضه کالاها از طریق افزایش مداوم تقاضای شکل گرفته از سوی اعتبار دهنده از یک طرف، و امکان بازپرداخت سهل تر بدهی ها از طرف مصرف کنندگان نهایی از سوی دیگر، ایجاد ثبات در سیستم توزیع، مولد شدن هرچه بیشتر بازار و کاهش نقش دلالی را بدنبال می آورد. عملکرد بازار عرضه و تقاضای کالاها به اینترتیب، به تدریج به پیدایش نرخ معین قرض با کارکرد اقتصادی مولد در سطح کل اقتصاد کشور منجر میگردد.

قرض های طرفین خریداران کالاها/خدمات، توزیع کننده و تولیدکننده در مجموعه سیستم اقتصادی، بمرور زمان، دینامیزم خاص خود را کسب کرده، در سطح معینی قرار گرفته و نرخ آن به نرخ رشد اقتصادی، یعنی سرمایه گذاری مولد گره میخورد. هرچه نرخ رشد اقتصادی افزایش یابد، نرخ قرض های ناشی از بدهی های متقابل خریداران، تولیدکنندگان و توزیع کنندگان تنزل یافته، افزایش نقدینگی بانک های تجاری را موجب شده و این به نوبه خود، نرخ بهره بانکی برای شرکت ها/خانوارها را کاهش میدهد.

صندوق اعتبار ملی و تأثیر بر نرخ بهره بانکی
بهبود منابع مالی «صندوق اعتبار ملی»، ناشی از بازپرداخت های جدید از سوی بخش تولید اقتصاد کشور و مصرف کنندگان نهایی، به افزایش بازپرداخت بدهی های این صندوق به بانک ها منجر شده، و این بسهم خود، حجم سرمایه راکد بانک های تجاری را افزایش میدهد. بانک های تجاری بناگزیر در واکنش برای جلوگیری از سقوط بیش از حد ارزش دارایی های خود، به کاهش داوطلبانه نرخ بهره اعتبارات بانکی تا مرز بهره منفی سپرده گذاری های خود در نزد بانک مرکزی دست زده، از این طریق، به کاهش حجم سرمایه راکد خود اقدام میکنند. این روند، خود عامل مهمی در تعیین نرخ بهره بانکی پایه مناسب برای وام گیری شرکت ها/خانوارها از سوی بانک مرکزی کشور خواهد گشت.

قدرتگیری بخش اقتصاد تولیدی بکمک نظام جدید بدهی ها
به این ترتیب کاهش نرخ بهره بانک های تجاری، نه از کاهش مستقیم تقاضا برای اعتبارات بانکی و یا افزایش حجم منابع بانکی ناشی از هجوم پس اندازها به بانک های تجاری- آنچه که در کارکرد کلاسیک بانک ها روی میدهد- بلکه به طور مستقیم از بهبود ذخایر مالی «صندوق اعتبار ملی»، یعنی مشتری اصلی وام های بانکی و به طور غیرمستقیم، از بهبود موقعیت مالی بخش تولید اقتصاد کشور ناشی میشود. این با منطق رایج حاکم بر بازارهای مالی نیز سازگار بوده، و بوضوح آشکار میسازد که قدرت گیری بخش تولید اقتصاد، به افزایش قدرت رقابت سرمایه صنعتی در برابر سرمایه بانکی و بازرگانی منجر میشود. در واقع، کاهش نرخ بهره بانکی در اینجا، نتیجه رقابت سرمایه صنعتی و سرمایه بانکی در شرایط وجود پشتیبانی «نهاد ملی مالکیت عمومی» از بخش تولید اقتصاد کشور است، که در انتها، وزنه سرمایه صنعتی، یعنی بخش تولید اقتصاد را در مقابل سرمایه بانکی و بازرگانی سنگین تر میسازد. مطمئناً بدون وجود نقش پشتیبان «صندوق اعتبار ملی»، این کشمکش، همواره به نفع سرمایه بانکی و بازرگانی تمام شده و نتیجه آن ورشکستگی مداوم واحدهای تولیدی کشور و افزایش نرخ بیکاری است.

در حقیقت، قدرتگیری بخش تولید اقتصاد کشور، تقاضا برای دریافت اعتبارات جدید توسط آن از «صندوق اعتبار ملی» (و از این طریق: از بانک های تجاری) را افزایش داده، اما این موجب افزایش نرخ بهره بانکی نگشته، بلکه برعکس، نرخ بهره بانکی را به سطح قابل قبولی تنزل میدهد. این از آن رو است که افزایش نرخ بهره بانک های تجاری، تحت فشار مشتری بزرگ بانک ها، یعنی «صندوق اعتبار ملی»، همواره گرایش نزولی داشته، و صعود آن به هر دلیل و تحت هر شرایطی، تحت تأثیر وزنه بخش تولید اقتصاد کشور (با واسطه «صندوق اعتبار ملی»)، پس از مدت کوتاهی متوقف شده و در حالت تعادل سابق قرار میگیرد. دقیقتر: با افزایش مقطعی نرخ بهره بانک های تجاری (بدلیل افزایش تقاضای وام از سوی شرکت ها/خانوارها و یا برای جذب پس اندازها)، تنها تا حد متوسط نرخ بهره پیش رفته و نرخ بهره مناسب «صندوق اعتبار ملی» به حالت کم و بیش ثابت آن برمیگردد. تحت این شرایط، کاهش نرخ بهره بانکی دریافت اعتبارات جدید را از بانک ها برای «صندوق اعتبار ملی» مقرون به صرفه ساخته و این نهاد بکمک اعتبارات دریافت شده جدید، تولید کنندگان/خانوارها را در بازار با تضمین های بیشتر بازهم تقویت میکند.

سرمایه «نهاد ملی مالکیت عمومی» در خدمت گسترش ساختارها
در تحلیل نهایی، پرداخت های مالی حقیقی که در اختیار تولیدکنندگان/توزیع کنندگان قرار میگیرند، از وام های نقدی دریافت شده توسط «صندوق اعتبار ملی» از بانک های تجاری تأمین میشوند. سرمایه ها و مالکیت های تحت کنترل «نهاد ملی مالکیت عمومی» که بنیه اقتصادی «صندوق اعتبار ملی» را تشکیل میدهند فقط نوعی پشتوانه مالی، برای دریافت اعتبارات بانکی سنگین و متمرکز از بانک های تجاری محسوب میشوند؛ اعتباراتی که محدوده آن، براساس محاسبات اقتصادی کلان، از نیازهای جامعه به محل کار و از این رو، لزوم تقویت بخش تولید اقتصاد کشور، و در پیوند با این هدف، تقویت قدرت خرید تقاضا کنندگان در بازار کالاها/خدمات ناشی میشوند.

قدرت مالی «نهاد ملی مالکیت عمومی» در شکل واقعی آن، صرف سرمایه‌گذاری های بزرگ زیرساختی صنعتی، کشاورزی/آبرسانی و بهبود مداوم سیستم بهداشت، آموزش، مسکن و نوسازی صنایع شده و با بهبود استانداردهای زندگی توده های میلیونی مردم، بازدهی نیروی کار را افزایش داده و از این طریق نیز هزینه های تولید را کاهش میدهد. به این ترتیب، بخش تولید اقتصاد کشور پیوسته تقویت شده و قدرت آن در ارضاء نیازهای بازار تقاضای فزاینده، افزایش می یابد. این آن سیکل اقتصادی است، که ایجاد کار و برچیدن بیکاری را ممکن میسازد.

بتدریج تأثیرات منفی کش و قوس های نرخ بهره بانک های تجاری، ناشی از قدرت بخش دلالی و غیرمولد اقتصاد، کم رنگ شده، و به حجم بدهی ها و توانایی بازپرداخت های «صندوق اعتبار ملی» به بانک های تجاری وابسته میشود. «صندوق اعتبار ملی» اما به دلیل قدرت اقتصادی عظیم پشتوانه آن (مالکیت بر صنایع نفت و گاز و شرکت های دولتی سابق و معادن کشور) و حضور فعال «نهاد ملی مالکیت عمومی» خود بعنوان تولید کننده همچنین (شرکت های تولیدی دولتی کنونی و ادامه حضور مؤثرتر در بخش تولید اقتصاد کشور، بازرگانی و خدمات مولد)، به تعیین کننده واقعی نرخ بهره بانکی پایه بانک مرکزی و نرخ بهره بانک های تجاری تبدیل شده، و خود عملاً شرایط دریافت‌ها و بازپرداخت های وام ها به سیستم بانکی کشور را تعیین میکند. تحت این شرایط، وام های بانکی به بخش تولید اقتصاد کشور ارزان شده و نرخ بهره بانکی پایه بانک مرکزی و نرخ بهره بانک های تجاری به میزان فعال بودن «صندوق اعتبار ملی» در تقویت قدرت خرید مردم، پیوند میخورد.

تجدید سازمان بازار مالی و اقتصادی
سیاست اقتصادی رادیکال- دموکراتیک به مرور زمان، بانک های تجاری و سیستم مالی دولتی و خصوصی را عملاً به ارگان های تأمین نیازهای بخش تولید اقتصاد کشور و تابعی از آن مبدل نموده و نقش منفی این حوزه را در تخریب بخش تولید و رواج اقتصاد دلالی کنترل ناپذیر حذف میکند. کاهش نرخ بهره بانکی بانک های تجاری و نرخ بهره پایه بانک مرکزی تا پایین ترین سطح ممکن در هر سیکل اقتصادی، نه فقط به شکل گیری پس اندازهای بانک های تجاری لطمه نمیزند، بلکه به دلیل قدرت بخش تولید اقتصاد کشور و وابستگی بانک های تجاری به نقش این بخش، به پیدایش یک نظام پس انداز مطمئن، سودمند و تضمین شده برای مشتریان بانک های تجاری انجامیده و پس اندازهای سرگردان در بخش دلالی را به سمت بانک های تجاری سوق میدهد. لازم به تاکید نیست، که تولید کنندگان منفرد و بخش تولید اقتصاد کشور در نظام سرمایه داری- دلالی ایران، هرگز دارای چنین موقعیتی در مناسبات با بانک های تجاری نیستند. ورشکستگی هر روزه مؤسسات تولیدی و اخراج های دسته جمعی کارگران، بدلیل بدهی های کمرشکن شرکت ها به بانک های تجاری، هم در ایران و هم در تمام جهان، یک پدیده گسترده و روزمره است.

پیدایش یک ارگانیسم مرتبط اقتصادی و مالی
بتدریج نظام بانکی کشور، نرخ بهره پایه بانک مرکزی، نرخ بهره بانک های تجاری و حجم اعتبارات تضمین شده از سوی «صندوق اعتبار ملی» به تولیدکنندگان و خانوارها، عملاً در یک رابطه ارگانیک قرارگرفته، به یکدیگر نیازمند گشته و درهم تنیده میشوند. در چهارچوب سیاست اقتصادی رادیکال- دموکراتیک، بمرور زمان، «نهاد ملی مالکیت عمومی» و «صندوق اعتبار ملی» تأسیس شده از سوی آن، موسسات بزرگ توزیع، بانک مرکزی کشور، بانک های تجاری، مؤسسات بیمه و نظام مالیات و گمرک، در مناسبات ارگانیک با یکدیگر قرار گرفته، به عناصر یک پیکره وابسته به یکدیگر تبدیل شده و یک واحد کم و بیش همگون با جهت گیری مشترک را بوجود می آورند. روشن است، یک سیاست اقتصادی رادیکال- دموکراتیک، سهیم بودن حقیقی طبقه کارگر در قدرت سیاسی و وجود یک قانون کار دموکراتیک را فرض میگیرد. بدون تضمین حقوق سیاسی- صنفی کارگران و تشکل های کارگری مستقل و نقش مؤثر آنها در تصمیم گیری های اقتصادی، کارآرا ترین سیاست اقتصادی نیز طعمه سودجویی و بند و بست های مدیران دستگاه های دولتی، احزاب سیاسی حاکم و توطئه گری های سرمایه داران شده و فاقد امکان تأثیر گذاری مثبت میگردد.

ارائه یک سیاست اقتصادی در فقدان شرایط سیاسی عملی ساختن آن، نمیتواند همه جزئیات و احتمالات را دربر بگیرد. در مورد بالا، مطمئناً اجرای تدریجی و گام به گام و کنترل کارکرد همه جنبه های این سیاست، نقش مهمی در تحقق اهداف آن ایفا خواهد کرد. بویژه اینکه، پیش بینی احتمالاتی نظیر میزان کاهش نرخ بهره بانک های تجاری در نتیجه اجبار بانک مرکزی و بانک های تجاری (اجبار بدلیل افزایش نقدینگی آن‌ها و بازپرداخت های «صندوق اعتبار ملی» و یا دلایل دیگر) به تخصیص اعتبارات مناسب به «صندوق اعتبار ملی» که هم شکل گیری پس اندازها در بانک های تجاری را تسهیل کند و هم ارائه اعتبارات بانکی از سوی بانک ها به «صندوق اعتبار ملی» را مقرون به صرفه سازد، ساده نیست. بدون وجود سطح قابل قبولی از نرخ بهره برای پس اندازهای مشتریان بانک های تجاری، همچنین بدون نرخ سود مناسب بانک های تجاری از اعتبارات خود نزد «صندوق اعتبار ملی»، شکل گیری پس اندازها مشکل شده و سرمایه های فردی، همچنین سرمایه های بانک های تجاری، به بخش دلالی و فعالیت های غیرمولد سرازیر خواهند گشت. این بویژه به این دلیل اهمیت دارد که یک سیاست اقتصادی رادیکال- دموکراتیک، بانک های تجاری و کارکرد رایج آنها را بعنوان یک واقعیت اقتصادی پذیرفته و هدف تضعیف جایگاه نظام بانکی کلاسیک در شکل دادن به روندهای اقتصادی را دنبال نمیکند.

سیاست اقتصادی رادیکال- دموکراتیک در اساس یک سیاست غیرسرمایه داری کلاسیک است که به اقتصاد سرمایه داری تعبیه شده و با بکارگیری پشتوانه «نهاد ملی مالکیت عمومی» و «صندوق اعتبار ملی» آن و مکانیزم های ضروری دیگر، هدف ایجاد کار و دستیابی به اشتغال کامل در شرایط ویژه اقتصاد ایران و در وضعیت اقتصادی- مالی بین‌المللی کنونی را تعقیب میکند. روشن است، وجود اشکال سرمایه داری کارکرد سیاست اقتصادی نیز، در کنار سیاست اقتصادی رادیکال- دموکراتیک، هم ممکن و هم حتی اجتناب ناپذیر است.

یک سیاست اقتصادی در نمونه بالا، بر ایجاد توازن نسبی، میان قدرت و نقش اقتصادی سرمایه تولیدی، سرمایه بانکی و سرمایه بازرگانی سمت گیری شده، و در عین حال قدرت سرمایه تولیدی را از طریق حمایت «نهاد ملی مالکیت عمومی» مداوماً تقویت میکند. در این چهارچوب، رابطه بخش تولید اقتصاد کشور با بانک های تجاری، نه تماما بطور مستقیم و منفرد، بلکه همچنین غیرمستقیم و از طریق واسطه «صندوق اعتبار ملی» برقرار میگردد. چنین رابطه ای، به بخش تولید اقتصاد کشور امکان میدهد، سرمایه بانکی را به تابعی از نیازهای توسعه مداوم خود تبدیل سازد. همچنین افزایش قدرت خرید اکثریت توده های مردم، از طریق افزایش منظم اعتبارات تضمین شده برای شرکت ها/خانوارها از سوی «صندوق اعتبار ملی» نیز یک سیاست غیررایج بوده که در نظام عرضه و تقاضا ادغام میگردد. در همین رابطه، اختصاص پول نقد از سوی دولت ها به خانوارها، تاکنون بکرات در کشورهای مختلف صورت گرفته اند، تا افزایش قدرت خرید مردم موجب ایجاد محرک های جدید برای تقویت رشد اقتصادی و افزایش نرخ اشتغال گردند.

جمهوری دموکراتیک در ایران، نه فقط در زمینه تحقق مطالبات سیاسی- فرهنگی معوقه همه جنبش های تاکنونی کامل ترین چهارچوب سیاست های دموکراتیک را فراهم میسازد، بلکه در مقایسه با سیاست اقتصادی خانه خراب کن احزاب سرمایه داری نیز از ظرفیت های بمراتب مناسب تری برای موفقیت برخوردار است.

احزاب سرمایه داری بنابه طبیعت خود، یعنی حمایت از کسب حداکثر سود برای سرمایه داران و رها کردن سرنوشت مردم به عمل‌کرد آنارشی بازار، چیزی جز ادامه وضع موجود و فلاکت هرچه بیشتر شرایط معیشت توده های زحمتکش را در چشم انداز جامعه قرار نمی دهند. در حالیکه سیاست اقتصادی رادیکال- دموکراتیک که بر دخالت سیاسی توده های متشکل، خلاقیت شهروندان و به ابتکارات و دست آوردهای مدرن سیاسی، اقتصادی و تکنولوژیک متکی است، قادر است، مکانیزم های جدیدی را نیز که حامل تجربیات سیاسی و اقتصادی مثبت گذشته و فعلی هستند، نه بطور موضعی و تحت شرایط اضطراری، بلکه بمثابه یک مجموعه کامل، همگون و بدون تناقض از سیاست اقتصادی قابل اجرا بکار بگیرد.

جامعه انقلابی ایران آینده، مطمئناً بیشترین استعداد را برای انتخاب راه حل های انسانی و پیشرو، بویژه یک سیاست اقتصادی رادیکال- دموکراتیک دارا خواهد بود.
ــــــــــــــــــــ

یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران- 14 (سیاست خارجی)

یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران- 14

سیاست خارجی

اصول کلی سیاست خارجی جمهوری دموکراتیک ایران

1- جمهوری دموکراتیک ایران از روابط همه جانبه میان کشورها و همزیستی صلح آمیز دولت ها و ملل جهان، خلع سلاح هسته ای و تضمین صلح جهانی، حفظ محیط زیست، احترام به حق ملل در تعیین سرنوشت خویش و روابطه اقتصادی عادلانه بنفع ملل محروم حمایت خواهد کرد.

2- کشور ایران خود با برقراری روابط گسترده با همه کشورهای جهان، نقشی مؤثر و شایسته در مناسبات بین المللی بر عهده خواهد گرفت. نظام رادیکال- دموکراتیک در ایران در همه حال، از راه حل های صلح آمیز در روابط میان دولت ها پشتیبانی نموده، مخالفت خود را با لشگرکشی قدرتهای امپریالیستی آشکارا بیان نموده، و ابزارهای سیاسی ممکن را جهت توقف هرگونه راهزنی بین المللی بکار خواهد گرفت.

3- در همان حال، مناسبات سیاسی- اقتصادی در عرصه جهانی نیز باید در مسیر برقراری عدالت در نظام تصمیم گیریهای سیاسی و تجارت جهانی سمت گیری نموده، به بهبود شرایط زندگی ملل محروم جهان منجر گردد. در وضعیت کنونی، تصمیم گیریهای انحصارطلبانه کشورهای موسوم به "گروه 7"، روابط تجاری نابرابر و تحریم های اقتصادی ظالمانه، تماماً به زیان ملل توسعه نیافته و یا در حال توسعه تمام شده و به تحمیل فقر و گرسنگی و بی آینده گی بر بخش بزرگی از بشریت انجامیده است.

4- جمهوری دموکراتیک ایران بمثابه یک کشور غیر متعهد، از روابط برابر- حقوق در مناسبات بین المللی دفاع خواهد نمود. کشور ایران خواهان انحلال پیمان نظامی "ناتو" توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد و خاتمه روابط نابرابر فعلی از طریق نقش سیاسی- تجاری تحمیلی توسط این پیمان امپریالیستی خواهد گشت.

مبانی مردمی سیاست خارجی کشور

5- دفاع از حقوق زنان در جهان به جزئی از سیاست خارجی جمهوری دموکراتیک ایران تعلق خواهد داشت.

6- جمهوری دموکراتیک ایران محق است، نسبت به نقض حقوق زنان، بویژه اعمال جنایتکارانه ای نظیر ختنه دختران، اعتراض خود را به دولت ها و مجامع بین المللی آشکارا اعلام نموده، خواهان قطع فوری چنین اقدامات بربرمنشانه ای گردد.

7- جمهوری دموکراتیک ایران از مبارزرات دموکراتیک و سوسیالیستی در کشورهای دیگر بلحاط سیاسی، فرهنگی و انسانی پشتیبانی نموده، فعالین و تعقیب شده گان را بمثابه پناهندگان سیاسی می پذیرد. کشور ایران ضمن محکوم نمودن هرگونه جنگ افروزی و تلاش مداوم برای توقف آنها، در چهارچوب موازین سازمان ملل متحد برای بخشی از آوارگان ناشی از جنگ های منطقه ای امکانات حفاظت و تأمین یک زندگی صلح آمیز را فراهم خواهد ساخت.

محیط زیست و حقوق کارگران

8- جمهوری دموکراتیک ایران در انعقاد قراردادهای خارجی، شریکان خود را به رعایت موازین حفظ محیط زیست، قوانین کار و حمایت از حقوق کارگران و زنان در شرکت ها، و شعبات داخلی و بین المللی آنها تشویق خواهد کرد. از این طریق مؤسسات خارجی، باید هرچه بیشتر به توسعه تکنولوژیهای منطبق با نیازهای حفظ محیط زیست و انسانی تر ساختن شرایط کار شاغلین خود سوق داده شوند.

قراردادهای استراتژیک و محیط زیست

9- دولت ایران به مؤسسات دولتی و خصوصی ایرانی در انعقاد قراردادهای بزرگ و استراتژیک با بانکها و شرکت های خارجی که در نابودی جنگل های طبیعی جهان نقش دارند، پیشاپیش هشدار خواهد داد.

عدم شرکت در تحریم های اقتصادی علیه کشورهای دیگر

10- جمهوری دموکراتیک ایران از سیاست یکجانبه تحریم های اقتصادی، تجاری و تکنولوژیک علیه کشورهای مختلف حمایت نکرده، سیاست تجاری و بین المللی خود را در استقلال کامل از منافع قدرتهای غربی تعیین خواهد نمود. معیارهای جمهوری دموکراتیک در این رابطه، تعهد به منافع ملی مردم ایران، تعهد به حفظ روابط دوستی و همکاری با ملل جهان و تعهد به حفظ و تحکیم سیاست همکاری بین المللی و صلح جهانی خواهد بود.

11- مؤسسات و شرکت های ایرانی و غیر ایرانی ثبت شده در ایران، خصوصی و یا دولتی، باید طی قراردادهای قانونی ویژه ای متعهد گردند، که در تنظیم روابط با شرکای خارجی خود تنها از سیاست خارجی و سیاست تجاری جمهوری دموکراتیک ایران تبعیت کنند و نه از دستورات دولت های خارجی و نهادهای روابط خارجی آنها. عدم رعایت چنین تعهداتی از سوی چنین شرکت هایی بمعنای لغو یکجانبه و غیر قانونی قراردادهای منعقده محسوب شده، کشور ایران از موضع منافع شاغلین و موجودیت این مؤسسات عمل کرده، و خسارات احتمالی وارده از این طریق بر طرف ناقض قرارداد را برعهده نخواهد گرفت. جمهوری دموکراتیک، پیشاپیش وجود چنین قانونی و امکان اتخاذ چنین سیاستی را از طریق مجاری دیپلماتیک رسمی با نهادهای سیاسی، مالی، اقتصادی و تجاری سازمان ملل متحد هم آهنگ خواهد نمود.

علیه دیپلماسی سری در روابط بین المللی

12- جمهوری دموکراتیک ایران، مخالف هرشکلی از دیپلماسی سری بوده، از علنیت و بیان روشن اهداف و مقاصد در مناسبات میان دولت ها و سازمانهای بین المللی حمایت خواهد نمود. قدرت های بزرگ غربی باید از تحریم های اقتصادی و مالی علیه کشورهای مستقل دست برداشته و از تشدید زمینه های تقویت دیپلماسی سری در روابط میان دولت ها خودداری کنند.

تأکید بر عدم وجود اختلافات مرزی با همسایگان

13- تأکید بر عدم وجود اختلافات مرزی میان ایران و همسایگان خود؛ برسمیت شناسی مرزهای کشور ایران با کشورهای همسایه تا مقطع سرنگونی رژیم پهلوی در بهمن ماه سال 1357 (ماه فوریه سال 1979)؛ حفظ نام ها وعناوین تاریخی مناطق خشکی و آبی موجود در خاورمیانه منطبق بر اسناد رایج بین المللی.

بازبینی قراردادهای مهم اقتصادی- مالی

14- بازبینی قراردادهای اقتصادی- مالی خارجی مهم کشور و تغییر آنها، در صورتی که ضرورت ها و الویت های توسعه اقتصادی کشور آن را الزامی سازد.

علیه حامیان خارجی رژیم اسلامی

15- حق مردم ایران به اعلام جرم علیه افراد، شرکت ها، نهادها و دولت هایی که در طول دوران سلطه حکومت اسلامی، از طرق مختلف، ماشین سرکوب رژیم اسلامی را به سلاح ها و امکانات ادامه جنگ، کشتار مردم و تحکیم سلطه بر جامعه مسلح ساختند.

16- حق مردم ایران به اعلام جرم علیه افراد و شرکت های خارجی که سیاست سرکوب رژیم اسلامی را از طریق صدور ابزارهای شکنجه و تولیدات صنعتی با کاربرد پلیسی- امنیتی، تقویت کرده و در جنایات رژیم اسلامی علیه مردم ایران شریک شدند.

17- حق مردم ایران به اعلام جرم علیه افراد و شرکت های خارجی که سیاست سرکوب رژیم اسلامی علیه زنان را از طریق صدور خودروها و ابزارهای جداسازی جنسی شهروندان، تأیید و تقویت نمودند.

بررسی اقدامات تروریستی رژیم در خارج از کشور

18- حق مردم ایران به بررسی کامل اقدامات تروریستی رژیم اسلامی در خارج از کشور علیه فعالین سیاسی دموکراتیک مخالف رژیم اسلامی.

19- حق مردم ایران برای طرح شکایات احتمالی و دریافت خسارات مالی، علیه مسئولین دولتی و امنیتی سابق و یا کنونی دولت های غربی، بدلیل احتمال پوشاندن عمدی نقش رژیم اسلامی در این جنایات در کشورهای خود.

20- حقانیت سیاسی جمهوری دموکراتیک ایران به رعایت الزامات ناشی از اثبات برخورد ضد دموکراتیک دولت های غربی در این رابطه در تنظیم محتوا و سطح مناسبات آتی خود با دولت ها و مؤسسات کشورهای مربوطه.

بهبود کیفیت فعالیت سفارتخانه های خارجی

21- الزام دولت های خارجی به تعویض پرسنل غیر ایرانی سفارتخانه ها و مراکز فرهنگی خود درایران، بعلت تأثیر پذیرفتن آنها از فضای سیاسی و روحیات سرکوبگرانه ناشی از سلطه رژیم اسلامی در برخورد به مراجعین ایرانی؛ الزام مؤسسات و شرکت های خارجی به تغییر حتی المقدور بخشی از کارشناسان، مدیران و مسئولین مهم دفاتر و مراکز خود در ایران.

عدم عضویت در سازمان هایی با مبانی غیر دموکراتیک

22- جمهوری دموکراتیک در پیمان های نظامی بین المللی و یا منطقه ای وارد نخواهد شد. کشور ایران از سیاست های نظامی قدرت های امپریالیستی علیه کشورهای رقیب آنها حمایت نخواهد کرد.

23- عدم عضویت کشور ایران در سازمانهای منطقه ای و بین المللی که مبانی ناسیونال- شوینیستی، قومی و مذهبی را پایه وجودی خود قرار داده اند؛ نظیر کنفرانس کشورهای اسلامی.

24- مبانی ناسیونال- شوینیستی، قومی و یا مذهبی، بر برسمیت شناسی نابرابری حقوقی میان انسانها متکی بوده، و ناقض اصول و اساس یک نظام رادیکال- دموکراتیک میباشند.

مشورت های امنیت دسته جمعی ایران و همسایگان

25- جمهوری دموکراتیک ایران همسایگان کشور را به انجام منظم مشورت های امنیتی دو جانبه و یا چند جانبه با ایران، جهت تقویت مداوم مناسبات متقابل، رفع سوء ظن ها و ایجاد اعتماد هرچه بیشتر دعوت خواهد نمود.

جامعه مشترک کشورهای منطقه دریای خزر و خاورمیانه

26- جمهوری دموکراتیک ایران در ایجاد یک اتحادیه سیاسی، اقتصادی، تجاری، تکنولوژیک و علمی، پولی و مالی مشترک میان ایران، کشورهای قفقاز، آسیای مرکزی و خاورمیانه ذینفع است. این اتحاد در وحله اول میتواند کشورهای ایران، افغانستان، قزاقستان، ازبکستان، ترکمنستان، تاجیکستان، قرقیزستان، آذربایجان، ارمنستان و گرجستان و در مراحل بعدی کشورهای عمان، عراق، سوریه، اردن، لبنان، فلسطین، پاکستان، اسرائیل و مصر را در بر بگیرد. کشورهای فوق بدلایل متعددی، امکانات بالقوه تشکیل چنین اتحادی، بنفع همه شهروندان خود را دارا هستند. همچنین ایجاد این اتحاد، تشکیل یک قطب اقتصادی- مالی تأثیرگذار در آسیای مرکزی، خلیج فارس، حوزه دریای خزر، دریای سیاه و خاورمیانه را موجب شده، و تعیین سرنوشت معادلات سیاسی- بین المللی در این مناطق را از انحصار قدرت های بزرگ جهانی خارج میسازد.

صلح در خاورمیانه

27- دفاع جمهوری دموکراتیک از خاتمه سیاست اشغال سرزمین ها و برقراری صلح و همزیستی مسالمت آمیز میان کشورهای خاورمیانه.

28- برسمیت شناسی برابر- حقوق و همزمان کشورهای فلسطین و اسرائیل در چهارچوب مرزهای مورد توافق هر دو ملت از سوی جمهوری دموکراتیک ایران، و دفاع از حق زندگی صلح آمیز شهروندان هر دو کشور در کنار یکدیگر.

29- خواست آزادی زندانیان فلسطینی از زندان های اسرائیل و پرداخت غرامت به زندانیان و بستگان آنان.

30- خواست بازگشت مردم آواره فلسطین به سرزمین های خود؛ پرداخت غرامت به آنان از سوی دولت اسرائیل و یا یک صندوق کمک بین المللی.

31- مخالفت کشور ایران با دخالت های سودجویانه دولت های غربی و منطقه ای در مناسبات میان دو ملت فلسطین و اسرائیل.

32- برقراری روابط سیاسی- اقتصادی و فرهنگی کامل جمهوری دموکراتیک ایران با کشور اسرائیل، مشروط به استقلال کشور فلسطین، برسمیت شناسی آن از سوی دولت اسرائیل و بازگشت آوارگان فلسطینی به مناطق سکونت خود است.

پرداخت خسارت به کشورهای مستعمره و نیمه مستعمره سابق

33- جمهوری دموکراتیک خواهان ایجاد یک کمیسیون بزرگ بین المللی برای تعیین میزان خسارات وارده کشورهای صنعتی غربی به کشورهای مستعمره و نیمه مستعمره سابق و پرداخت خسارت به این کشورها خواهد گشت. کشور ایران، خود مبادرت به ایجاد یک کمیسیون بین المللی مینماید تا خسارات ناشی از کودتای امپریالیستی 28 مرداد سال 1332 به مردم و کشور ایران را در همه زمینه های انسانی، اقتصادی و مالی محاسبه نماید.

لغو بدهی های کشورهای فقیر

34- نظام دموکراتیک در ایران خواهان لغو کلیه بدهی های کشورهای فقیر به بانک ها، مؤسسات مالی و کشورهای ثروتمند جهان است.

برچیدن سلاح های هسته ای در جهان

35- جمهوری دموکراتیک ایران خواهان تعیین یک زمانبندی مشخص از سوی قدرت های بزرگ و یا دارنده گان زرادخانه های اتمی، بمنظور برچیدن کامل سلاح های هسته ای در جهان است.

حق دموکراتیک کشور در انجام پژوهش های هسته ای

36- جمهوری دموکراتیک ایران مخالف پیگیر تولید سلاح های هسته ای، میکروبی و شیمیایی است و به تمام اقدامات احتمالی رژیم اسلامی در این زمینه در اسرع وقت خاتمه خواهد داد. در عین حال، استفاده از تکنولوژی تولید انرژی هسته ای و ارتقاء مداوم سطح کیفی آن به سیستم تولید بدون زباله های اتمی را در پیش گرفته، آن را وسعت داده، و در تلاش برای کسب سهمی در تجارت جهانی مربوط به آن نیز نقشی بعهده خواهد گرفت. جمهوری دموکراتیک در این رابطه به سیاست مستقل و ملی خود عمل کرده و به فشارهای احتمالی دولت های غربی و یا منطقه ای بمنظور محدود ساختن پژوهش های علمی- صنعتی کشور در حوزه انرژی هسته ای و فیزیک کوانتومی وقعی نخواهد گذاشت.

رفرم اصول و روال کار سازمان ملل متحد

37- کشور ایران خواهان انجام رفرم های بنیادی در اصول و روال کار سازمان ملل متحد و همه ارگانهای تابعه آن است. جمهوری دموکراتیک خواهان الغاء "حق وتو" در شورای امنیت این سازمان و اتخاذ تصمیمات مهم آن از طریق مکانیسم اکثریت آراء در مجمع عمومی سازمان ملل متحد خواهد گشت. شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز بمثابه کمیته دائمی، باید بطور دوره ای از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد انتخاب گردد.

38- جمهوری دموکراتیک ایران خواهان انتقال مقر اصلی سازمان ملل متحد از شهر نیویورک به شهر قاهره گشته و از انتقال دفاتر سازمان های مهم وابسته به این سازمان به کشورهای آمریکای لاتین، آفریقا، آسیا و خاورمیانه حمایت خواهد کرد. این امر باید نقش و جایگاه کشورهای جهان از قاره های مختلف را در اتخاذ تصمیمات بین المللی و امور اجرایی سازمان ملل متحد تقویت کند.

***

اکبر تک دهقان

24 خرداد 1402- 14 ژوئن 2023

ــــــــــــــــــــ

یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران- 13 ( تأسیس یک نظام قضایی دموکراتیک)

یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران- 13

تأسیس یک نظام قضایی دموکراتیک

انحلال نهادهای قضایی ضد دموکراتیک و اسلامی

1- انحلال دادگاههای انقلاب اسلامی، دادستانی های انقلاب اسلامی، دادسراهای انقلاب اسلامی، نهادهای قضایی ویژه نظامی و مذهبی و ارگانهای وابسته به آنها در سراسر کشور. حق مردم ایران به مجازات همه مسئولین و مجریان صدور و اجرای احکام ظالمانه در ارگانهای فوق و طی همه دوران سلطه گری بیرحمانه رژیم اسلامی.

حقوق مردم ایران در برخورد به مجرمان و جنایتکاران رژیم اسلامی

2- حق مردم ایران به محاکمه و مجازات بانیان و مسئولین مؤثر رژیم اسلامی بدلیل تأسیس یک نظام فاشیستی، نقض بیرحمانه حقوق دموکراتیک و انسانی مردم، توقف رشد جامعه و توسعه کشور و تخریب زندگی نسل های آینده. حق مردم به محاکمه و مجازات عناصر فعال دستگاه مذهب شیعه بدلیل ایجاد یک نظام دیکتاتوری تروریستی و تبدیل سنن و قوانین بربرمنشانه مذهبی عصر بدویت بمثابه سیستم سیاسی و قضایی مسلط بر ایران قرن بیستم و قرن بیست و یکم.

3- حق مردم ایران به محاکمه و مجازات همه عناصر دخیل در تصمیم گیری و اجرای سیاست بی حقوق سازی زنان و تبدیل نیمی از جمعیت کشور به شهروندان تحت سرکوب، تبعیض، تحقیر و ترور روانی روزمره. حق مردم برای محاکمه و مجازات همه عناصر دخیل در سرکوب و لگدمال کردن هر روزه حقوق زنان به دلیل پوشش آنان و مخالفت آنان با حجاب اجباری تحمیلی.

4- حق مردم ایران به محاکمه و مجازات همه شکنجه گران، بازجویان، عناصر گروههای ضربت و بازداشت و اعدام زندانیان، زندانبانان و همه عوامل شریک در ایجاد شرایط ترور و وحشت در زندانهای رژیم اسلامی. حق مردم به محاکمه و مجازات همه اعضاء تیم های گشت و ترور خیابانی شهروندان و تجسس در زندگی خصوصی مردم.

5- حق مردم ایران به محاکمه و مجازات عاملین و مجریان طرح ضد مردمی و ضد ملی "انقلاب فرهنگی" در اردیبهشت ماه سال 1359. در این تهاجم بیسابقه به مراکز تحصیلی و علمی کشور هزاران نفر مورد ضرب و شتم واقع شده، صدها نفر کشته، زخمی و بازداشت شده و هزاران استاد دانشگاه، دانشجو و کارمند از دانشگاههای کشور اخراج شدند. عوامل این تبهکاری، چندین سال نیز دانشگاههای ایران را به تعطیلی کشانده، لطمات سنگینی به زندگی شغلی، اجتماعی، تحصیلی و سیاسی شهروندان و توسعه علمی کشور وارد آوردند، که نتایج آن بطور محسوسی در ایجاد محدودیت های متعدد در زندگی روزمره مردم بازتاب یافت.

6- حق مردم ایران به محاکمه و مجازات همه بازاریان فعال در تأسیس و اداره ماشین سرکوب اسلامی که جناح افراطی آن را در کنار دستگاه روحانیت شیعه در آغاز حمام خون دهه 60 و ادامه جنگ تجاوزکارانه 8 ساله ایفا نمودند. حق جامعه به تمک دارایی های این تبهکاران.

7- حق مردم ایران به محاکمه و مجازات همه طراحان و مجریان سیاست حمام خون سال 1360 و بازداشت و اعدام هزاران زندانی سیاسی. حق مردم به محاکمه و مجازات همه طراحان و مجریان سیاست هولناک اعدامهای دسته جمعی هزاران زندانی سیاسی در سال 1367.

8- حق مردم ایران به محاکمه و مجازات همه طراحان و مجریان نابودی بیرحمانه همه احزاب و سازمانهای سیاسی، سندیکایی و شورایی کارگران، دهقانان، زنان، جوانان و سایر اقشار دموکراتیک جامعه و یا برآمده از انقلاب بهمن از سال 1358 تا به امروز. بدون احزاب سیاسی و سازمانهای اجتماعی و سندیکایی هیچگونه امکانی برای دفاع از حقوق شهروندان نمی تواند وجود داشته باشد.

9- حق مردم ایران به محاکمه و مجازات همه عوامل بازداشت، زندانی ساختن، شکنجه و اعدام و قتل شهروندان، فعالین سیاسی، سازماندهان و شهروندان بیگناه مناطقی خاص از کشور از سال 1358 و بویژه در بهار و تابستان سال فوق، سالهای بعد و اخیر در ترکمن صحرا، خوزستان، کردستان و سیستان و بلوچستان.

10- حق مردم ایران به محاکمه و مجازات همه طراحان و مجریان سیاست سلب آزادیهای عمومی و ممنوعیت فعالیتهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، صنفی و سندیکایی توده های مردم و نیروهای دموکراسی پارلمانی، چپ و کمونیست در کشور. صاحبان جدید قدرت بلافاصله پس از روزهای 21 و 22 بهمن سال 1357 و سرنگونی رژیم پهلوی، سیاست سرکوب و تعقیب مردم خواهان حقوق دموکراتیک را در دستور کار خود قرار دادند.

11- حق مردم ایران به محاکمه و مجازات همه طراحان و مجریان سیاست سرکوب هولناک و حذف فیزیکی جامعه بهاییان کشور، مجازات طراحان و مجریان سیاست اعمال سرکوب و تبعیض علیه شهروندان غیر شیعه، غیر مسلمان و غیر مذهبی.

12- حق مردم ایران به محاکمه و مجازات همه طراحان و مجریان تحمیل شرایط معیشتی غیر انسانی به توده های مردم بویژه به توده های کارگران، دهقانان، اقشار فقیر و شهروندان مناطق کمتر توسعه یافته کشور.

13- حق مردم ایران به محاکمه و مجازات همه طراحان و مجریان سیاست سرکوب سیستماتیک حقوق زبانی، "قومیتی"، فرهنگی و محلی دهها میلیون نفر شهروندان آزادیخواه کشور.

14- حق مردم ایران به محاکمه و مجازات همه طراحان، مجریان و همدستان ترور و سرکوب خانواده های جانباختگان، کارگران و سندیکالیست ها، مدافعین حق پوشش آزاد و حقوق زنان، بازنشستگان، روستاییان، نویسنده گان، هنرمندان، روزنامه نگاران، وبلاگ نویسان و فعالین در شبکه های اجتماعی، اعضاء خانواده های زندانیان، دانشجویان، معلمان، استادان دانشگاهها، پژوهشگران، مدافعین حقوق نوکیشان مذهبی، مدافعین سقط جنین، مدافعین حقوق زنان و کودکان در منازعات طلاق، وکلای مدافع زندانیان و دگراندیشان، ورزشکاران، مدافعین حقوق بشر، مدافعین حقوق کودکان کار، معلولین، مدافعین حقوق مهاجرین افغانستانی و خارجیان، مدافعین حریم خصوصی شهروندان، مدافعین حقوق "قومیت ها" و حمایت از زبانهای مادری در کشور، حقوق کول بران و سوخت بران، همجنسگرایان، ایرانیان دو تابعیتی، فعالین حفظ محیط زیست و حیوانات، مخالفین جنگ و بحرانسازی، مخالفین تغذیه دسته جات مذهبی در جهان، فعالین اجتماعی باورمند به سایر مذاهب و"نواندیشان" دینی.

15- حق مردم ایران به محاکمه و مجازات همه طراحان و مجریان سیاست تداوم جنگ تجاوزکارانه بمدت 8 سال، قتل و مجروح و معلول شدن صدها هزار نفر شهروندان کشور، نابودی بیش از 7 هزار شهر و روستا و ویرانی بخش اعظم تأسیسات زیربنایی کشور. حق مردم ایران به محاکمه و مجازات عناصر خارج از حکومت و کشور که نقش اصلی را در دلالی کالا، نفت و خرید و صدور سلاح بمنظور ادامه این جنگ تجاوزکارانه ایفا نمودند. حق مردم ایران به محاکمه و مجازات حامیان سیاسی در داخل و خارج از کشور که از ادامه جنگ تجاوزکارانه، کشتار مردم و نابودی ساختارهای اقتصادی تحت عنوان "دفاع از کشور" و انتقام جویی از شکست امپراطوری ساسانی در مقابل تهاجم اعراب مسلمان دفاع میکردند. رژیم اسلامی به عمد و با نقشه قبلی و در سایه این جنگ تجاوزکارانه، همه احزاب و سازمانهای سیاسی و صنفی کشور را نابود کرده، هزاران زندانی سیاسی و شهروندان آگاه را به جوخه اعدام سپرده، دهها هزار شهروند خواهان حقوق خویش را در زندانها خورد کرده و یا به خروج از کشور وادار ساخت. جریان حاکم اسلامی (حزب جمهوری اسلامی، حزب مؤتلفه اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دستگاه مذهب روحانیت شیعه) از طریق ادامه این جنگ جنایتکارانه، تغییرات ساختاری اقتصادی، سیاسی، نظامی، فرهنگی، مذهبی و روابط تجاری خارجی دلخواه طبقات سلطه گر بازاری، روحانیت و متحدین آنها از میان سرمایه داران را به سرانجام رسانده، و به نیروهای اجتماعی مدافع حیات آتی و دستگاه سرکوب گسترده خویش نیز در جامعه شکل دادند.

16- حق مردم ایران به محاکمه و مجازات همه طراحان و مجریان اقدامات نابودکننده اقتصاد صنعتی کشور و تبدیل تجارت غیر مولد بازاریان اسلامی به نظام اقتصادی حاکم و سیاست اقتصادی ضد مردمی و تبعیض آمیز. حق مردم ایران به محاکمه و مجازات همه غارتگران آشکار و پنهان ثروتهای مردم ایران به نفع وابستگان به قدرت حاکم، بازاریان و دستگاه مذهب شیعه.

17- حق مردم ایران به محاکمه و مجازات همه طراحان و مجریان سیاست خارجی ماجراجویانه و تجاوزکارانه رژیم اسلامی و صرف میلیاردها دلار ثروتهای مردم فقیر ایران برای اهداف توسعه طلبانه سیاسی و مذهبی در منطقه خاورمیانه و جهان.

18- حق مردم ایران به محاکمه و مجازات همه عاملین سیاسی و اجرایی مسئول در تخریب گسترده محیط زیست، تهدید خشکسالی کامل سرزمینی، ویرانی شرایط طبیعی حیات مردم و نسل های آینده کشور.

19- حق مردم ایران به محاکمه و مجازات همه مسئولین و مدیران ادارات و سازمانهای دولتی که با هدف خودشیرینی و کسب مقام و موقعیت، بودجه های دولتی و دارایی های مردم ایران را به نهادها و برنامه های مذهبی اختصاص میدهند.

20- حق مردم ایران به محاکمه و مجازات همه همدستان سیاسی، مذهبی و اداری- اجرایی در کلیه سطوح پایینی و جنبی و پراکنده و متفرقه در دوره های مختلف در ارگانهای سیاسی، قضایی، نظامی، امنیتی، اقتصادی، آموزشی، فرهنگی و اجتماعی رژیم اسلامی و یا خارج از این ارگانها، و محلی یا سراسری، و یا در خارج از کشور در دوران سلطه گری آن.

لغو قوانین ضد دموکراتیک، اعلام قوانین جدید

21- لغو همه قوانین ضد دموکراتیک و یا قوانین متکی بر بنیادهای فکری مذهبی و جایگزینی آنها با قوانین دموکراتیک- شهروندی؛ به این منظور:

22- تأسیس فوری "نهاد ملی حقوقدانان کشور" متشکل از صرفاً حقوقدانان داخل کشور. نهاد مزبور به تشخیص خود میتواند از کمک های سایر حقوقدانان، از جمله کارشناسان غیر ایرانی نیز بهره بگیرد.

23- بکارگیری همه ظرفیت های حقوقی و تلاش حقوقدانان مردمی برای تنظیم هرچه سریع تر کتابچه اولیه قوانین عمومی جمهوری دموکراتیک. "نهاد ملی حقوقدانان کشور" بایستی طی 3 روز، موارد بسیار ضروری و با اهمیت روز را در موضوعات و حوزه های مختلف زندگی روزمره و یا مناسبات بین المللی کشور بصورت قوانین و آئین نامه های قابل اجرا تنظیم نموده و از طریق کتابچه ذکر شده منتشر سازد.

24- قوانین تهیه شده به ترتیب بالا تا تصویب نهایی در دو پارلمان سراسری کشور (مجلس شورای ملی، کنگره سازمان های اجتماعی) و ایجاد ارگانهای قضایی دائمی، بمثابه قوانین معتبر و مبنای صدور هر حکم قضایی ضروری خواهند بود.

25- قوانین مزبور باید در اسرع وقت از سوی حقوقدانان، فعالین سازمان های غیردولتی، فعالین اجتماعی، سیاسی و علاقمندان به بازسازی سریع کشور وسیعاً در سمینارهای حرفه ای، تخصصی، عمومی، همایش های مردمی و رسانه های دولتی و بخش خصوصی، در سراسر کشور ترویج شده و به اطلاع عموم مردم رسانده شود.

26- الزام به همکاری مؤسسات دولتی و عمومی نظیر دانشگاه ها، مدارس، شهرداری ها، شوراهای روستاها، استانداری ها، ادارات دولتی، سندیکاهای کارگری و اتحادیه های دهقانی، سازمانهای زنان و جوانان و کارخانجات و شرکت ها در روشنگری پیرامون قوانین ضروری و رساندن کتابچه قوانین جدید به دست هر شهروند ساکن کشور.

27- فراخوان فوری یک کنگره سراسری از حقوقدانان، استادان، دانشجویان رشته های حقوق، کارشناسان و علاقمندان برای معرفی کتب دانشگاهی و اسناد آموزشی ضروری منطبق با نظامات قضایی دموکراتیک، بمنظور ادامه فعالیت هرچه سریع تر دانشکده های حقوق دانشگاههای کشور و ممانعت از بروز وقفه در این زمینه.

28- حق حقوقدانان کشور به ارائه پیشنویس اولیه قوانین مربوط به صنف خود به دولت و دو پارلمان سراسری کشور (مجلس شورای ملی، کنگره سازمان های اجتماعی). حق تشکل های مستقل حقوقدانان کشور به عضویت در "کنگره سازمان های اجتماعی" بمثابه ارگان دموکراسی مستقیم.

ایجاد یک نظام قضایی مستقل و منتخب

29- ایجاد یک نظام قضایی مستقل از دولت، مستقل از صاحبان ثروت، شرکت ها و مؤسسات اقتصادی، و مصون از تأثیر پذیری از سنتهای ارتجاعی و یا قومی، از مذاهب، افراد متنفذ، احزاب سیاسی، قدرتهای بین المللی و نهادهای با نفوذ در جامعه.

30- انتخابی بودن کلیه قضات، دادستان ها و زندانبانان از سوی دو پارلمان سراسری کشور (مجلس شورای ملی، کنگره سازمانهای اجتماعی)؛ تأیید صلاحیت هر قاضی، دادستان و زندانبان از سوی نهادهای منتخب مردم در هر ناحیه (شورای روستا، شورای شهر، شورای استان).

31- در نظام قضایی دموکراتیک همواره اصل بر برائت است. در نظام قضایی دموکراتیک تمرکز بر ایجاد شرایط مناسب بمنظور رشد شخصیتی، شغلی، اجتماعی، فرهنگی و تغییرات رفتاری زندانیان و نه خورد کردن شخصیت فردی آنها است.

32- نظام قضایی دموکراتیک در همه شرایط و روندهای قضایی کشور، نه بر انتقام جویی دولتی، بلکه بر عدالتخواهی و مجازات متناسب و متمدنانه، مدارای لازم با مرتکبین جرائم نسبتاً سبک و رفتار سازنده با آنان استوار خواهد بود.

33- حذف حکم اعدام از نظامات حقوقی کشور؛ ممنوعیت هرشکلی از شکنجه بازداشت شده گان، ممنوعیت اعمال هرگونه فشارهای روحی و تهدیدات غیر انسانی علیه زندانیان. بی اعتباری هرگونه اعتراف گیری تحت شرایط اعمال فشارهای جسمی و روحی علیه زندانیان.

محاکمات و زندان ها

34- علنی بودن کلیه محاکمات؛ در موارد استثنایی، نظر وکلای مدافع و رأی ارگان قضایی مربوطه تعیین کننده است.

35- الزامی بودن حضور هیئت منصفه، الزامی بودن و حق داشتن وکیل مدافع برای کلیه متهمین.

36- عدم تأسیس هیچگونه دادگاه و نهاد حقوقی کشوری و یا استانی ویژه و موازی؛ همه نهادهای قضایی در کشور تابع قوانین، آئین نامه های عمومی، سازماندهی و شیوه صدور حکم یکسان خواهند بود.

37- تقدم اکید بیطرفی قضات در محاکمات؛ حق مسلم شهروندان برای درخواست تغییر یک حکم قضایی، در صورتی که شواهدی مبنی بر نقض بیطرفی از سوی قاضی در دسترس قرار گیرد.

38- نظارت مستقیم و منظم دو پارلمان سراسری (مجلس شورای ملی، کنگره سازمانهای اجتماعی) و شوراهای شهرها و استانها بر روال و امور زندانهای کشور.

39- تضمین یک روال منظم و دارای حداقلی از محدودیت های امنیتی برای تماس زندانیان با خانواده های خود و از این طریق: کمک مؤثر به حفظ بنیانهای خانواده گی و فامیلی زندانیان. مرخصی منظم برای زندانیان بویژه در مورد جرائم نسبتاً سبک.

40- گسترش امکانات کار تولیدی، آموزش و ورزش برای مجرمین در زندان ها. شناسایی استعدادهای شخصی زندانیان و ایجاد امکانات شکوفایی آنها مستقل از میزان و نوع جرائم. تقسیم بخش اعظم درآمدهای زندانیان از فعالیت های تولیدی در محیط زندان میان خانواده های نیازمند زندانیان و خانواده های شاکیان خصوصی.

جنایات رژیم اسلامی، بویژه در دهه 60

41- تعیین یک هیئت رسیده گی ملی متشکل از حقوقدانان، فعالین سیاسی، زندانیان سیاسی سابق و خانواده های زندانیان و جانباختگان برای مطالعه و شناخت همه پرونده های قضایی مربوط به قربانیان رژیم اسلامی طی بیش از 4 دهه سلطه گری آن. این بویژه به برنامه ریزی و بحث و تصمیم گیری های مسئولین دولتی در ارتکاب جنایات رژیم اسلامی طی حمام خون سال 1360 و سال های پس از آن مربوط میگردد. یافتن همه طراحان، مجرمین، همدستان و حامیان سیاسی- تبلیغی این جنایات هولناک در هر سن و هر تابعیت جدید دولتی و در هر کشوری که در آن ساکن شده باشند.

انحلال ارگانهای اجرایی دستگاه قضایی اسلامی

42- انحلال و برچیدن ارگانهای سرکوب اسلامی نظیر سپاه پاسداران، نیروی بسیج سپاه پاسداران، گشت های خیابانی، نهادهای کنترل روابط شخصی و پوشش شهروندان، انواع "حراست" ها، ارگانهای "ضد شورش" و نظایر آنها. انتقال همه اموال و دارایی ها و اماکن نهادهای بالا به "نهاد ملی مالکیت عمومی".

43- انحلال و برچیدن دادستانی های انقلاب اسلامی و ارگانهای گشت و اطلاعات مختلف رسمی و غیر رسمی وابسته به این نهادها. انتقال همه مؤسسات مالی، اقتصادی، انواع مالکیت ها و یا سهام شرکت ها و طلب های متعلق به این ارگانها به "نهاد ملی مالکیت عمومی".

44- انحلال و برچیدن واحدهای امنیت و اطلاعات داخلی کنونی و تشکیل نهاد جدید حفاظت از امنیت کشور؛ دارایی ها و اموال واحدهای امنیت و اطلاعات داخلی به نهاد جدید حفاظت از امنیت کشور منتقل میگردند. نهاد مذکور تحت مسئولیت مستقیم دو پارلمان سراسری کشور (مجلس شورای ملی، کنگره سازمانهای اجتماعی) فعالیت خواهد کرد.

45- تأسیس یک نهاد واحد انتظامات شهری (پلیس) با قوانین واحد در سراسر کشور و جدایی همه ارگانهای سیاسی و اطلاعاتی تاکنونی از نهاد تازه تأسیس.

46- انحلال و برچیدن دسته جات سرکوب اسلامی نظیر انجمن های اسلامی و بسیج سپاه پاسداران و نهادهای موسوم به "حراست" از کارخانجات، ادارات و محلات.

47- تعیین موازین و مقررات حفاظت در مراکز کار، آموزش و سکونت از طریق تشکلهای مستقل مردم و همکاری ارگانهای قضایی و امنیتی کشور در این زمینه.

بی اعتباری احکام ظالمانه صادر شده در رژیم اسلامی

48- اعلام بی اعتباری احکام اعدام صادر شده در رژیم ترور اسلامی و آغاز بررسی همه موارد فوق بر اساس موازین دموکراتیک طی یک برنامه زمانبندی شده.

49- اعلام بی اعتباری احکام بازداشت صادره و احکام قضایی اجرا شده بویژه بدلایل سیاسی، فرهنگی، مذهبی، عقیدتی، جنسی/جنسیتی و نظایر آن از سوی ارگانهای سرکوب رژیم اسلامی و بررسی مجدد موارد فوق بر اساس موازین دموکراتیک.

50- ایجاد یک نهاد ملی برای اعاده حیثیت از تمامی جانباختگانی که به دلایل اتهامات بی پایه جنسی/جنسیتی طعمه دستگاه آدم کشی اسلامی گشته و یا عضوی از اعضاء بدن خود را از دست داده اند. پرداخت خسارات مالی به بازمانده گان این جانباختگان.

نظام دموکراتیک و احکام اجرا شده علیه عناصر رژیم پهلوی

51- احکام "قضایی" صادر شده علیه عناصر رژیم پهلوی در اوائل تصرف قدرت توسط رژیم اسلامی در سالهای 1357 و 1358 نباید موضوع تجدید بررسی قرار گیرند. تنها در صورت تصویب دو پارلمان سراسری کشور، موارد منفرد و بعنوان یک استثناء، میتوانند موضوع بررسی دوباره بحساب آیند. شکنجه گران و قاتلان مردم طی 58 سال سلطه گری هولناک رژیمهای پهلوی، موضوع "دادخواهی" جامعه نظیر شهروندان آزادیخواه، مبارز، ملی و قربانیان رژیمهای پهلوی و اسلامی محسوب نمی شوند.*1

52- احکام فوق در شرایط غلیان احساسات عمومی برای انتقام گیری از سرکوبگران، تحت شرایط خواست بحق مردم برای مجازات مجرمین اصلی، در لحظات غلبه هرج و مرج ویژه هر شرایط انقلابی، وقوع حوادث سیاسی پی در پی و خارج از کنترل و فقدان یک دستگاه قضایی جدید، بسرعت صادر و فوراً اجرا شده اند، و در واقع جزء حوادث جاری روزهای انقلاب بهمن 57 و سرنگونی رژیم پهلوی محسوب میگردند. شرایط انقلابی انتهای سال 1357 تا اوائل سال 1358، یعنی لحظات سرنگونی رژیم پهلوی، از آن جمله و بویژه: خواست بحق توده های میلیونی سرکوب شده گان و جانباختگان در رژیم سلطنتی، خود یک موقعیت حقوقی ویژه ای را تشکیل میدهد که نمیتوان آن را بطور دلبخواهی به هر دوره دیگری تسری داد و تاکنون نیز چنین اقدامی در موازین حقوقی رایج سابقه نداشته است.

کیفرخواست نظام دموکراتیک علیه دارودسته پهلوی

53- کیفرخواست نظام دموکراتیک آتی علیه همه ناقضان حقوق مردم ایران در دوران سلطه گری رژیم کودتایی محمدرضا پهلوی.

54- حق اعلام جرم دستگاه قضایی دموکراتیک آتی علیه کلیه عناصر و وابستگان به دستگاه شکنجه و اعدام ساواک. اعلام جرم دستگاه قضایی دموکراتیک علیه همه اشخاص و مؤسسات متعلق به بقایای رژیم ساواک و یا شرکتهای غربی که بنحوی از نظام شکنجه و اعدام ساواک علیه مردم ایران دفاع کرده و یا هم اینک دفاع میکنند.

55- حق اعلام جرم دستگاه قضایی دموکراتیک آتی علیه همه احزاب و عناصری که از سیاستهای رژیمهای پهلوی علیه مردم ایران در طی 44 سال اخیر دفاع کرده و یا دفاع میکنند. چنین احزاب و افرادی نباید حق فعالیت سیاسی قانونی در جمهوری دموکراتیک در سطح امکانات ورود به سیستم را کسب کنند. مدافعین کودتاهای ضد ملی و ضد دموکراتیک سوم اسفند 1299 و 28 مرداد 1332 و سیاستهای ناشی از این کودتاها، صلاحیتی برای فعالیت قانونی در حد ورود مجدد به نظام دولتی، قانونگذاری و قضایی کشور نخواهند داشت.

56- حق اعلام جرم دستگاه قضایی دموکراتیک آتی علیه احزاب و عناصری که بازگشت دیکتاتوری فاشیستی سلطنتی را بمثابه هدف سیاسی خود دنبال کرده اند، یا هم اینک چنین هدفی را تعقیب میکنند.

57- حق اعلام جرم نظام دموکراتیک آتی علیه همه غارتگران و دزدان ثروتهای مردم ایران در دوران سلطه گری رژیم پهلوی و همدستان دولتی و غیر دولتی خارجی آنها.

58- حق اعلام جرم دستگاه قضایی دموکراتیک آتی علیه عناصر موسوم به "خانواده پهلوی" و بازمانده گان و وارثین ثروتهای آنان بدلیل به غارت بردن صدها میلیون دلار (و هم اینک میلیاردها دلار) ثروتهای مردم فقیر ایران و سوء استفاده شخصی و سیاسی از آن طی 44 سال. همه ثروتهای تحت مالکیت این "خانواده" و مسئولین و ثروتمندان فراری حکومت پهلوی از روز 28 مرداد سال 1332 تا لحظه سرنگونی رژیم اسلامی بنا اصول معتبر حقوق دموکراتیک در جهان کنونی متعلق به مردم ایران است و باید به خزانه کشور بازگرانده شوند. جمهوری دموکراتیک باید تیم های توانمندی از حقوقدانان داخلی و بین المللی را بمنظور اعاده حقوق مردم ایران در این رابطه بکار گیرد.

59- حق اعلام جرم دستگاه قضایی دموکراتیک آتی کشور علیه افراد، احزاب و رسانه های فارسی خارج از کشوری که بیکباره و بطور هم آهنگ و سازمانیافته با تبلیغات سیاسی افراطی بنفع عناصر "خانواده پهلوی" تحت عناوین "شاهزاده"، "ولیعهد"، "شاهدخت" و "شهبانو"، به خون هزاران شکنجه شده، جانباخته و زندانی سیاسی در رژیم ساواک لگد زده، از شرایط غیبت مردم و ضعف ملی جامعه ایران سوء استفاده کرده، و تلاش کردند، این دارودسته را به یک آلترناتیو سیاسی علیه اراده مردم اسیر ایران مبدل سازند.

60- در جمهوری دموکراتیک ایران باید بخشی از رسانه های فارسی خارج از کشوری نه بمثابه رسانه بمعنای حرفه ای و صنفی آن، بلکه بمثابه سازمانهای سیاسی راست افراطی وابسته به دولتهای امپریالیستی و مدافعین احیاء دیکتاتوری پهلوی به ثبت رسانده شده، و فعالیت رسانه ای قانونی آنها در ایران با این چهارچوب حقوقی هماهنگ گردد.

کیفرخواست علیه مسئولین تبهکار و یا اشتباه کار در اپوزیسیون رژیم اسلامی

استقرار رژیم فاشیستی اسلامی در سال 1357 بکمک همه جانبه احزاب و سازمانهای متعدد و بعضاً حتی غیر مذهبی امکانپذیر گشت. این رژیم جنایتکار همچنین بکمک اشتباهات و همدستی غیرمستقیم با آن توسط برخی عناصر و دسته بندیها در سازمانهای سیاسی اپوزیسیون تقویت و تثبیت گردید. نظام قضایی دموکراتیک آتی باید همه این موارد را یک به یک بررسی نموده و حقوق مردم ایران در این رابطه را اعاده نماید:

61- حق مردم ایران به اعلام جرم علیه مسئولین جریان "نهضت آزادی ایران" بدلیل نقش بسیار مهم و تعیین کننده آنان در سقوط کشور به جهنم فاشیسم اسلامی. حق مردم ایران به اعلام جرم علیه مسئولین "جبهه ملی ایران" بدلیل شرکت فعال در بنیانگذاری یک نظام فاشیستی علیرغم شناخت آنان از خصوصیات چنین نظامی. حق مردم ایران به اعلام جرم علیه مسئولین "حزب توده" بدلیل حمایت وسیع سیاسی- تبلیغی آنان از تأسیس و تثبیت رژیم ترور اسلامی، علیرغم اینکه خود تحت هیچگونه محدودیت تاریخی، ایدوئولوژیک، فرهنگی، طبقاتی و شخصی ناشی از وابستگی به دستگاه روحانیت فاشیستی، ضد کمونیستی و بازاریان قرار نداشتند. هیچیک از مسئولین چنین اقدامات تبهکارانه ای تا به امروز نه اقدام خود را محکوم ساخته، نه استعفاء داده و نه برکنار شده اند.

62- حق مردم ایران به اعلام جرم علیه مسئولین سازمان چریکهای فدایی خلق ایران که در خرداد ماه سال 1359 با کشاندن این سازمان به دنبال رژیم اسلامی و همدست آن "حزب توده"، این سازمان سیاسی بزرگ را به نابودی کشانده، آشکارا اپوزیسیون ترقیخواه رژیم خمینی را خلع سلاح نمودند. این اقدام سیاسی غیر قابل انتظار نقشی انکارناپذیر در تثبیت سریع تر رژیم ترور اسلامی، شروع حمام خون سال 1360 و شکست قطعی انقلاب بهمن ایفا کرد. هیچ سازمان سیاسی کشور قادر نبود جایگاه این سازمان بزرگ و مؤثر اپوزیسیون را اشغال نموده، از شکست کامل انقلاب بهمن جلوگیری کرده، یا شکست این انقلاب را به تأخیر اندازد. رهبری حزب توده و "اکثریت" اما تنها مسئولیت یک وجه کاملاً مؤثر از روند فروپاشی این سازمان بزرگ اپوزیسیون را در پرونده اقدامات خود دارند.

محافل غیر مبارز و بی انگیزه شبه چپ لیبرال راست نیز که عناصر آنها از زندان آزاد شده و یا از خارج از کشور وارد شده بودند، از آن میان: سازمان جدید التأسیس "کومه له"، همه هم و غم و تبلیغات سیاسی گمراه کننده و کینه توزانه خود را تحت عنوان "مبارزه ایدوئولوژیک"، نظیر حزب توده و جریان "اکثریت"، متوجه تضعیف، ایجاد انشعاب و فروپاشی این تنها پیوند ملی و نیروی چپ قابل اعتماد کشور نمودند. این عناصر و جریانات بی مسئولیت، غیر دموکراتیک و غیر ملی مدام با انجام تبلیغات مسموم خود علیه مبارزه سازمان فدایی با رژیم ساواک، به حزب توده و تئوریهای تسلیم طلبانه آن مشروعیت بخشیده، نیروی جوان و بی تجربه تشکیلات را در برابر رهبری "توده ای" سازمان فدایی خلع سلاح نموده و موقعیت این جریان را در تشکیلات و جامعه تقویت میکردند. سرعت غلبه "اکثریتی" ها بر رأس سازمان چریکهای فدایی خلق ایران عمدتاً به این دلیل میسر گشت.*2 تبهکاری عناصر فوق از درون و بیرون سازمان، موجب وارد آمدن خسارات سنگین سیاسی و اخلاقی نیز به نیروهای مبارز و شهروندان مخالف رژیم اسلامی بطور کلی و برای همیشه گشت. تبدیل این سازمان پس از انشعاب به دنبالچه یک رژیم فاشیستی، همچنین برای چندین دهه بشدت به روح امید، کار تشکیلاتی و فعالیت مبارزاتی جامعه در شرایط جدید و میان نسل جوان آسیب زد. هیچیک از عناصر اصلی این جریانات نیز تاکنون نه اقدام خود را محکوم ساخته، نه استعفاء داده و نه برکنار شده اند.

اعضاء و بنیانگذاران این سازمان، متعلق به نسل جوان پس از کودتای 28 مرداد سال 1332، با فعالیت منضبط تشکیلاتی و مبارزات فداکارانه غیر قابل تصور خود، در کشور ایران پیوندهای ملی جدید، مردمی، سراسری و امیدوارکننده ایجاد نموده بودند. بدلیل سلطه دارودسته ضد ملی پهلوی، 58 سال دیکتاتوری پلیسی آن و از این طریق: توقف رشد ملی جامعه و سپس در شرایط قدرت گیری نیروهای ماقبل سرمایه داری روحانیت و دلالان بازار و ضدیت علنی آنان با ساختار پایه ای ملت ایران، نابودی آگاهانه و هدفمند این سازمان خیانتی بزرگ علیه ملت و کشور ایران نیز محسوب میگردد.

63- حق مردم ایران به اعلام جرم علیه مسئولین حزب دموکرات کردستان ایران و سازمان کومه له (در مقطع فوق تحت عنوان: "کومه له" و "حزب کمونیست ایران") که طی یک درگیری مسلحانه گسترده و صرفاٌ با اهداف تأمین منافع شخصی و گروهی در مناطق روستایی و کوهستانی کردستان ایران، خسارات سنگینی به مردم و جنبش ترقیخواهی در کشور وارد آوردند. در این جنگ داخلی پرخسارت که پس از درگیریهای پراکنده سالهای اولیه، از سال 1363 تا سال 1367 بطور سراسری ادامه یافت، بیش از 1000 نفر از مردم مبارز ایران که به دو طرف درگیری مسلحانه تعلق داشتند جان باختند و از تعداد مجروحین و معلولین اطلاعی در دست نیست. کشمکش مسلحانه فوق به اعتماد ساکنان استانهای غربی و سراسر کشور به احزاب سیاسی آسیب زده، صدها نفر را وادار به ترک صفوف دو حزب ساخته، پیوستن نیروهای جدید به هر دو حزب را نیز متوقف کرده، در انتها به خاتمه فعالیت سیاسی متشکل این احزاب در مناطق داخلی کردستان ایران منجر گشت. اقدامات مسلحانه "کومه له" و "دموکرات" علیه یکدیگر و سپس دو جناح حزب دموکرات علیه یکدیگر در شرایط اعدامهای دسته جمعی رژیم ترور اسلامی، عملاً نقش مکمل سیاست قتل عامهای زندانیان سیاسی را ایفا کرده، بدون تردید به تثبیت قطعی این رژیم فاشیستی و بیدفاع شدن زندانیان سیاسی کمک نمود. به احتمال زیاد، تعداد جانباختگان در این درگیریهای درونی طی مراحل مختلف آن، با تعداد جانباختگان جنایات رژیم اسلامی در غرب کشور برابر است.

هر دو حزب مذکور تابحال موضوعات واقعی مربوط به این درگیری غیر انسانی و غیر موجه را مسکوت گذارده، از انتشار اطلاعات ضروری برای جامعه خودداری کرده اند. روستاییان زحمتکش دو استان غرب کشور مکرراً با ارسال نامه هایی با نام های واقعی و امضاء های شخصی خود به این دو جریان و سازمانهای سیاسی دیگر، خواهان توقف درگیریهای مسلحانه میان دو حزب میشدند. اما رهبران قدرت طلب و غیر دموکراتیک، که هزینه های مالی جنگ میان خود را نیز از طریق بودجه دولتی مردم فقیر عراق تأمین میکردند، نیازی ندیدند به خواسته های بحق شهروندان ساده و صلح دوست کشور اعتناء کنند.*3 هیچیک از دو حزب مذکور بدلیل نقش آگاهانه خود در توسل به این سیاست، حتی زحمت یک انتقاد از خود جدی و یک عذرخواهی ساده از مردم ایران را نیز به خود نداده اند و تا به امروز هم هیچ فرد مسئولی به این دلیل استعفاء نداده و برکنار نشده است.

64- حق مردم ایران به اعلام جرم علیه عناصر مسئول در سازمان چریکهای فدایی خلق ایران- اقلیت در کردستان عراق و عناصر مسئول در سازمان "راه کارگر" در کردستان عراق در مقطع سال 1364. جریان موسوم به "کمیته مرکزی" در سازمان و جناح اپوزیسیون آن موسوم به "شورای عالی" و عناصر مسئول جریان موسوم به "راه کارگر"، در روز 4 بهمن سال 1364 بطور آگاهانه و طی زمینه سازی از طریق اقدامات متعدد قبلی، یک درگیری مسلحانه درونی را به این تشکیلات تحمیل کرده و باعث کشته شدن 5 نفر و زخمی شدن گروه دیگری شده، سازمان چریکهای فدایی خلق ایران- اقلیت را به انحلال کشاندند. این کشمکش ارتجاعی در میانه جهنم اعدامهای مبارزین توسط رژیم اسلامی، زیر ضرب بودن مداوم زندانیان سیاسی و خانواده های داغدار و شرایط شکست انقلاب بهمن در جامعه بوقوع پیوست. در نتیجه این رویداد، یک سازمان سیاسی مبارز و هنوز نقطه امید بخشی از اقشار دموکراتیک جامعه نابود گشته، تحکیم قدرت رژیم اسلامی علیه مردم بازهم تسهیل شده، و ناامیدی و تشتت فکری در جامعه، در میان مبارزین در کشور و زندانیان سیاسی تشدید شد. از میان مسئولین اصلی این اقدام فاجعه بار هنوز هیچیک به اقدام و مقاصد خود بطور واقعی و جدی اعتراف نکرده، کسی نیز دراین رابطه استعفاء نداده و برکنار نشده است.*4

65- حق مردم ایران به اعلام جرم علیه مسئولین طراحی و اجرای "عملیات فروغ جاویدان" در مرداد ماه سال 1367 از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران. سرنوشت این عملیات یعنی شکست نظامی و تحمیل تلفات سنگین انسانی به مجاهدین و شهروندان مبارز کشور با تکیه بر محاسبات ساده نظامی و سیاسی و مقایسه قدرت نظامی طرفین درگیری از پیش معلوم بود. با مراجعه به کمترین سطحی از برخورد عقلانی هم نمی توان پذیرفت که امکان موفقیت چنین عملیات بشدت نابرابری میتوانست وجود داشته باشد. از این رو در این واقعیت نباید تردید کرد، که رهبری این سازمان نیز از این سرنوشت تلخ احتمالی مطلع بود. رهبری مجاهدین به احتمال زیاد در پاسخ به نیازهای تحکیم قدرت خود در رأس این سازمان و تضمین موقعیت آتی خویش، به طراحی و اجرای عجولانه این عملیات خودکشی نظامی روی آورد.

عملیات فروغ جاویدان سازمان مجاهدین طی کمتر از 5 روز بساده گی قابل پیش بینی شکست خورد. طبق محاسبات ادعایی این سازمان، نیروهای نظامی آن می بایستی بدون برخورد با هیچ مانعی و فقط از طریق جاده، مستقیماً به تهران میرسیدند. شکست این عملیات با تلفات هزاران کشته و مجروح از سازمان مجاهدین خلق همراه بوده، دهها نفر اسیر بیدفاع نیز بلافاصله از سوی دژخیمان رژیم اسلامی به جوخه اعدام سپرده شدند. این اقدام رهبری سازمان مجاهدین به دور جدیدی از اعلام و تبلیغات قدرقدرتی و "حقانیت" دروغین رژیم اسلامی علیه جامعه و نیروهای اپوزیسیون منجر گشت.

خسارات انسانی و سیاسی این عملیات بیهوده و زیانبار اما فقط به موارد هولناک بالا محدود نگشت. رژیم اسلامی که از سال 1360 به بعد همواره مترصد لحظه مناسبی برای قتل عام همه زندانیان مقاوم بود، بسرعت دست بکار شد و از این شرایط حداکثر استفاده را برای ارتکاب جنایتی بزرگ علیه مردم ایران بعمل آورد. طی روزهای پس از شکست عملیات نظامی مجاهدین، هزاران زندانی سیاسی بیدفاع بصورت گروهی و بشیوه ای بربرمنشانه به قتل رسیده و در گورهای دسته جمعی و گمنام به خاک سپرده شدند. تاکنون هیچک از مسئولین و طراحان سیاسی و یا نظامی عملیات فروغ جاویدان نه از خود انتقاد کرده اند، و نه در این رابطه استعفاء داده و نه برکنار شده اند.

حق جامعه بر اعمال مجازات غیر قابل بخشوده گی در موارد زیر:

66- توسل به قدرت سیاسی، نیروی نظامی/امنیتی/پلیسی و موقعیت حزبی، بمنظور بازداشت، آزار، شکنجه و قتل شهروندان کشور؛ اعمال بی حقوقی علیه زنان بمثابه نیمی از جمعیت کشور.

67- سوء استفاده از قدرت جسمی مردانه بمنظور ضرب و شتم و قتل دختران و زنان؛ سوء استفاده از قدرت جسمی مردانه بمنظور ضرب و شتم و یا قتل کودکان و خردسالان.

68- قتل آگاهانه فردی که در موقعیت ضعیف اجتماعی و یا حالت بی خبری از محیط قرار دارد (فقیر، غیر شاغل، مسن، تمایل جنسی متفاوت، شخص بیهوش و یا در خواب، معلول جسمی یا ذهنی، بیمار، زخمی، مست، معتاد، ناآشنا به محیط و یا شهروند خارجی).

69- سوء استفاده جنسی سازمانیافته و آگاهانه از کودکان و نوجونان؛ سوء استفاده از کودکان و نوجوانان برای نگهداری، حمل و نقل، خرید و فروش و مصرف مواد مخدر؛ سوء استفاده از کودکان و نوجوانان برای ارتکاب قتل؛ آموزش کودکان و نوجوانان برای اقدام به ارتکاب جرم و کشاندن کودکان و نوجوانان به درون باندهای مجرمین؛ سوء استفاده از کودکان و نوجوانان بمنظور انجام فعالیت های خطرناک در محیط کار.

الغاء تمرکز سیاسی ضد دموکراتیک در حوزه دستگاه قضایی

70- انتقال دستگاههای اداری/پرسنلی نهاد عالی حفاظت از قانون اساسی کشور به شهر تبریز.

71- انتقال دستگاههای اداری/پرسنلی شورای عالی قضایی کشور به شهر کرمان.

72- انتقال دستگاههای اداری/پرسنلی دادستانی کل و شهربانی کل کشور به شهر سنندج.

سمینارهای روشنگرانه حقوقی برای عموم مردم

73- ایجاد امکان برای برگزاری مداوم و منظم سمینارهای روشنگرانه قضایی در سراسر کشور. دولت، دانشگاهها، جمعیت حقوقدانان کشور و سایر سازمانهای اجتماعی باید با ایجاد سازماندهی ضروری، امکان برگزاری سمینارهای عمومی را برای جامعه و علاقمندان فراهم کنند. در این سمینارها باید قوانین جدید و روندهای قضایی مربوط به آنها، بویژه در امور خانواده، کار و امور اجتماعی و شرکت ها، در سطح جامعه و بطور قابل فهم برای توده های مردم ترویج گردند. حقوقدانان و دانشجویان همچنین در چنین سمینارهایی باید به سوالات و معضلات حقوقی مردم پاسخ گفته، بازسازی و فعالیت نظام قضایی جدید کشور و دفاع شهروندان از حقوق دموکراتیک خود را تسهیل سازند.

دستگاه قضایی و مقابله با ترور روانی شهروندان

74- تحقیرهای "قومیتی" و خصومت ورزی علیه تعلقات زبانی و فرهنگی در جامعه ایران یک معضل بزرگ ملی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. این فرهنگ و عملکرد چندش آور با چنین ابعاد وسیعی، ویژه جامعه ایران بوده، با توجه به شواهد مسلم، در هیچیک از کشورهای همسایه و غیرهمسایه سابقه ندارد. پدیده نفرت انگیز فوق با استقرار رژیمهای ضد ملی و وابسته پهلوی از طریق دو کودتای امپریالیستی سوم اسفند سال 1299 و 28 مرداد سال 1332 در جامعه ایران ریشه گرفت و پس از همدستی اکثریت "روشنفکران" جامعه با استقرار و تثبیت یک رژیم فاشیستی و سپس شکست انقلاب بهمن در سال 1360، در شرایط یأس و افسرده گی عمومی، تخریب روحی و بی اعتباری ارزشهای انسانی و فرهنگی جامعه نیز به پدیده ای افسارگسیخته مبدل شد.*5

75- هدف از تحقیرهای "قومیتی"، زبانی، جنسی و فرهنگی شهروندان، توسل به ترور روانی مردم عادی بمنظور جلوگیری از رشد ملی، رشد شخصیتی و رقابت برابر حقوق آنان در بازار کار و بازار مشاغل سازمانهای دولتی و از این طریق: انحصار منابع ثروت و قدرت در دست جریان داروینیستی و راسیستی وابسته به "قوم پارس" باستان یعنی لیبرالهای راست، راست افراطی و فاشیستی است. عناصر این جریان نه دیروز و نه امروز به ساختاری بنام ملت ایران و برابر- حقوقی شهروندان اعتقادی نداشته و ندارند، آن را تحقیر کرده و مورد تمسخر قرار میدهند. ترور شخصیتی، صدمه زدن به اعتماد بنفس شهروندان و ایجاد احساس اضطراب و ترس و گناه و بدهکاری در بخش بزرگی از جامعه، بیان همین بی اعتقادی به ملت، انکار کاراکتر انسان آزاد و دنبال کردن سیاست دشمنان انقلاب مشروطیت و جنبش ملی یعنی محمدعلی شاه قاجار، رضاخان میرپنج، محمدرضا پهلوی و روح الله خمینی است.

76- امر بازسازی کامل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه ایران پس از دهه ها دیکتاتوری فاشیستی، بدون غلبه کامل و هر چه سریع تر بر فرهنگ تحقیرهای شخصی و اجتماعی روزمره شهروندان غیر ممکن است. جامعه باید در آغاز تلاش بزرگ خود برای انجام تغییرات ریشه ای در کشور حساب خود را با مجریان و عاملین ترویج چنین فرهنگ و سیاست اجتماعی ضد ملی و غیر انسانی روشن سازد.

77- جامعه باید از طریق نظام آموزش عمومی و روشنگری سیستماتیک، از پایین ترین سطوح آموزشی و خانواده با این پدیده غیر انسانی مقابله کند. اما حل قطعی و سریع این معضل سیاسی و فرهنگی، همچنین به اقدامات ضروری دستگاه قضایی دموکراتیک نیز نیازمند است.

78- حق مردم ایران به اعلام جرم علیه هر فرد و نهاد و رسانه و مؤسسه ای که در زندگی روزمره دست به تحقیر "قومیتی"، زبانی، جنسیتی و فرهنگی شهروندان میزند. پذیرش کامل و پیشاپیش هزینه های وکالت چنین شکایاتی صرفنظر از نتایج شکایات از سوی دستگاه قضایی کشور.

79- لغو حق فعالیت احزاب سیاسی، رسانه ها، انتشاراتی ها، نهادهای اجتماعی و تعطیل حسابهای شبکه های اجتماعی افراد و مؤسساتی که چنین اقدامات ضد شهروندی و ضد ملی را ترویج کنند. عدم اجازه فعالیت سیاسی و یا کسب موقعیت در سازمانهای اجتماعی و صنفی برای چنین افرادی. عدم استخدام چنین افرادی در سازمانهای دولتی بویژه نظام آموزشی کشور، در نهادهای قضایی، امنیتی و نظامی. عدم پذیرش چنین افرادی بعنوان طرف قراردادهای تجاری با مؤسسات دولتی.

80- حق جامعه به مجازات و سلب تابعیت ایرانی از افرادی که به طرق مختلف و بویژه بطور منظم و آگاهانه، دست به تحقیر مردم بدلایل زبان، "قومیت"، جنسیت، تعلقات فرهنگی، مذهبی، عقیدتی، جغرافیایی و یا ملیت غیر ایرانی زده، و به همبستگی ملی و شهروندی در جامعه ایران آسیب میزنند. چنین افرادی با تحقیر مداوم میلیونها نفر از شهروندان کشور، عملاً بی اعتنایی و بی نیازی خود به حق تابعیت ایرانی و عدم وجود علائق و احساسات مشترک با بخش بزرگی از ملت ایران را بنمایش میگذارند. دلایل سیاسی، شغلی و یا عادات فرهنگی- محلی و سوابق تاریخی نمیتوانند هیچ شکلی از تحقیر و ترور روانی مردم را توجیه کنند. چنین متهمینی در صورت محکومیت قضایی و از دست دادن تابعیت ایرانی خود باید بتوانند با ویزای توریستی در ایران زندگی کنند، اما از برخی از حقوق سیاسی مهم خود که اهمیت ملی دارند محروم خواهند شد. جمهوری دموکراتیک باید طی دو سال، پدیده شرم آور تحقیرهای "قومیتی"، زبانی، فرهنگی و جنسیتی شهروندان، این پرچم هویت فرهنگی رژیمهای دیکتاتوری در ایران را در وجوه اساسی آن ریشه کن سازد.

***

اکبر تک دهقان

16 اردیبهشت 1402- 6 مه 2023

-------------

توضیحات

- "برنامه سیاسی" در اینجا به متنی به همین نام در وبلاگ "برنامه سیاسی" ( http://radikaldemokratik.blogspot.com) این نگارنده مربوط میشود. این برنامه طی انتشار اول در تاریخ 8 شهریور 1385- 30 اوت 2006 و تصحیح و تکمیل بعدی بعنوان انتشار دوم در تاریخ 8 آذر 1388- 29 نوامبر 2009 ارائه گردیده است. نگارنده سپس در تاریخ 17 مرداد 1393- 8 اوت 2014 به مخاطبین احتمالی خود وعده "انجام تصحیحات ضروری مضمونی، املائی، دستوری و شکلی، حذف موارد کم اهمیت و یا غیرضروری، همچنین تکمیل برخی موارد، طی ماههای آینده بعنوان انتشار سوم در این وبلاگ" را داده بود. ارائه کنونی آن تحت عنوان: "یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران" بشکل بخش های جداگانه و تقدم و تآخر متفاوت از متن اصلی را باید به معنای انجام وعده داده شده نگارنده پس از مدت 8 سال و انتشار سوم این برنامه در نظر گرفت.

*1- مدافعین رژیم پهلوی اعدام وحشیانه رئیس جمهور رومانی نیکولای چائوشسکو و همسر او النا چائوشسکو در روزهای سقوط دولت سوسیالیستی در این کشور در سال 1989 (1368) را اقدامی قانونی و محصول شرایط انقلابی معرفی میکنند، اما اعدام شکنجه گر و جنایتکاری نظیر نعمت الله نصیری در 44 سال قبل را و درست در روزهای شرایط انقلابی، به موضوع "دادخواهی" تبدیل ساخته، در رثای آن افسانه سرایی کرده و اخیراً نیز از موضع همدردی با این گروه از جنایتکاران "کلیپ" و ویدوئو میسازند!

*2- جریان توده ای "اکثریت" فقط طی مدت کمتر از 6 ماه پس از آغاز فعالیت نیمه علنی سازمان در 1358 بر تشکیلات سازمان مسلط شد! و این بدون لشگرکشی مضحک "تئوریک"، کمک فعالانه و بعضاً آگاهانه رهبران بی مسئولیت، هوچیگر، احمق، دروغگو و بی مسئولیت سازمان "پیکار"، "راه کارگر"، "رزمنده گان"، "کومه له"، "اتحادیه کمونیست ها"، "توفان"، "رنجبران"، "سهند" و امثال آنها به حزب توده و "اکثریت" ممکن نبود.

*3- نگارنده در اینجا اصل چنین نامه هایی را که مربوط به سال 1364 و همچنین احتمالاً سال 1363 بودند، شخصاً دیده و خوانده است. سازمانهای فوق و عناصر آنها در مناطق کوهستانی و یا شهرهای کردستان عراق سکونت داشته، اما برای انجام عملیات ایذایی (به تعبیر اغراق آمیز و غیر واقعی خود: "مبارزه مسلحانه خلق کرد برای حق تعیین سرنوشت"!) به داخل خاک ایران آمده و با یکدیگر بطور مسلحانه درگیر میشدند. 4 سال جنگ داخلی میان این دو نیرو، بخش عمده همه دوره ای است که این دو جریان ظاهراً در حال "مبارزه مسلحانه" با رژیم اسلامی قرار داشتند! پایان این درگیری خونین و شرم آور نیز نه از طریق روی آوری به عقل و منطق و صلح دوستی، و مذاکره و برقراری صلح میان دو نیرو، بلکه بدلیل اشغال مقرات و مناطق فعالیت و زندگی افراد و مسئولین آنان توسط واحدهای ارتش و سپاه پاسداران رژیم اسلامی در همکاری با "اتحادیه میهنی کردستان عراق (جلال طالبانی)" بطور ناخواسته به حزب دموکرات و کومه له تحمیل شد. آنها دیگر به این دلیل، قادر به رفتن به ایران و حضور در مناطق کوهستانی کردستان بمنظور جنگیدن با یکدیگر نشدند! در واقع این رژیم اسلامی و "عدو" بود که "سبب خیر" شد و به درگیری مسلحانه میان آنان خاتمه داد و مطمئناً مردم غرب کشور هم از این طریق عاقبت نفس راحتی کشیدند!

*4- عناصر مسئول در جریان موسوم به "کمیته مرکزی"(سازمان چریکهای فدایی خلق ایران-اقلیت): عباس توکل، حسین زهری (بهرام)، مستوره احمدزاده. عناصر مسئول در جریان اپوزیسیون آن و موسوم به "شورای عالی": مصطفی مدنی، حماد شیبانی، مسعود فتحی، یدی شیشوانی. عنصر مسئول اصلی در جریان موسوم به "راه کارگر"، شریک بیرونی و بشدت گستاخ و افراطی و یک لمپن تمام عیار با روحیات جنایتکارانه، فردی به نام علی دماوندی (نام سابق: "یوسف راه کارگر"، امروز شوپرداز و "مصاحبه باز" رادیویی در خارج از کشور!). هر سه جناح درگیری ("کمیته مرکزی"، "شورای عالی"، "راه کارگر") در روز و ساعات آخر قبل از درگیری، بدون تردید از خونریزی و قتل احتمالی عناصر سازمان مطلع بوده، به عمد از نشت اطلاعات به بیرون و بویژه مطلع شدن نیروهای "اتحادیه میهنی کردستان عراق (جلال طالبانی)"، نیروهای سیاسی دیگر ایرانی و همچنین مردم روستای نزدیک، همه در فواصل قابل دسترسی و بعضاً چند دقیقه ای، جلوگیری کردند (؟!).

در این درگیری کمتر از 15 دقیقه ای در حوالی ساعت 2 بعد از ظهر روز 4 بهمن سال 1364، که زمینه های آن طی 3 سال و بویژه 8 ماه آخر شکل گرفته بود، جناح "شورای عالی" و عامل افراطی بیرونی یعنی "راه کارگر" (که نقش نظامی در موضوع نداشت) در یک دسته بندی قرار داشتند. درگیری فوق با حضور سریع نیروهای مسلح اتحادیه میهنی کردستان عراق و خلع سلاح فوری دو طرف خاتمه یافت. درگیری مسلحانه در محل ورودی مقر "رادیو صدای فدایی" (محل استقرار جناح "کمیته مرکزی") آغاز شد، اما عناصر مسلح و همچنین مسئولین "شورای عالی" (بجز مصطفی مدنی که در این مقر ساکن بود) قادر به ورود به "مقر رادیو" نشدند.

پس از پایان درگیری مسلحانه فوق، اتحادیه میهنی کردستان عراق (جلال طالبانی) دست به تشکیل یک هیئت بررسی واقعه زد، از آنجا که محل وقوع درگیری در محل استقرار رهبری این جریان قرار داشته، منطقه آزاد شده آن محسوب گشته، و امنیت منطقه نیز به لحاظ سیاسی و حقوقی به این جریان مربوط میشد. هیئت فوق که در آن نماینده گان هر دو طرف درگیری، سازمان کومله، حزب دموکرات کردستان، راه کارگر، گروه اشرف دهقانی و احتمالاً جریان دیگری نیز در آن شرکت داشت پس از سه روز بررسی دست به انتشار یک قضاوت یکجانبه، ناقص، سطحی و عمدتاً بنفع جناح "شورای عالی" زد. این گزارش اما در پایان، انجام قضاوت نهایی را به آینده و به عهده مردم ایران در شرایط دموکراتیک واگذار کرد.

*5- داریوش همایون سردسته اصلی سلطنت طلبان و برای مدعیان سازمان "اکثریت" و ملیون سابق و قومگرایان: یک "زنده یاد"!!، در یکی از آخرین سرهم بندی هایش چنین میگوید:

"درباره این شوخی‌هایی که برای آذربایجانی‌ها درست می‌کنند ... من پیشنهاد می‌کنم و همه جا گفته‌ام بجای نسبت دادن به مردمان، بگوئید غضنفر و مجلس خودتان را گرم کنید و به غضنفر بخندید، چنانکه صد‌ها سال به ملا نصرالدین می‌خندیدید؟"

http://bonyadhomayoun.com/?p=5939، تأکید از طریق فونت درشت از "بازسازی"

اولاً این سطح شعور سیاسی داریوش همایون، تئوریسین و بنیانگذار فکری حزب رستاخیز در رژیم پهلوی است- هم ترحم انگیز، هم چندش آور! او موضوع را به آذربایجان خلاصه کرده و از "باهوش ترین آدم‌های ایران" صحبت میکند. به این وسیله او بر محتوای راسیستی چنین تبلیغات ضد دموکراتیک صحه گذارده و خود او مردم ایران را به "باهوش" و کم هوش تقسیم میکند! ثانیاً او خودش را در کنار چنین مسخ شده گانی احساس میکند، که میخواهند با تحقیر میلیونها نفر شهروندان کشور "فقط" اندکی "تفریح" و "شوخی" کنند و هیچ منظور دیگری در ذهن علیل خود ندارند! روشن است در توجیه تئوریک این مرتجع راست افراطی/راست فاشیستی و بنیانگذار حزب فاشیستی و ضد یهودی "سومکا" و حزب رستاخیز از سنت نازی ها در دهه 20 و 50، بازهم موضوع بر سر ایجاد امکانی برای تحقیر و ترور روانی شهروندان عادی کشور است، تنها با این تفاوت که اینبار همه فحاشی ها تحت نام "غضنفر" صورت میگیرد و هر گوینده و شنونده ای هم باید بداند، منظور از "غضنفر" داریوش همایون در واقع چه کسانی از مردم کشور هستند.

تحقیرهای "قومیتی" افسارگسیخته کنونی به چندین روند در دوران شکست انقلاب بهمن مربوط هستند و سهم هر یک از این روندها باید جداگانه توضیح داده شوند:

1- فروپاشی سازمان چریکهای فدایی خلق ایران بمثابه یک پیوند ملی سراسری و شکست انقلاب بهمن در سال 1360 موجب تسهیل استقلال یابی گرایشهای قومگرایانه از جنبش چپ که تا پیش از آن هنوز در درون و یا در حاشیه چپ قرار داشتند، گردید. همانگونه که دهه 40 شمسی دهه استقلال یابی جنبش اسلامی از جنبش ملی بدلیل شکست جنبش ملی و چپ در کودتای 28 مرداد سال 32 بود، همانگونه هم دهه 60 شمسی به دهه استقلال یابی جنبش قومی از جنبش چپ بدلیل شکست انقلاب بهمن طی سالهای پس از سرنگونی رژیم پهلوی مبدل شد. به اینترتیب راه برای سازمانیابی و در پیش گرفتن برنامه سیاسی مستقل آن هموار گشت.

2- رواج فرهنگ یأس و ناامیدی پس از شکست انقلاب بهمن موجب تقویت نقش سلطنت طلبان در داخل کشور در فحاشی و ناسزاگویی علیه انقلاب بهمن و توده مردم عادی ("ترک"، "لر"، "رشتی"، ...) که دست به سرنگونی رژیم پهلوی زده بودند، گردید. از سال 1360 به بعد لعن و نفرین مبارزه، نفی احساس مسئولیت در قبال جامعه، ناسزاگویی به مردم و لگد زدن به "ملت" به روال عادی در میان سلطنت طلبان و خرده بورژوازی لیبرال تبدیل گشت. عبارت مشهور از محیط سلطنت طلبان در سرکوفت زدن به مردم یعنی "خلایق را هر چه لایق" به این دوره و این نیروی اجتماعی تعلق دارد. نه سرکوب هولناک یک رژیم بربرمنش و نه نقش سلطنت طلبان در ایجاد همه زمینه های شکست سیاسی و فلاکت اقتصادی، بلکه اصل مبارزه و مقابله با دیکتاتوری در کشور مقصر وضعیت فوق اعلام شده و روشنفکران علنی کرور کرور مقاله و کتاب در نفی هرگونه تلاش روشنفکران انقلابی و توده های مردم منتشر کردند.

3- فروپاشی اردوگاه کشورهای سوسیالیستی و بویژه نابودی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در سال 1991 نقشی مهم در قدرت گیری ناسیونالیسم و قوم گرایی در اروپا و در تمام جهان ایفا کرد. رجوع به تاریخ قومی و جعل شجره نامه های نژادی که زیر فشار قدرت سوسیالیسم به پدیده ای منسوخ و کهنه مبدل شده بودند دوباره سر از موضوعات سیاسی روز در آوردند. قوم گرایی ایرانی هم، نوع "پارسی" و یا انواع جدید، از این روند برکنار نماند و از این برگشت بزرگ به عقب در سطح بین المللی تأثیری جدی گرفته و تقویت شد.

4- جدایی سلطنت طلبان و خرده بورژوازی لیبرال ضمیمه آن در خارج از کشور از صفوف ملت ایران و رجوع به هویت یابی خود با تاریخ باستان و "پرشین" (پارس) و دوران جهانگشایی هخامنشیان به یکی دیگر از روندهای سیاسی مهم در این جهت تعلق دارد. بخشی جدی از ایرانیان مقیم خارج از کشور خود را در محاورات روزمره نه دیگر یک ایرانی، بلکه یک "پرزر" (به آلمانی: پارسی باستان) مینامیدند! آنها حتی خود و یا از طریق معلمان فارسی ایرانی، فرزندان خود را وادار میکردند که در مدارس، خود را نه بعنوان ایرانی، بلکه بعنوان "پرزر" معرفی کنند! در کشور آلمان تقریباً هر آلمانی معمولی میدانست که ایرانیان دو گروه هستند. گروهی که خود را "پرزر (پارسی)" نامیده و از "پرزین (پارس باستان) Persien" می آیند و گروهی که خود را ایرانی نامیده و از ایران می آیند!

5- جدایی خانواده ها و محیط ایرانیان سلطنت طلب و "پارسی" از بقیه ایرانیان از دهه 90 میلادی به بعد، بتدریج به پیدایش و گسترش جمع های ایرانیان ترک زبان، کرد زبان، عرب زبان و غیره نیز سرعت و شدت داد. یکی از دلایل نفوذ قومگرایان جدید در خارج از کشور بدون تردید همین تجزیه پیکره ملی ایرانیان خارج از کشور توسط سلطنت طلبان به "پرزر Perser" و غیر "پرزر" بود. هویت یابی سیاسی سلطنت طلبان با قوم پارس باستان و انکار کشور کنونی ایران معنایی جز تضعیف یکپارچگی ملی و غیر قومی نداشت. بویژه اینکه این نوع هویت یابی سیاسی، سلطنت طلبان و خرده بورژوازی لیبرال ضمیمه آن را به احزاب و گروههای محافظه کار راست، لیبرال راست، حتی راست افراطی و فاشیستی نزدیک ساخته، در موضوع ترقی شغلی آنها در محیط مهاجرت نیز یک عامل مثبت محسوب میشد.

ــــــــــــــــــــــــــ

یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران- 12 (حقوق دهقانان و توسعه روستاهای کشور)

یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران- 12

حقوق دهقانان و توسعه روستاهای کشور

حقوق سیاسی شهروندان روستایی

1- تعیین شوراهای روستاها بمثابه قدرت قانونی و پارلمان های روستایی. نماینده گان این شوراها با رأی مستقیم و مخفی ساکنان هر روستا و از طریق حضور یک هیئت نظارت قانونی انتخاب میشوند. آئین نامه انتخابات در روستاها، شهرها، استان ها و در کل کشور را یک آئین نامه واحد (با لحاظ ویژه گی های هر یک از موارد فوق) تشکیل میدهد.

2- حق شهروندان روستایی به اداره مستقل روستاهای خود از طریق شوراهای روستاها. حق قانونگذاری محلی و تدوین آئین نامه های ضروری از سوی این ارگان ها برای نیازهای زندگی روزمره شهروندان در همه حوزه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در روستاهای کشور.

3- تعهد قانونی شوراهای روستاها به مشورت با اتحادیه های دهقانی در همه موارد مربوط به اقتصاد روستایی، در نظر گرفتن مطالبات اتحادیه های دهقانی و انتقال مطالبات آنان به ارگان های شهری، استانی و کشوری. برگزاری نشست های مشترک منظم از سوی شوراهای روستاها و سازمانهای صنفی و اجتماعی هر روستا.

4- انتخاب و یا برکناری اعضاء شوراهای روستایی و یا دهیاران منتخب شوراها تنها از طریق انجام انتخابات جدید تحت نظارت قانونی و یا تصمیم شورای منتخب موجود امکان پذیر است. ارگان های مشابه بالاتر شهری/استانی/کشوری مجاز به نقض حقوق شوراهای روستاها و دهیاران در این زمینه نخواهند بود.

5- تدوین پیشنویس اولیه قوانین سراسری مربوط به روستاییان و اقتصاد روستایی از طریق شوراهای روستایی و اتحادیه های دهقانی بمنظور ارائه به دولت و دو پارلمان سراسری (مجلس شورای ملی، کنگره سازمان های اجتماعی).

6- حق شوراهای روستاهای کشور به ارائه پیشنهادهای قانونی برای اجرای طرح های ساختاری/زیربنایی در مناطق روستایی کشور.

7- حق اتحادیه های دهقانی و اتحادیه های صنفی در روستاها نظیر سندیکاها، اتحادیه های کارفرمایی دموکراتیک و سازمان های زنان و جوانان به شرکت مستقیم در "کنگره سازمان های اجتماعی" بمثابه یکی از دو پارلمان سراسری کشور و ارگان دموکراسی مستقیم.

8- شرکت نماینده گان شوراهای روستاهای کشور و اتحادیه های دهقانی در همه نشست های مهم استانداری ها/وزارت خانه ها در هر استان و یا در کل کشور که موارد زیر را در بر بگیرند:

آب کشاورزی و آشامیدنی، توسعه کشاورزی، شهرسازی و توسعه روستاها، ایجاد شهرک های صنعتی، قراردادهای داخلی/خارجی مربوط به صادرات/واردات محصولات کشاورزی و دامی، سدسازی، ایجاد جاده ها، اتوبان ها، خطوط آهن و ایستگاه های راه آهن، دایرکردن زمین های بایر، پرورش خاک، بیابان زدایی، جنگل کاری، کشاورزی گلخانه ای، وضعیت تالاب ها، دریاچه ها و رودخانه های داخلی، ایجاد مناطق طبیعی حفاظت شده و حفظ محیط زیست. نظر و رأی نماینده گان شوراها و اتحادیه های مذکوردر این نشست ها بمثابه رأی کامل، قانونی و غیر قابل چشم پوشی محسوب میگردند.

9- تأسیس نهادهای قضایی و شعبات ضروری ادارات دولتی در همه روستاهای کشور و کمک به حل و فصل سریع و عادلانه معضلات قانونی و اختلافات در مناطق روستایی بر اساس قوانین عمومی کشور.

حق تنظیم مستقل رابطه روستاییان با نهاد مذهب

رژیم اسلامی در ایران تحت عنوان فریبکارانه "جمهوری اسلامی"، حکومت بازاریان، کارخانه داران، لیبرال ها، آخوندها، ضد کمونیست ها و احزاب و سیاستمداران عمدتاً تهرانی بوده، رابطه ای با باورهای مذهبی ساده شهروندان معمولی کشور نداشت. این افراد، همه دارای تجارب سیاسی و مدیریت و مدارک مهم آکادمیک از ایران و یا اروپا و آمریکا بوده، بعضاً حتی زبان فارسی را با لهجه انگلیسی صحبت میکردند. آنها با هدف غارت ثروت نفت و دستیابی به منافع قدرت و ثروت برای خود و بستگان و احزاب خود این نظام سیاه فاشیستی را تأسیس و از تثبیت خونین آن نیز طی سالهای 1357 تا 1360 به هزینه مردم ایران حمایت کردند. همچنین مروجین ادغام مذهب و دولت و تأسیس نظام اسلامی هم از آغاز دهه 20 شمسی تا سال 1357 همگی از عناصر متنفذ لیبرال و تحصیلکرده تهرانی نظیر مهدی بازرگان، مظفر بقایی و یا مقاماتی از رژیم پهلوی بودند.

شهروندان معمولی این کشور و باورهای مذهبی ساده آنها بویژه روستاییان، نقشی فکری، سیاسی و عملی در تأسیس این نظام قتل و غارتگری، که موضوع سازماندهی قدرت در پایتخت بود، ایفا نکردند. از این رو، روستاییان کشور حق دارند، خود مستقلانه، طی مناسباتی دموکراتیک و بدون دخالت روشنفکران سیاسی و لیبرال ها از شهرهای بزرگ، رابطه زندگی شخصی، اجتماعی و سیاسی خود را با نهاد مذهب تعیین کنند.

لیبرال های مرفه تهرانی و مجهز به مدارک آکادمیک، صاحبان شرکت ها، مقامات و تجارب سیاسی و دولتی نه فقط رژیم اسلامی را تأسیس کرده و آن را به جان شهروندان ساده کشور انداختند، بلکه بعدها و بویژه در خارج از کشور هم طی 44 سال با بی انصافی محض نوشتند و گفتند که:

مردم معمولی ایران بویژه روستاییان کشور، مردمی "عقب مانده"،"اسلام زده"، "شرق زده"، "ناآگاه" و "دین خو" هستند، و گویا از این رو در این کشور رژیم اسلامی روشنفکران لیبرال بر سر کار آمد!

این روشنفکران فاقد صلاحیت ملی، صدها بار مسئولیت استقرار حکومت خمینی را به گردن مردم فقیر حاشیه نشین تهران انداختند تا نقش خود را در بروز این بلیه هولناک پرده پوشی کنند. نه فقط اینگونه تهمت زنی به مردم حاشیه نشین، بلکه قلم بدستان دروغگو با گستاخی راسیستی مسئولیت سقوط آوار حکومت اسلامی بر پیکر کشور را به ویژه متوجه شهروندان روستایی کشور نمودند. لیبرال های راست در داخل و سلطنت طلبان در خارج از کشور، با همین استدلال، دهه ها نظیر یک عادت روزمره اعلام و تبلیغ کردند که:

"خلایق را هرچه لایق"!

و این همان نیروی ضد مردمی بود که در دوره تاخت و تاز ساواک در رژیم پهلوی برای توجیه وحشیگری خود علیه ملت ایران تبلیغ میکرد:

"این ملت آدم نمیشود، باید توی سرش زد"!

جریان لیبرال های راست افراطی، سلطنت طلب و غیر سلطنت طلب، در ادامه تبهکاریهای خود علیه مردم ایران، در خارج از کشور نیز به نیروهای لیبرال راست افراطی و راسیست و ضد خارجی در کشورهای غربی پیوست، و نزد همکاران و آشنایان خود، از پناهنده گان چپ و یا معمولی ایرانی و مردم ساده ایران در داخل کشور بدگویی کرده، و سرکوبگری حکومتی علیه آنان را توجیه کردند. سلطنت طلبان و لیبرال های راست، آشکار و نیمه آشکار تبلیغ کردند که مردم ایران شایسته دموکراسی نیستند. اکثریت آنها امروز هم مردم ایران را "آماده دموکراسی" نمی دانند. همین نظریه فاشیستی را همین امروز هم میتوان در مقالات، بحث های یوتیوبی، لابلای گفته ها و نوشته های عناصر آنها در روزنامه ها، وبلاگ ها، سایت ها، تفسیرها و کامنت ها و بحث های اینترنتی در داخل و خارج از کشور به فور یافت.

با لحاظ واقعیات بالا که در مقابل چشمان همگان بر شهروند ساده ایرانی گذشته است:

10- حق شوراهای روستاها به تنظیم قانونی و مستقل رابطه شوراها و جوامع روستایی با نهاد مذهب. این رابطه میتواند در برخی جنبه ها با مناسبات نهادهای اداری/عمومی کشور با نهاد مذهب در شهرهای بزرگ به بروز تفاوت هایی منجر گردد. این موضوع برای مثال به برگزاری مراسم ها و آداب مذهبی و یا حضور در نیایش ها در اماکن مذهبی مربوط میگردد.

11- رعایت حقوق شوراهای روستاها در برخورد مستقل به نهاد مذهب اما نباید موجب نقض حقوق فردی- اجتماعی زنان/دختران/جوانان/کودکان، باعث کندی ایجاد و تحکیم نهادهای اجتماعی جدید، منجر به کاهش تحمل حق انتقاد از مذاهب و یا کم توجهی به حقوق شهروندان غیر مذهبی در روستاهای کشور گردد.

12- جمهوی دموکراتیک از حقوق همه شهروندان بزرگسال مذهبی به زندگی دموکراتیک، آشکار و آزادانه با باورهای دینی خود بدون ابهام و تبعیض دفاع میکند.

جمهوری دموکراتیک و اعاده حیثیت از روستاییان

13- روشنفکران لیبرال و عمدتاً تهرانی، از مذهب بی آزار و غیر سیاسی شهروند ساده وسیعاً سوء استفاده کرده، آن را نردبان ترقی شغلی و کسب موقعیت و مقام قرار داده، پس از بیرون انداخته شدن از حاکمیت نیز مردم روستایی و مذهب آنان را مقصر اعلام کردند! قانون اساسی جدید در جمهوری دموکراتیک باید به نقش اصلی لیبرال های راست، روشنفکران سیاسی، احزاب، سیاستمداران و "رجال" تهرانی با مدارج "دکتر" و "مهندس" و "پروفسور" از هر دو رژیم پهلوی و اسلامی در سقوط کشور به جهنم اسلامی اذعان کرده، آن را سند ضد ملی بودن اکثریت روشنفکران مقام طلب ایرانی معرفی کرده و صریحاً محکوم کند.

14- قانون اساسی جمهوری دموکراتیک باید دسته جات بالا را که هم اینک هم در خارج از کشور مشغول تیز کردن شمشیر سلطنت طلبان هستند، بعنوان نیروی فاقد صلاحیت بویژه برای دخالت در امور سیاسی، قضایی، قانونگذاری، رسانه های دولتی، ریاست دانشگاه ها، نظامی و امنیتی، دیپلماسی خارجی و انعقاد قراردادهای خارجی کشور بشناسد. یک قانون اساسی مردمی باید این گروه را مسئول تأسیس ماشین آدم کشی و غارتگری "جمهوری اسلامی" و ارتکاب خیانتی بزرگ به کشور اعلام کرده، و با صراحت، از اکثریت مردم ساده ایران و بطور خاص از شهروندان شرافتمند روستایی کشور اعاده حیثیت کند.

زنان، خانه داری و سالمندان روستایی

15- برسمیت شناسی خانه داری در روستا بمثابه یک شغل مولد و پرداخت دستمزدی معادل متوسط حقوق کارگران ماهر به زنان خانه دار روستایی از سوی "نهاد ملی خانواده و کودک".

16- ایجاد گسترده و هرچه سریع تر مهد کودک ها/کودکستان ها برای گروههای سنی پیش دبستانی در همه روستاهای کشور.

17- ایجاد و گسترش نهادهای دولتی، خصوصی و اجتماعی برای بهبود هر چه سریع تر موقعیت شغلی، فردی و اجتماعی زنان/دختران در مناطق روستایی کشور.

18- تأسیس گسترده خانه های سالمندان روستایی و بهبود شرایط زندگی، تندرستی و تغذیه این بخش از شهروندان مناطق روستایی کشور.

تندرستی، بیمه و بازنشستگی روستاییان

19- تأسیس گسترده کلینیک های مجهز و کمک همه جانبه برای تضمین سلامت شهروندان در همه روستاهای کشور.

20- تضمین بیمه درمانی و حق بازنشستگی برای شهروندان روستایی صرفنظر از موقعیت شغلی و درآمد آنان. دولت و مؤسسات بیمه بخش خصوصی باید با شرکت در یک اقدام ملی در سریع ترین زمان ممکن حقوق فوق را برای همه شهروندان روستایی تضمین کنند.

21- تعیین سن بازنشستگی در مناطق روستایی برای مردان 55 سال و زنان 50 سال نظیر شرایط زندگی شهری. این امر همچنین به منظور جذب نسل جوان جویای کار در بازار کار موجود مناطق روستایی نیز ضرورت دارد.

22- ادغام مراکز بهداشت، تندرستی و تغذیه روستایی در مراکز نزدیک شهری و الزام مؤسسات شهری مربوطه به یکسان سازی هر چه سریع تر استانداردهای موارد برشمرده در زندگی روستاییان با سطح کیفی موجود در مناطق شهری.

تحصیل و کارآموزی در مناطق روستایی

23- ادغام مراکز تحصیلی و کارآموزی مناطق روستایی در مراکز تحصیلی/کارآموزی شهرهای نزدیک و الزام مدیران و پرسنل آموزشی مزبور به همکاری همه جانبه برای ارتقاء هر چه سریع تر کیفیت آموزش در مدارس روستایی نزدیک به خود. تجهیز وسیع همه مراکز تحصیلی روستایی به تأسیسات علمی- آزمایشگاهی و ورزشی مدرن.

تسهیل شرایط آموزش عالی برای روستاییان

24- تأسیس دانشکده های وابسته به دانشگاه های بزرگ در شهرهای کوچک و روستاهای بزرگ؛ از این طریق: بهبود فرصت های تحصیلی دانشگاهی برای شهروندان روستایی و تسریع توسعه اقتصادی- اجتماعی این مناطق. تأسیس مراکز کارآموزی حرفه ای جدید و مجهز در همه روستاهای کشور.

25- تأسیس شعبات "آموزشگاه عالی همگانی" ویژه توده های مردم و بدون مدارک کافی دبیرستانی در کلیه روستاها نظیر همه شهرهای کشور؛ تا از این طریق، شهروندان روستایی، سطحی از آموزش های علمی- اقتصادی و تجربی با کیفیت و حائز اهمیت عملی در زندگی روزمره روستایی را با مناسبت ترین تسهیلات دریافت نمایند. همکاری نزدیک ترین دانشگاه به هر روستایی برای اداره این مؤسسات و بهبود مداوم کیفیت فعالیت آنها.

حق دهقانان به مالکیت زمین

26- حق دموکراتیک همه شهروندان روستایی کشور به مالکیت زمین کشاورزی در روستاهای محل سکونت خود؛ میزان سهم زمین برای دهقانان براساس امکانات موجود و نیازهای زندگی خانواده های وابسته به تولید کشاورزی تعیین میگردد. در وحله اول: تقسیم املاک متعلق به همه مؤسسات و بنیادهای حکومت اسلامی و دستگاه مذهب حاکم میان دهقانان بی زمین.

27- دایر ساختن وسیع زمین های بایر براساس برنامه ای متمرکز در سراسر کشور و تقسیم رایگان زمین های مستعد کشاورزی به این ترتیب در میان شهروندان روستایی بی زمین. تشویق بخش خصوصی به مشارکت با نهادهای دولتی به این منظور. ایجاد و توسعه تکنولوژی، ساختارها و نظام پرسنلی- بودجه ای ضروری در این رابطه. تأسیس کارگروه های متعدد در دانشگاه های کشور برای کمک به پیشرفت سالانه و هرچه سریع تر این طرح ملی استراژیک. ایجاد یک رشته کارآموزی و یک رشته دانشگاهی ویژه در این رابطه. تأسیس یک مؤسسه بزرگ پژوهشی دولتی- غیر دولتی که مداوماً امکانات لازم و امور عملی اجرای این طرح ملی را بررسی نموده و پیشرفت آن را مورد ارزیابی قرار دهد.

لغو بدهی های روستاییان کم درآمد به بانک ها

28- لغو هرچه سریع تر بدهی های روستاییان کم درآمد به بانک ها/مؤسسات اعتباری. این امر وجهی از یک سیاست اقتصادی متکی بر تولید محسوب شده، موجب تقویت فعالیت های اقتصادی مولد در روستاها میگردد.

29- کاهش مؤثر بدهی های شرکت های کشاورزی، دامی و صنعتی کوچک و متوسط در روستاهای کشور به بانک ها/مؤسسات اعتباری با هدف حفظ و گسترش فعالیت های آنان و جذب هرچه بیشتر بیکاران مناطق روستایی. بکار گیری منظم و دوره ای این سیاست با هدف دستیابی به اهداف بالا.

حل قطعی مسئله کمبود آب در روستاها و کشور

30- اعلام موضوع حل قطعی مسئله آب کشاورزی/آشامیدنی بمثابه یک ضرورت استراتژیک جهت توسعه اقتصادی- اجتماعی، موفقیت طرح های توسعه روستایی و تضمین آینده کشور.

31- تمرکز همه جانبه بر هدف شیرین سازی انبوه و صنعتی آب و بهره مند ساختن روستاییان از آن. کشور ایران برای حل نیازهای استان های در وضعیت اضطراری و نیازمند آب در جنوب، شرق و مرکز کشور یعنی سیستان و بلوچستان، هرمزگان، بوشهر، کرمان، خوزستان، خراسان جنوبی و یزد در یک برآورد اولیه حداقل به 3000 واحد آب شیرین کنی در مقیاس بزرگ و مجهز نیاز دارد. تعیین یک رشته دانشگاهی و یک رشته کارآموزی ویژه که تنها بر هدف تأمین آب کشور متمرکز گردند.

32- ارائه کمک های وسیع دولتی برای تأمین آب کشاورزی، پرورش خاک، بکارگیر پیوسته تکنولوژیهای جدید، کشت و برداشت محصول، توسعه دامداری، تأمین سوخت و انرژی، انبارسازی و حمل و نقل محصولات کشاورزی/دامی برای روستاییان و واحدهای دامداری بویژه روستاییان کم درآمد.

33- توسعه گسترده کشاورزی گلخانه ای در سراسر کشور بمثابه یک سیاست دولتی. تلاش برای تولید کامل سبزی جات و میوه ها برای بازار داخلی از طریق کشاورزی گلخانه ای. کمک های فنی و مالی متعدد به روستاییان بمنظور تسهیل روی آوری به این حوزه تولید کشاورزی. از این طریق همچنین: صرفه جویی در مصرف منابع محدود آب کشور، کاهش فشار جسمی به شاغلین در بخش کشاورزی، ممانعت از صدمات به تندرستی مصرف کننده گان، جلوگیری از تخریب محیط زیست و آسیب رسانی به کیفیت هوا، آبهای زیر زمینی، خاک و گیاهان و حشرات بر اثر کاربرد مواد شیمیایی.

ایمن سازی مسکن روستاییان

34- آغاز هر چه سریع تر ساخت مناطق مسکونی ضد زلزله در مناطق روستایی زلزله خیز کشور بمثابه یک طرح بزرگ ملی؛ تشویق مؤسسات ساختمانی بخش خصوصی به شرکت فعال در این طرح استراتژیک. توسعه صنایع ویژه تأمین نیازهای اجرای این طرح در اطراف روستاهای کشور.

گسترش خطوط ارتباطی روستاها

35- توسعه گسترده راهسازی جدید و خطوط آهن در مسیر همه روستاهای کشور. تأمین ارتباطات همه روستاهای کشور از طریق خطوط آهن طی یک برنامه زمانبندی شده. برقراری ارتباطات روستاهای مناطق کوهستانی کشور از طریق ترابری کابلی در کوتاه ترین زمان ممکن.

توسعه صنعتی روستاها

36- کمک دولتی برای تأسیس یک مؤسسه پژوهشی بزرگ که در همه موارد مربوط به زندگی و اقتصاد روستایی به تحقیقات گسترده و مؤثر اقدام کند. کمک های وسیع و مختلف دولتی برای بکارگیری تکنولوژی ژنتیک برای اصلاح بذر و بهبود کمی و کیفی تولیدات کشاورزی.

37- ایجاد مراکز پژوهشی- صنعتی ثابت در همه روستاهای کشور، که بر امر بهبود مداوم تولیدات کشاورزی، خرید محصولات از روستاییان و افزایش کیفیت خاک و آبیاری نظارت خواهند داشت.

38- ادغام مراکز پژوهشی آب و خاک و بذر روستایی در بخش های تحقیقات کشاورزی دانشگاه ها و مؤسسات پژوهشی نزدیک به روستاها؛ این مراکز بلحاظ سازمانی، پرسنلی و بودجه نیز بخشی از دانشگاه و مؤسسه نزدیک به روستا محسوب خواهند گشت.

39- بکارگیری وسیع تکنولوژی تولیدی خاص صنایع کوچک و متوسط در روستاهای کشور؛ تشویق جوانان جویای کار به ایجاد مؤسسات تولیدی/خدماتی کوچک/متوسط در روستاها بعنوان سیاستی همچنین جهت کاهش نرخ بیکاری در مناطق روستایی؛ سطح ناچیز مالیات و هزینه ها و کمک های مشورتی و بازاریابی رایگان بمدت 5 تا 7 سال از سوی دولت و استانداری ها برای تولیدات/خدمات این مؤسسات.

40- بکارگیری گسترده تکنولوژی های جدید برای مکانیزه کردن کار کشاورزی و به حداقل رساندن کار جسمی در این حوزه.

41- حمایت ویژه دولتی از صادرات محصولات صنعتی کارخانه هایی که در داخل و یا در کنار روستاهای کشور قرار دارند. عدم حمایت مالی دولتی از واردات محصولات خارجی که به قدرت رقابت چنین کارخانه هایی در بازار داخلی آسیب وارد سازند.

سهم بری روستاییان از اشتغال صنعتی

42- حق ملی و قانونی شهروندان روستایی در سهم بری از اشتغال صنعتی.

43- تعیین روستاهای بزرگ، روستاهای متوسط و شهرهای کوچک بمثابه مراکز آتی برای تأسیس واحدهای تولیدی و صنعتی متوسط/بزرگ؛ از این طریق: افزایش امکان ایجاد مشاغل صنعتی برای شهروندان روستایی، بهبود ساختاری سطح درآمدهای روستاییان، به این وسیله همچنین: کاهش نرخ مهاجرت های غیر ضروری به شهرهای بزرگ.

44- ارائه تسهیلات بانکی، مالیاتی و حقوقی قابل توجه به علاقمندان تأسیس شرکت های صنعتی در داخل و یا در کنار روستاهای کشور.

45- حق شهروندان روستایی به دریافت حد معینی از سهام مؤسسات کشت و صنعت دولتی (عمومی) در مناطق روستایی به قیمتی مناسب.

شهرسازی روستاهای کشور

46- تبدیل روستاها به جزئی از موضوع طرح عمومی شهرسازی در کشور و برابر سازی کامل سطح زندگی در کیفیت تغذیه، بهداشت و تندرستی، تحصیل و تعلیم و تربیت، فرصت های برابر شغلی، کیفیت سکونت، تفریح و فعالیت های هنری، ساختارهای خدمات شهری، ارتباطات و سیستم حمل و نقل با استانداردهای زندگی کنونی شهری.

گسترش رقابت های اقتصادی، علمی و هنری در روستاها

47- سازماندهی رقابت ها در کلیه رشته های کشاورزی، دامداری، صنعتی، همچنین: علمی، پژوهشی، ورزشی و هنری ویژه روستاهای کشور. تخصیص بودجه ای مناسب برای پرداخت جوایز نقدی در سطحی مؤثر و قابل توجه که موجب تسهیل شکوفایی علاقمندی و ایجاد انگیزه های فعالیت روستاییان و بویژه جوانان و نوجوانان در زمینه های فوق گردد.

اسکان قطعی عشایر در کشور و ایجاد تمرکز روستایی

48- اسکان هرچه سریع تر عشایر کشور. اجرای یک برنامه دولتی فوری و همه جانبه برای اسکان کامل و قطعی آخرین بخش های جوامع عشایری کشور. ارائه همه امکانات جدید زندگی شهری به عشایر کشور.

49- ارائه تسهیلات و تشویق شهروندان روستاهای کوچک، پراکنده و دور افتاده به شرکت در طرح های ایجاد تمرکز مناطق روستایی؛ و از این طریق: کاهش هزینه ها، حذف بروکراسی زائد و دوباره کاری، سرعت بخشیدن به ارائه خدمات بیشتر و بهتر به روستاییان، برابرسازی استانداردهای زندگی روستایی و شهری و تسهیل توسعه صنعتی مناطق روستایی.

مرکز واحد آمار و اطلاعات روستاها

50- ایجاد و گسترش مداوم یک مرکز اطلاعات و آمار ویژه برای همه عرصه های زندگی روستایی و با هدف تسریع توسعه روستاهای کشور. همکاری دانشگاه ها، مؤسسات پژوهشی و مؤسسات آمار در تقویت مداوم این نهاد و تبدیل آن به مرجع اصلی و مطمئن ترین نهاد ملی آمارهای مربوط به پیشرفت روستاهای کشور.

خانه های شهروندان برای روستاهای کشور

51- تأسیس "خانه های شهروندان" در همه روستاهای کشور؛ تشویق روستاییان به تجمعات منظم در این مراکز؛ طرح معضلات خود و کسب اطلاعات ضروری؛ تأسیس شعبات دفاتر "اطلاعات شهروندی" از سوی نهادهای دولتی در این مراکز.

تأسیس "بنیاد ملی روستا"

52- بدلیل بی عدالتی اجتماعی، سیاست های نژادگرایانه و تبعیض آمیز در رژیم های پهلوی و اسلامی، سطح توسعه یافتگی اقتصاد روستایی و شرایط رفاهی زندگی روستاییان نیاز به تغییرات گسترده ای دارند. اقدامات سنتی دولتی و فرامین صرفاً اداری عملاً به سرعت گیری توسعه مناطق روستایی کشور منجر نخواهند شد. "بنیاد ملی روستا" بعنوان یک نهاد دولتی- شهروندی باید اقدامات مختلف مؤسسات دولتی، بخش خصوصی، نهادهای پژوهشی، دانشگاه ها، سازمانهای اجتماعی و شهروندان دلسوز و داوطلب کمک به توسعه اقتصادی- رفاهی روستاها را به یکدیگر پیوند زده و در یک مسیر واحد هماهنگ سازد.

53- "بنیاد ملی روستا" باید در کنار سازمانهای اجتماعی نظیر اتحادیه های دهقانی، سندیکاهای کارگری و تشکل های دموکراتیک مربوط به اقتصادهای کوچک و متوسط، به یکی از مراکز اصلی و مطمئن، مورد مراجعه، طرف اعتماد و مدافع پیگیر منافع روستاییان مبدل گردد.

***

اکبر تک دهقان

8 اسفند 1401- 27 فوریه 2023

-------------

توضیحات

- "برنامه سیاسی" در اینجا به متنی به همین نام در وبلاگ "برنامه سیاسی" این نگارنده مربوط میشود. این برنامه طی انتشار اول در تاریخ 8 شهریور 1385- 30 اوت 2006 و تصحیح و تکمیل بعدی بعنوان انتشار دوم در تاریخ 8 آذر 1388- 29 نوامبر 2009 ارائه گردیده است. نگارنده سپس در تاریخ 17 مرداد 1393- 8 اوت 2014 به مخاطبین احتمالی خود وعده "انجام تصحیحات ضروری مضمونی، املائی، دستوری و شکلی، حذف موارد کم اهمیت و یا غیرضروری، همچنین تکمیل برخی موارد، طی ماههای آینده بعنوان انتشار سوم در این وبلاگ" را داده بود. ارائه کنونی آن تحت عنوان: "یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران" بشکل بخش های جداگانه و تقدم و تآخر متفاوت از متن اصلی را باید به معنای انجام وعده داده شده نگارنده پس از مدت 8 سال و انتشار سوم این برنامه در نظر گرفت.

ــــــــــــــــــــــــــ

یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران-11 (شیوه برخورد به ادیان و مذهب حاکم)

یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران-11

شیوه برخورد به ادیان و مذهب حاکم

حق باور و عدم باور به دین

1- آزادی عدم اعتقاد و یا اعتقاد به دین بمثابه یک باور شخصی.

2- حق فعالیت های دموکراتیک مذهبی/ضد مذهبی در میان بزرگسالان.

3- حق شهروندان، رسانه ها و مؤسسات به انجام فعالیت های آزادانه پژوهشی- انتقادی در هر موضوعی که به مذاهب مربوط باشد.

4- حق اعتراض علنی شخصی/روزمره، برخورد فردی/گروهی و یا هنری/ژورنالیستی به ادیان، مضامین، کتب، تاریخ، چهره ها، علائم و سمبل های مذهبی.

مناسبات دولت و دین

5- جدایی دین از دولت و سیستم اداری، از نظامات قضایی و قانونگذاری، کشوری، استانی و شهری؛ جدایی دین از محیط کار، مؤسسات آموزش عمومی، تعلیم و تربیت در خانواده و از محیط روابط اجتماعی؛ دین امر شخصی هر فرد بزرگسالی است و نباید نقشی در روابط کشوری و مناسبات اجتماعی میان شهروندان ایفا کند.

6- قطع فوری هرگونه کمکهای دولتی به مؤسسات مذهبی، مراسم ها، اماکن تحمیق و آموزش عبودیت و ترویج بردگی و خشونت، احزاب، نهادها و رژیمهای مذهبی در جهان.

7- حق دولت دموکراتیک در ایران به بازپس گرفتن وام ها و کمکهای بلاعوض که از سوی رژیم اسلامی و نهادهای مذهبی- اقتصادی آن به احزاب و یا دارودسته های مذهبی بویژه در خاورمیانه پرداخت شده است.

8- جمهوری دموکراتیک ایران، "مذهب رسمی"، "مذهب اکثریت"، "مذهب اقلیت" و "اقلیت های مذهبی" را برسمیت نمیشناسد. "اکثریت" و "اقلیت" تنها در ارتباط با احزاب سیاسی، موقعیت اقتصادی و قدرت اجتماعی کاربرد خواهند داشت.

9- حذف همه مواد درسی اسلامی از سیستم آموزش عمومی؛ حذف مطالب، اشارات مذهبی و خرافی از متون آموزشی در کشور. معیارهای علمی، اقتصادی، تولیدی و صنعتی، تجربی، فرهنگی پیشرو، دموکراتیک، عدالتجویانه، آزادیخواهانه و ترویج ارزشهای انسانی معیار تعیین مواد درسی و انتخاب کتب خواهند بود.

10- عدم برسمیت شناسی و ذکر هویت مذهبی برای شهروندان در اسناد دولتی؛ از آنجا که برسمیت شناسی رسمی هویت مذهبی با موضوع تعهد فرد به رعایت قراردادهای حقوق شهروندی در تناقض قرار میگیرد: بنا بر تجارب انکار ناپذیر، باور حقیقی به مذهب و عمل به دستورات آن، توانایی فرد را در کسب هویت شهروندی و احترام به حقوق فردی و اجتماعی دیگران محدود میسازد. باور "بنده" وار به آئین های مذهبی، به شرایط نظامات غیر شهروندی تعلق داشته و با حقوق و تعهدات دموکراتیک مغایرت دارد.

11- جدایی دین از سیاست خارجی و قراردادهای خارجی کشور. عدم اتخاذ تاکتیک های مذهبی از سوی نظام دموکراتیک در مناسبات بین المللی خود. عدم دخالت سیاسی دولت ایران در کم و کیف و کارکرد مذاهب موجود در کشورهای دیگر. عدم ایجاد ارتباط با نهادهای مذهبی بین المللی از سوی دولت ایران. عدم ورود جمهوری دموکراتیک به اتحادها و سازمانهایی که دین خاصی بخشی از ویژه گی های سیاسی آنها را میسازد، نظیر "سازمان همکاری اسلامی."

مناسبات احزاب سیاسی و دین

12- جدایی دین از محیط فعالیت های سیاسی، احزاب سیاسی، عناصر فعال سیاسی، رسانه ها و اطلاعیه های آنان؛ و این یعنی:

ممنوعیت موضع گیری های علنی احزاب و یا رسانه های گروهی عمومی بنفع مذاهب و یا سلطه گران مذهبی دوره های سپری شده.

غیر قانونی بودن استفاده از تاکتیک های مذهبی در فعالیت های سیاسی/اجتماعی/فرهنگی.

غیر مجاز بودن ارسال پیام از سوی احزاب و یا مسئولین آنها به مناسبت ایام و یا مراسم های مذهبی.

حذف ذکر استفاده جویانه یادبودها و اشارات به رویدادهای تاریخی- مذهبی از ادبیات نوشتاری، گفتاری و تصویری مربوط به سازمان های سیاسی کشور.

ممنوعیت استفاده از اصطلاحات و علائم مذهبی در تبلیغات، نشریات و برنامه های سازمان های سیاسی.

ممنوعیت سمبل سازی و الگوسازی از چهره های مذهبی عصر بدویت برای جامعه و بویژه نسل جوان قرن بیست و یکم.

غیر مجاز بودن تحمیل پوشش خاص و یا تفکیک جنسیتی در ضمن فعالیت های اعضاء یک سازمان سیاسی.

مجاز نبودن حضور تأییدآمیز فعالین سیاسی در مراسم های جمعیت های مذهبی و اماکن مذهبی.

عدم انجام تبلیغات مذهبی در محیط فعالیت های اقتصادی

13- جدایی دین از فعالیت های بنگاههای تجاری و اقتصادی. عدم تبلیغ و ذکر علائم و نوشتارهای مذهبی در اماکن فعالیت های اقتصادی- شغلی شهروندان. غیر مجاز بودن تأسیس بخش امور مذهبی در شرکت ها و یا کمک مالی از سوی شرکت ها و تجار به جمعیت ها و بنیادهای مذهبی. تاجران و دلالان بزرگ بازار بویژه بازار تهران از بنیانگذاران اصلی رژیم ترور اسلامی و بانی و گرداننده همه دستگاه آدمکشی آن موسوم به "قوه قضاییه" و عامل اصلی حمام خون دهه 60 در زندان های ایران بوده و هستند. سرمایه داران بزرگ/متوسط در رژیم محمدرضا پهلوی با تأسیس دفاتر مذهبی در کارخانه جات و کمک مالی به روحانیون از مشوقین تأثیرگذار فعالیت های اجتماعی و سیاسی دستگاه روحانیت فاشیستی شیعه بودند.

تغییر سریع قوانین اسلامی

14- جایگزینی تمام قوانین اسلامی با قوانین دموکراتیک؛ با بکارگیری همه ظرفیت های تخصصی- حقوقی در کشور و فعالین مردمی مقیم خارج، این قوانین باید طی مدت کوتاهی پس از سرنگونی رژیم اسلامی تغییر کرده، تا تکمیل و یا تصویب نهایی آنها، مبنای نظامات حقوقی در کشور قرار گیرند. سرعت در انجام این اقدام از این جهت ضروری است، که فرصت را از افراد، جریانات ارتجاعی و یا غیر مسئول، برای سوء استفاده از خلاء ناشی از الغاء فوری قوانین اسلامی سلب میکند.

مالکیت مؤسسات مذهب حاکم

15- تملک کلیه مسجدها، زیارتگاه ها، کتابخانه ها، مراکز تربیت آخوند ("حوزه های علمیه"، "مدرسه های دینی")، موزه ها و مراکز "فرهنگی" متعلق به مذهب حاکم (شیعه) و سپردن مالکیت آنها به "نهاد ملی مالکیت عمومی"؛ تعیین شیوه برخورد به آنها بر اساس نیازهای توسعه اقتصادی- اجتماعی کشور.

16- تملک همه نهادها و مؤسسات اقتصادی- مالی (املاک و بناها، شرکت ها و سهام شرکت ها، بنیادها، کمیته ها ...) متعلق به مذهب حاکم و سپردن آنها به "نهاد ملی مالکیت عمومی".

الغاء مقررات اجتماعی سرکوبگرانه

17- الغاء فوری هرگونه مقرراتی که دستگاه مذهبی ضد مردمی حاکم برای پوشش، خوراک و آشامیدن شهروندان وضع نموده و یا عمل به دستوراتی را در مناسبت ها، روزها و یا ماههای معینی الزامی ساخته است (نظیر "روزه گرفتن").

18- لغو تعطیلات اسلامی و جایگزینی آنها با تعطیلات ناشی از مناسبت های مربوط به جامعه مدرن، ملی و بین المللی.

19- حذف فوری همه اعلام و نامهای مذهبی/حکومتی برای خیابان ها، میادین و اماکن عمومی؛ جایگزینی آنها با عناوین مشوق کار و تلاش، فرهنگ و هنر و همبستگی شهروندی میان مردم.

20- ممنوعیت استفاده از علائم و پوشش مذهبی در ملاء عام برای نماینده گان مذهب حاکم (شیعه) بدلیل بار سیاسی و سرکوبگرانه آن، در عین احترام به حق شهروندان در انتخاب پوشش دلخواه خود.

قطع عملیات سادیستی/مازوخیستی توسط دستگاه مذهب حاکم

21- ممنوعیت نمایش و اجرای همه اشکال بدوی و سادیستی قدرت نمایی لمپنی- اسلامی بمنظور ارعاب مردم و تنزل ارزش های انسانی؛ نظیر مراسم های سینه زنی، قمه زنی، تعزیه خوانی، نوحه خوانی، مداحی و چاپلوسی، نماز جمعه و جماعت، برپایی "تکیه"، راه انداختن "سفره" های اسلامی و ذبح حیوانات خارج از محیط حرفه ای ("قربانی کردن").

22- ممنوعیت گریاندن و نمایش خفت و خواری و ذلالت انسان توسط وابستگان به مذهب حاکم (شیعه) از طریق فعالیت های مذهبی. ممنوعیت ایجاد احساس گناه در انسان ها و ترساندن مردم از "آخرت" و "جهنم" و "عزرائیل". ممنوعیت تولید غم و اندوه و مشغولیت مردم با کشمکشهای قبیله ای 1400 قبل در کشورهای عراق و عربستان کنونی.

23- ممنوعیت تبلیغ و وعده "بهشت" به مردم و تضعیف انگیزه، تلاش و شور انسانها برای تغییر شرایط زندگی شخصی خود. ممنوعیت تبلیغ "تقدیر و سرنوشت" و آسیب زدن به روح امید به موفقیت، و ممانعت از ساختن زندگی فردی توسط انسان مستقل و خلاق. ممنوعیت تبلیغ "ظهور امام زمان" و آسیب رساندن به قدرت فردی، توانایی اجتماعی و مسئولیت ملی در تغییر شرایط زندگی عمومی.

24- جایگزینی این اقدامات ضد مدنی با تجمعات شهروندان، سمینارهای اطلاعاتی- علمی، مراسم ها و جشنهای عمومی و خیابانی، روابط گسترده خانواده ها، مسابقات و رقابتهای علمی، ورزشی و هنری، مناسبت ها و جشنهای انجمن ها و نهادهای صنفی- اجتماعی از گروه های شغلی، سنی و فرهنگی متعدد.

25- ممنوعیت تشکیل هیئت های مذهبی عزاداری و سینه زنی بمثابه اشکال سازمانی اولیه تأسیس رژیم ترور اسلامی در ایران ("هیئت های مؤتلفه" و "حزب مؤتلفه" کنونی).

26- الغاء هرگونه مراسم ها و اقدامات مذهبی تحت عنوان مراسم های خیابانی نظیر ماههای محرم، رمضان و "نیمه شعبان".

27- ممنوعیت حضور کودکان و جوانان کمتر از 18 سال در مراسم های مذهبی.

الغاء شغل آخوند اسلامی (شیعه)

28- برچیدن شغل آخوند اسلامی برای وابستگان به مذهب حاکم (شیعه) و انطباق محتوای این شغل برای مذاهب دیگر با محتوای استانداردهای دانشگاهی- دولتی در این زمینه؛ انحلال کلیه مراکز تربیت مبلغین/مداحان مذهب حاکم (شیعه) در ایران ("حوزه های علمیه" و "مدارس دینی").

29- تحصیل و تدریس تاریخ مذاهب خاورمیانه بمثابه یک ماده درسی و یک رشته دانشگاهی. توافق میان دولت و نماینده گان جمعیت های دموکراتیک مذهبی در ایران (مسلمانان سنی، مسلمانان شیعه، زرتشتیان، مسیحیان، کلیمیان، بهاییان و سایرین) به این منظور.

30- اداره مراکز/مؤسسات مربوط به مذاهب مسلمانان سنی، مسلمانان شیعه، زرتشتیان، مسیحیان، کلیمیان، بهاییان و سایرین مشترکاً توسط جمعیت های دموکراتیک این مذاهب و نهاد دولتی مربوط به حفظ آثار باستانی کشور. امکاناتی که میتواند در اختیار نماینده گان جمعیت دموکراتیک مذهبی شیعیان قرار بگیرد، باید از طریق قانونی جداگانه اعلام گردد.

الغاء موقعیت مذهبی "مرجع تقلید" و "رساله"

31- الغاء عنوان مذهبی و شغل "مرجع تقلید" بمثابه موقعیتی تماماً ضد دموکراتیک، بازمانده از دوران برده داری و تجسم برده سازی مجدد انسان آزاد؛ فرهنگ "تقلید مذهبی" و اطاعت از"مرجع تقلید" یکی از پایه های مهم عقب مانده گی فرهنگی جامعه و از عوامل زمینه ساز استقرار رژیم ترور اسلامی محسوب میگردد. ممنوعیت انتشار و ترویج آثار ضد دموکراتیک تحت عنوان "رساله" از سوی چنین مرتجعینی در ایران بمثابه نوعی از تبلیغات فاشیستی. در عین حال در دسترس بودن همه این آثار در کتابخانه های بزرگ و مراکز دانشگاهی برای اهداف پژوهشی علاقمندان.

استقلال مشاغل از دستبرد مذهب حاکم

32- عدم دخالت روحانیون وابسته به دستگاه مذهب حاکم (شیعه) در امور عقد و ازدواج و طلاق یا مسافرت های مذهبی به کشورهای دیگر؛ انجام همه مراحل این امور بر اساس قوانین عمومی و نظارت و مدیریت سازمان های دولتی و خصوصی غیر مذهبی. در صورت نیاز، ساماندهی مراسم های مورد علاقه شهروندان از طریق قانونی جداگانه برای مواردی که رعایت باورهای مذهبی فرد ضرورت داشته باشد؛ نظیر موارد تولد، ازدواج و مرگ.

33- ممنوعیت فعالیت های روحانیون وابسته به مذهب حاکم (شیعه) در برگزاری مراسم های مربوط به مرگ و یادبود؛ جدایی این مراسم ها از موقعیت مذهب حاکم (شیعه) و کسب و کار نماینده گان آن؛ انجام مراسم های مرگ و یادبود باید بمثابه یک حرفه مدنی به رسمیت شناخته شده و تحت مقررات قوانین کار/شرکت ها/مالیات ها در کشور انجام گیرد.

عناوین تبعیض آمیز و اسناد دولتی

34- حذف عناوین مذهبی و سیاسی غیر دموکراتیک از اسناد دولتی و رسانه های گروهی عمومی، نظیر: آیت الله، حجت الاسلام، شیخ، طلبه، سید، حاج، حاجی، شاهزاده، ولیعهد، اعلیحضرت، والاحضرت، شهبانو، شاهدخت و نظایر آنها؛ این عناوین فاقد جوهر دموکراتیک بوده، آشکارا مروج فریبکاری، خرافات، سلطه گری بیرحمانه، نابرابری حقوقی، نژاد گرایی و تبعیض میان مردم هستند.

35- برسمیت شناسی حق افراد و مؤسسات به تغییر بدون موانع اسامی مربوط به اماکن و مؤسسات که با هدف قطع رابطه با تاریخ مذاهب سلطه گر و ضد پیشرفت در ایران صورت گیرند.

الغاء دریافت پول از باورمندان به مذهب شیعه

36- الغاء راهزنی های علنی تحت عنوان جمع آوری "سهم امام"، "خمس"، زکات" و نظایر آن. جمع آوری سهم امام، خمس و زکات برای صدها سال وسیله اداره و گسترش دستگاه مذهب شیعه را تشکیل داده، به منبع مالی اصلی تشکیل حکومت ترور اسلامی در ایران تعلق دارد. پرداخت کننده گان ثروتمند چنین کمکهایی در دوره های حاضر بویژه به این بهانه، در سایه آن و به انحاء مختلف از پرداخت مالیات های خود نیز طفره رفته اند.

37- انحلال نظام "صدقه"؛ روش و اهداف تقسیم "صدقه"، نفی حقوق انسان آزاد و تبدیل او به موجودی شایسته ترحم را بازتاب داده با جایگاه اجتماعی شهروند مستقل مغایرت دارد. بدین وسیله همچنین: بستن راه احتمال فرار مالیاتی از این طریق.

38- ادغام همه پرداخت ها و ارائه کمکها به افراد در سیستم مالیات ها و کمکهای اجتماعی دولتی؛ قطع نفوذ عناصر و دسته جات مذهبی از این امور.

جمعیت های مذهبی بمثابه سازمان های اجتماعی

39- اعلام جمعیت های مذهبی بمثابه سازمان های اجتماعی و لزوم تبعیت آنها از قوانین عمومی کشور نظیر قوانین شرکت ها، مالیات و دارایی، قانون کار، قوانین نظام وظیفه، قوانین حقوق زنان، خانواده و کودک؛ لزوم علنی بودن ساختارهای اداری- آموزشی و اقتصادی- مالی این مؤسسات و الزام این جمعیت ها به پاسخگویی و گزارش دهی به جامعه؛ حق کارکنان جمعیت های مذهبی به داشتن تشکل های صنفی، نظیر سندیکا و انجمن های صنفی.

40- جمعیت های مذهبی در ایران باید حقوق دموکراتیک اعضاء منتقد خود را رعایت کرده، از بی اعتنایی به منتقدین خود و اعمال توطئه سکوت علیه آنان پرهیز کنند. جمعیت های مذهبی باید راه رفرم و اصلاحات در کلیه عرصه های مربوط به مذاهب را باز گذارده، با اعضاء خود و جامعه در کنش و واکنش مولد قرار داشته، از محصور شدن خود در یک حصار فرقه ای ممانعت کنند.

فعالیت های جمعیت های مذهبی

41- شرط هرنوع فعالیت های جمعیت های مذهبی در ایران تأکید صریح مؤسسان و مدیران آنها بر موارد زیر است. این تعهدات در آئین نامه ها، مقررات، ساختار فکری، برنامه های آموزشی، تبلیغی و اداری همه جمعیت های مذهبی کشور بایستی به بعنوان یک قرارداد اجتماعی بنیادین مورد پذیرش قرار گیرند:

به رعایت حقوق و آزادیهای دموکراتیک همه شهروندان متعهد گردند.

حقوق سایر جمعیت های مذهبی به فعالیت بدون مزاحمت را بپذیرند.

حق استقلال زن از مرد را بعنوان شهروند برابرحقوق رعایت کنند.

به امر برابری حقوق زنان و مردان در کلیه عرصه های زندگی فردی و اجتماعی احترام بگذارند.

حقوق زنان در انتخاب پوشش دلخواه، تحصیل، انتخاب همسر، ارث، نگهداری از فرزند، طلاق، سقط جنین، شغل و آموزش شغلی، آداب و معاشرت، مسافرت، تفریح و روابط اجتماعی را بپذیرند.

خانواده ایرانی را بمثابه نهادی مطلقاً انسانی تأیید کرده و اداره آن را بعنوان حق برابر زن و مرد و فرزندان پذیرفته، از تبدیل خانواده به نهاد سلطه گری مردان، دستگاه مذهبی و دولت حمایت نکنند.

حقوق شهروندان بزرگسال مجرد را به ایجاد داوطلبانه مناسبات عاطفی- جنسی میان خود رعایت کرده، و به حقوق همجنسان به ابراز گرایشات عاطفی آنها به یکدیگر احترام بگذارند.

به رعایت حقوق خدا- ناباوران، مخالفین مذاهب، ماتریالیست ها، آکادمیسین ها، پژوهشگران، آموزگاران، ژورنالیست ها، نویسنده گان و هنرمندان در زندگی بدون مزاحمت، و نقد آزادانه مذاهب بعنوان یک حق دموکراتیک مهم متعهد گردند.

رعایت برابر- حقوقی زنان و مردان را در تصدی کلیه مناصب مذهبی در چهارچوب مذاهب رایج در ایران بپذیرند. برابری زنان و مردان را در تصدی پست های اصلی مدیریت جمعیت های مذهبی عملاً تحقق بخشند. نقد پیوسته علاقمندان و جامعه به علل عدم رعایت برابری حقوق زنان و مردان در تاریخ اسلام را تسهیل سازند.

اصلاح تبلیغات مذهبی

42- بررسی محتوا و شکل تبلیغات مذهبی از سوی شورایی متشکل از دانشمندان علوم انسانی و اجتماعی جهت انطباق آنها با نیازهای توسعه کشور، رشد جامعه، گسترش پژوهش های علمی- صنعتی کشور و حذف همه جنبه های خرافی و ضد دموکراتیک از چنین تبلیغاتی.

43- اعلام عوامفریبی مذهبی بمثابه یک جرم؛ غیر مجاز بودن تشویق تمایلات بدوی در انسانها در رجوع به اشکال غیر انسانی مناسبات اجتماعی گذشته؛ غیر مجاز بودن ترویج روحیات سرکوبگرانه و عادات لمپنی- اسلامی از طریق احزاب سیاسی، سازمانهای اجتماعی و رسانه های گروهی.

الزام به رفرم محتوای مذاهب در ایران

44- الزام نماینده گان همه مذاهب به انجام رفرم های بنیادی در ساختار فکری و اجتماعی ادیان در ایران.

45- رفرم کامل مذهب حاکم (شیعه) در محتوا، ساختارهای اجتماعی و کارکرد آن. اصلاح تاریخ نویسی ضد علمی اسلامی و تغییر آن بکمک دستاوردهای پژوهش های علمی و انتقادی در این زمینه.

لزوم اصلاح کامل متن قرآن برای انتشار در ایران

46- محتوای قرآن باید با الزامات احترام به آزادیهای اجتماعی و حقوق شهروندی، برابری زنان و مردان، نیازهای رشد انسان، گسترش دانش بشری و شرایط جهان کنونی و آتی منطبق گردد.

47- ارائه توضیحات در انتشار جدید قرآن پیرامون مواردی که با دانش و عقلانیت سازگار نبوده، از تصورات بدوی در دورانهای پیش از اسلام، از ترس و بی اطلاعی و خیالپردازی و خرافه بافی، از ارعاب توسط قدرتمندان، از منافع اقتصادی و سیاسی قبیله قریش، از دروغگویی و فریبکاری و یا از منافع سیاسی و شخصی مؤلفین بعدی ناشی شده اند.

48- اصلاح سایر کتب مذهبی قدیمی منتشره در ایران و قراردادن توضیحاتی پیرامون اصل برابر- حقوقی زنان و مردان و دگراندیشان در انتشار جدید در متن این کتب. رعایت این تغییرات در محتوا و اشکال تبلیغات جمعیت های مذهبی قانونی.

مذهب حاکم و تقویم کشور

49- هماهنگ سازی تقویم کشور با تاریخ تکامل عمومی بشری؛ تقویم بین المللی و تقویم ملی همواره در کنار یکدیگر ذکر میگردند.

50- چاره یابی بمنظور رفرم مبدأ تقویم کشور از قدرت گیری محمد ابن عبدالمطلب در قرن هفتم میلادی و جنگهای غارتگرانه و سلطه طلبانه برای تأسیس یک خلافت اسلامی که رابطه ای با ظهور اندیشه ای صلح آمیز، نظامی پیشرو و نیازهای فرهنگی زندگی دموکراتیک ساکنین کنونی ایران ندارد. تدوین یک برنامه زمانبندی شده بمنظور مطالعه و پژوهش در مورد طرح فوق.

51- تلاش برای رواج یافتن تدریجی فارسی نویسی با خط لاتین و تبدیل آن در کنار خط کنونی به یک استاندارد دولتی. آموزش فارسی نویسی به خط لاتین در مدارس و رسانه های بزرگ عمومی. به اینوسیله: کوشش برای استقلال یابی جامعه دموکراتیک از تاریخ نویسی و تاریخ سازی دستگاه روحانیت شیعه.

آلترناتیو "خانه های شهروندان" در برابر مسجدها

52- تأسیس گسترده "خانه های شهروندان" در همه شهرها و روستاهای کشور؛ استفاده از امکانات دولتی، عمومی، مردمی و کمکهای کارشناسان و علاقمندان در این زمینه.

53- "خانه های شهروندان" باید به محیط تماسهای شخصی هر روزه و بدون محدودیت، مراکز مراجعه و تجمع، اظهار نظر آزاد پیرامون زندگی روزمره و معضلات آن و اطلاع از امور کشور و جهان مبدل شده، جایگزین نهادهای سوء استفاده و فریبکاری نظیر مسجدها و امامزاده های مذهبی گردند.

54- این مراکز همچنین باید به گسترش مناسبات دموکراتیک- شهروندی در جامعه دامن زده، همبستگی میان مردم ایران را تحکیم ساخته، و بر فضای ترس و تهدید و گریز از جمع و بی اعتمادی ناشی از سلطه رژیمهای سرکوبگر غلبه کنند.

***

اکبر تک دهقان

12 بهمن 1401- 1 فوریه 2023

-------------

توضیحات

- برنامه سیاسی در اینجا به متنی به همین نام در وبلاگ "برنامه سیاسی" (در بلاگ اسپات) این نگارنده مربوط میشود. این برنامه طی انتشار اول در تاریخ 8 شهریور 1385- 30 اوت 2006 و تصحیح و تکمیل بعدی بعنوان انتشار دوم در تاریخ 8 آذر 1388- 29 نوامبر 2009 ارائه گردیده است. نگارنده سپس در تاریخ 17 مرداد 1393- 8 اوت 2014 به مخاطبین احتمالی خود وعده "انجام تصحیحات ضروری مضمونی، املائی، دستوری و شکلی، حذف موارد کم اهمیت و یا غیرضروری، همچنین تکمیل برخی موارد، طی ماههای آینده بعنوان انتشار سوم در این وبلاگ" را داده بود. ارائه کنونی آن تحت عنوان: "یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران" بشکل بخش های جداگانه و تقدم و تآخر متفاوت از متن اصلی را باید به معنای انجام وعده داده شده نگارنده پس از مدت 8 سال و انتشار سوم این برنامه در نظر گرفت.

ـــــــــــــــــــــــــــ

یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران- 10 (تأمین اجتماعی عمومی)

یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران- 10

تأمین اجتماعی عمومی

شرکت شاغلین حوزه های تأمین اجتماعی/اداری در قانونگذاری

1- تدوین پیشنویس اولیه قوانین مربوط به بخش های خدمات اجتماعی/تندرستی/آموزشی/اداری از طریق تشکل های مستقل معلمان، استادان، پزشکان، پرستاران، بازنشستگان، کارمندان و کارشناسان، خدمات شهری و سایر کارکنان بخش های مختلف این حوزه متنوع و مؤثر برای ارائه به دولت و دو پارلمان سراسری (مجلس شورای ملی و کنگره سازمان های اجتماعی .

حق تندرستی

2- تضمین حق تندرستی بمثابه یک حق اولیه شهروندی و مستقل از درآمد و موقعیت اجتماعی فرد.

3- اهمیت پایه ای برای سیستم پیشگیری از بیماری ها در نظام تندرستی کشور.

بیمه درمانی همگانی

4- تامین بیمه درمانی همگانی با کیفیت استاندارد و صرفنظر از موقعیت شغلی و اجتماعی شهروندان، و ایجاد مناسب ترین امکانات تأمین آن برای طبقات کم درآمد.

5- همه شهروندان، مستقل از موقعیت شغلی و اجتماعی خود، باید بدون استثناء سهم بیمه یکسانی را به صندوق واحد بیمه تندرستی/بازنشستگی عمومی بپردازند تا از این طریق، ارائه حداقلی از خدمات استاندارد، قابل محاسبه، متمرکز و مطمئن تحت هر شرایط اقتصادی برای جامعه تضمین گردد، و این جدا از اینکه، بیمه شده گان در نزد شرکت های بیمه دولتی و یا شرکت های بیمه خصوصی بیمه شده اند. روشن است، شرکت های بیمه خصوصی میتوانند خدمات متعدد دیگری را نیز به مشتریان خود ارائه دهند.

6- بعنوان یک هدف میان مدت/بلند مدت و بموازات قدرت گیری اقتصاد کشور، جامعه باید به سمت رایگان سازی بخش اعظم انواع خدمات بیمه حرکت کند.

7- مقابله با اعمال تبعیض علیه بیمه شده گان در سیستم عمومی و خصوصی تندرستی، و تدوین قوانین ضروری در این زمینه با شرکت طرف های ذینفع؛ تشویق پزشکان، پرسنل شاغل، مطب ها و بیمارستان ها به همکاری در این زمینه از طریق ارائه تسهیلات مالی و فنی مناسب.

8- ایجاد گسترده کلینیک های روستایی در همه مناطق کشور و ارائه هرچه سریع تر خدمات تندرستی در سطح کمی و کیفی شهرها در روستاهای کشور. سرمایه گذاری های عمومی/دولتی و تشویق بخش خصوصی به عملی ساختن این طرح در ابعاد سراسری در کوتاه ترین زمان ممکن. ارائه امکانات مالی و تکنولوژیک دولتی برای توسعه صنایع پزشکی کشور در چهارچوب این طرح، از این طریق: تقویت اقتصاد تندرستی.

9- گسترش وسیع بیمارستان ها و نوسازی مراکز درمانی کنونی بویژه در مناطق دور از مرکز.

10- حق مردم به انجام معاینات پزشکی منظم و کامل در چهارچوب خدمات بیمه تندرستی با هدف جلوگیری از بروز بیماری های سخت رایج کنونی.

11- حق نوزادان به انجام معاینات کامل و منظم پزشکی چهارچوب خدمات بیمه تندرستی، تضمین تندرستی آنان و کنترل مداوم چگونگی و سطح رشد توانایی های جسمی و فکری.

12- حق شهروندان به دریافت آموزش ها، امکانات تمرینات و مشورت های مربوط به تقویت قدرت جسمی و فکری جهت افزایش کیفیت سلامتی و توانایی مقابله با معضلات زندگی فردی- اجتماعی بعد از دهه ها سلطه دیکتاتوری در کشور. تشویق دختران و زنان به استفاده از امتیازات این حق دموکراتیک.

13- تأسیس مراکز مشورت های تندرستی در همه شهرها و روستاهای کشور. کمک به شهروندان برای افزایش خود- آگاهی سلامتی جسمی و فکری. ادغام امر تندرستی در محیط شغلی شهروندان.

14- حق قانونی شهروندان در تجهیز فکری خود متکی بر آخرین دستاوردهای علمی- تجربی بشری و برای انطباق شرایط زندگی فردی- شغلی با توسعه فکری- فرهنگی جهان آتی. حق قانونی شهروندان به دریافت منظم کلاسهای آموزشی در چهارچوب زندگی شغلی خود به این دلیل.

15- تأسیس دفاتر تندرستی و مشورتی در محیط کار و آموزش و ارائه خدمات فوری و رایگان در این مراکز.

16- همکاری فعال دستگاه های دولتی با شرکت ها و مراکز ورزشی برای ایجاد امکانات عملی جهت تقویت شرایط تندرستی جسمی و فکری شهروندان و ادغام این فعالیت ورزشی در سیستم بیمه همگانی. ایجاد امکان به اینوسیله بمنظور کاهش سهم بیمه پرداختی شهروندان در صورت شرکت منظم و ثابت در این طرح.

17- حق شهروندان به حفاظت از اطلاعات شخصی مربوط به تندرستی خود بمنظور ممانعت از ایجاد تبعیض در کسب فرصت های شغلی و صدمه زدن به مناسبات اجتماعی مردم.

پرستاران، پزشکان و پرسنل حوزه تندرستی

18- ارتقاء مداوم سطح درآمد، امکانات رشد تخصصی و ترقی شغلی پرستاران و پرسنل کمکی پزشکی در بخش تندرستی کشور؛ همکاری فعالانه نهادهای دولتی با تشکل های مستقل پرستاران در این زمینه.

19- بهبود منظم سطح درآمد و امکانات رشد مداوم تخصص و ترقی شغلی پزشکان و پرسنل پزشکی.

حق آموزش عمومی/آموزش شغلی

20- تضمین حق آموزش عمومی رایگان و آموزش شغلی رایگان. همه شهروندان باید از آموزش همگانی رایگان از سطح کودکستان تا انتهای دوره کارآموزی/دانشگاه برخوردار شوند. ممنوعیت تحمیل هر نوع هزینه ای به خانواده ها تحت عناوین آشکار و پنهان.

21- اجباری شدن تحصیل تا پایان دوره آموزش شغلی (کارآموزی و یا دانشگاه). در صورت تمایل و امکان شاغل شدن پیش از موعد بالا، توافق مراجع قانونی طی انعقاد قرارداد جداگانه ای با والدین فرد خردسال و تداوم ارائه کمک های مشورتی دولتی تا رسیدن به سن بزرگسالی فرد ضروری است. جامعه نباید صرفاً بر اساس اظهارات شفاهی و محاسبه خیرخواهی سنتی والدین، آینده شغلی نوجوانان و جوانان را به تعهدات ناروشن و اتفاقات غیر قابل پیش بینی واگذار کند.

حق کار و حق بیمه بیکاری

22- تضمین حق کار و بیمه بیکاری بمثابه یک حق اولیه شهروندی و مستقل از موقعیت خانواده گی و اجتماعی فرد.

23- دولت منتخب دموکراتیک و همه ادارات تابعه آن، دو پارلمان سراسری کشور (مجلس شورای ملی و کنگره سازمان های اجتماعی)، دستگاه قضایی کشور، بانک مرکزی کشور، شوراهای استان ها، شوراهای شهرها و شوراهای روستاها، استانداران، شهرداران و دهیاران، مدارس و دانشگاهها، تشکل های معلمان و استادان، نهادهای مالیاتی و گمرکی کشور، نهادهای دولتی انعقاد قراردادهای تجاری داخلی و خارجی، مؤسسات پژوهشی علمی- صنعتی و اقتصادی- اجتماعی، مؤسسات تولیدی، خدماتی و مالی عمومی، شرکت های دولتی، شرکت های صنعتی و خدماتی بخش خصوصی، مؤسسات بانکی و مالی بخش خصوصی، سازمان بورس کشور، رسانه های بزرگ عمومی کشور، سندیکاهای کارگری، تشکل های زنان، جوانان و والدین، تشکل های کارفرمایی و احزاب سیاسی باید براساس قانونی جداگانه و مشروح، موظف به دفاع از حق کار و شرکت فعال و هماهنگ در عملی شدن آن برای همه شهروندان گردند.

حق مسکن

24- تضمین حق داشتن یک مسکن مناسب و فضای کافی بویژه برای کودکان و نوجوانان. پرداخت حق مسکن کافی به شهروندان در توافق با سندیکاهای کارگری برای جبران بخشی از هزینه های مسکن؛ بهبود مداوم کیفیت مسکن در کشور.

25- حق جوانان پس از رسیدن به سن 18 سالگی به داشتن یک مسکن مستقل و کمک های دولتی برای تأمین هزینه آن.

26- تدوین یک برنامه زمانبندی شده 10 تا 12 ساله برای تبدیل تمام بناهای مسکونی در مناطق زلزله خیز کشور به مجتمع های مسکونی ضد زلزله. تدوین سریع استانداردهای جدید و پیشرفته بمنظور انجام هر ساخت و سازی در کشور برپایه معیارهای فنی و قانونی جدید ضد زلزله و ارائه تسهیلات دولتی برای رعایت آن از سوی شهروندان و شرکت ها.

27- تدوین یک برنامه زمانبندی شده 10 تا 12 ساله برای نوسازی و مدرنیزه ساختن همه تأسیسات مربوط به مسکن در ایران؛ نظیر برق، آب، گاز، تلفن و ارتباط اینترنتی، حفاظت از سوانح، سیستم های فاضلاب، صرفه جویی در مصرف آب و انرژی و نظایر آنها.

28- تدوین برنامه ای متمرکز بمنظور توسعه همه جانبه همه صنایع مربوط به راه و ساختمان کشور بمثابه یک شاخه مهم اقتصادی، و این: همزمان، هماهنگ و منطبق بر اهداف شهرسازی، نوسازی مسکن و خدمات و تأسیسات مربوط به مسکن. دولت، دانشگاههای کشور، شرکتهای بزرگ عمومی و خصوصی، سندیکاهای کارگری و تشکل های کارفرمایی باید نوسازی مسکن در کشور را بعنوان فرصتی بزرگ و امکانی استراتژیک برای توسعه رشته اقتصادی راه و ساختمان در نظر گرفته، از طریق یک ارگان واحد و مشترکاً در قدرتمند ساختن همه حوزه های رشته صنایع راه و ساختمان و بازار داخلی مربوط به آن عمل کنند.

29- ایجاد ارتباط اینترنتی برای همه ساختمانها و مسکن شهروندان نظیر خدمات استاندارد برق و آب و گاز و بدون نیاز به انعقاد قرارداد جداگانه با شرکت های خدمات اینترنتی. ادغام هزینه های استفاده از این خدمات در مجموع هزینه های خدمات ضروری کنونی مسکن و تلاش برای تنزل آن از طریق کاهش میزان هزینه های دیگر. ایجاد امکانات فنی لازم، تدوین قوانین و آئین نامه های ضروری و همکاری ارگانهای دولتی و بخش خصوصی در این زمینه.

آموزشهای شغلی متعدد

30- حق شهروندان جوان به دستیابی به حداقل دو دوره کارآموزی پس از رسیدن به سن 16 سالگی و در صورت عدم تمایل به ادامه تحصیلات دبیرستانی.

31- تغییر کیفی حقوقی، سازماندهی، اداری و موازین نگهداری از کودکان و نوجوانان بدون خانواده. بهبود همه جانبه امکانات رشد شخصیتی- اجتماعی و تدارک رشد شغلی بعدی آنها. افزایش محسوس بودجه و کمیت و کیفیت پرسنلی همه مراکز مربوطه. بکارگیری روانشناسان و مربیان تربیتی حرفه ای در همه مراکز نگهداری از کودکان، نوجوانان و جوانان بدون خانواده.

بازنشستگی و از کارافتاده گی

32- حق همگان به دریافت مستمری بازنشستگی پس از رسیدن به سن 50/55 سالگی برای زنان/مردان و مستقل از میزان پرداخت به صندوق بازنشستگی؛ افزایش و انطباق سطح آن با سطح تورم و نیازهای خاص تندرستی- رفاهی شهروندان در سنین بازنشستگی.

33- گسترش خانه های سالمندان به همه شهرها و روستاهای کشور؛ بهبود مداوم کیفیت ارائه خدمات در خانه های سالمندان کنونی. بکارگیری کارکنان حرفه ای و آموزش یافته در این مراکز.

34- همکاری سازمان های دولتی با تشکل های مستقل بازنشستگان برای بکارگیری تجارب بازنشستگان داوطلب و مستعد فعالیت در رشته های ضروری برای توسعه کشور، همچنین از این طریق: حفظ سطحی از زندگی مولد و مناسبات اجتماعی روزمره برای آنان.

معلولین و تأمین اجتماعی

ایران از جمله کشورهای جهان با بیشترین آمار جمعیت معلولین محسوب میشود. هم اکنون 11% از جمعیت کشور به درجات مختلف از انواع معلولیت ها رنج می برند. جنگ تجاوزکارانه 8 ساله و عواقب آن، بروز تصادفات راننده گی بالاتر از حد متوسط بین المللی، سوانح بیشمار محیط کار، جنایات عوامل رژیم در ضرب و شتم و شلیک به سوی مردم، فقدان امکانات کافی پزشکی و عدم رسیده گی بموقع از عوامل این وضعیت اسفناک هستند. جمهوری دموکراتیک باید اقدامات گسترده ای را به شیوه ای انقلابی بمنظور تخفیف جدی این وضعیت به اجرا در آورد. در کنار آن، باید امکانات کمک مالی، رسیده گی پزشکی و بهبود کیفیت زندگی معلولین نیز بسرعت تغییر کند:

35- افرایش محسوس بودجه نهادهای رسیده گی به وضعیت معلولین در کشور.

36- ایجاد گسترده کارگاه های ویژه معلولین در همه استانها که امکانات زندگی مولد آنها را گسترش دهند.

37- ایجاد شهرک های دانش بنیان ویژه معلولین با هدف گسترش تکنولوژی و روش های درمان، تراپی و بهبود شرایط زندگی معلولین.

38- بکارگیری وسیع نانو تکنولوژی و تکنولوژی ژنتیک بمنظور تولید اندام های مصنوعی و طبیعی برای معلولین.

39- ایجاد امکان برای استفاده از استعدادهای آسیب دیده گان جسمی در محیط کار معمولی، بویژه در مؤسسات عمومی/دولتی.

40- کمک فوری جمهوری دموکراتیک به انجام فعالیت های پژوهشی بنیادی و تدوین کتب علمی- آموزشی ضروری مربوط به معلولین با هدف ایجاد رشته دانشگاهی پزشکی/تندرستی معلولین.

پژوهش های تندرستی و پزشکی

41- هماهنگ سازی تمام پژوهش های تندرستی در کشور در یک نظام مرکزی؛ از این طریق: بهره برداری مؤثر از اطلاعات جدید، توانایی ها و تخصص های موجود بویژه برای تسریع ریشه کنی بیماریهای لاعلاج.

42- تسهیلات مالی برای پزشکان کشور بمنظور همکاری منظم و عملی آنها با حداقل 2 طرح پژوهشی تندرستی روز متناسب با تخصص، شرایط شغلی و یا سنی خود.

43- ایجاد کانال تلویزیونی مختص پژوهش های تندرستی که آخرین دستاوردهای دانش پزشکی و تندرستی و نیز شرایط حاکم بر وضعیت تندرستی در کشور را ترویج کند. کانال پژوهشی فوق باید همچنین رقابت های علمی- صنعتی وسیع میان علاقمندان در همه زمینه های مربوط به پزشکی، روش های درمان، سازماندهی، مدیریت، تکنولوژی و صنایع پزشکی را ترویج کرده، و در تخصیص جوائز سالانه به این منظور شرکت نماید.

شبکه گسترده داروخانه ها

44- ایجاد مؤسسات داروسازی و شعبات زنجیره ای از داروخانه ها از سوی ارگانهای تندرستی کشور (وزارت خدمات شهروندی/وزارت بهداشت و تندرستی)، بویژه در روستاها و شهرهای کوچک با هدف دسترسی ساده تر مردم به جدیدترین و مؤثرترین داروهای مورد نیاز؛ رقابت برابر- حقوق با بخش خصوصی در این زمینه و از این طریق: کمک به ایجاد استانداردهای انسانی و مدرن در بخش اقتصاد تندرستی.

محیط زیست و سیاست های تندرستی

45- ادغام بخشی از سیاست های حفظ محیط زیست در نظام تندرستی کشور؛ هماهنگی تنگاتنگ اقدامات همه ارگانهای دخیل در این دو بخش با یکدیگر.

ایجاد "وزارت خدمات شهروندی" و ظایف کلی آن

46- ایجاد "وزارت خدمات شهروندی" و حمایت های مالی- حقوقی نامحدود از انجام وظایف آن که امور زیر و یا وظایف مشابه متعدد دیگری را در بر بگیرد:

47- اتخاذ تدابیر همه جانبه برای کنترل و معالجه انواع بیماری های سرطان که عملاً از کنترل جامعه خارج شده و به یک عامل مؤثر در کاهش کیفیت زندگی شهروندان ایران مبدل گشته است. متمرکز ساختن همه پژوهش های ضد سرطان در دانشگاهها و بیمارستانها از طریق یک مرکز واحد و سراسری.

48- رسیده گی به وضعیت زندان ها، کمک همه جانبه به بازآموزی زندانیان و ادغام دوباره مجرمین سابق در یک زندگی مولد. تبدیل زندان ها به مراکز آموزش، کار و خودسازی مجرمان سابق.

49- اقدامات وسیع برای ریشه کنی اعتیاد و تولید و قاچاق مواد مخدر. ایجاد کارگاه های صنعتی ویژه، ارائه امکانات آموزش عمومی، شغلی و تندرستی و ایجاد امکانات ورزشی برای معتادان، پیگیری معالجه معتادین در چنین شهرک هایی، که بمثابه تحمل دوران زندان نیز محسوب خواهند شد. بازاریابی برای تولیدات این مراکز از طریق مؤسسات دولتی.

50- فعالیت همه جانبه برای حل قطعی و پایدار معضل کودکان کار، جوانان سرگردان، کارتن خواب ها و زنان جدا افتاده از خانواده در کوتاهترین زمان ممکن؛ ادغام این بخش از شهروندان تحت فقر و سرکوب و انواع سوءاستفاده ها در شهرک های صنعتی- آموزشی که باید سریعاً به این منظور تأسیس شوند. این بویژه اهمیت دارد، از آنجا که عدم حل سریع این معضل، خطر تبدیل کشور را به مرکزی برای توریسم سکس در یک نظام بدون محدودیت های سرکوبگرانه در پی خواهد داشت.

51- مبارزه علیه گسترش بیماری ایدز و هماهنگ ساختن پژوهش های دانشگاهها، مؤسسات مختلف و بنگاههای داروسازی در این زمینه از طریق یک مرکز واحد. ارائه کمک های وسیع برای معالجه بیماران؛ اتخاذ تدابیر مؤثر و آموزش جامعه برای پیشگیری از شیوع این بیماری.

52- اتخاذ تدابیر پیشگیرانه همه جانبه و بنیادی در زندگی روزمره برای مقابله با بروز ناگهانی بیماری های مسری نظیر بیماری کووید-19 که میتوانند موجب تحمیل صدمات بزرگ و جبران ناپذیر بر زندگی اجتماعی و اقتصادی بویژه در شرایط بازسازی کشور گردند.

تأسیس "نهاد ملی مشورت های فردی- اجتماعی"

53- تأسیس "نهاد ملی مشورت های فردی- اجتماعی". بدلیل بیش از صد سال اختناق هولناک و ضعف رشد ملی جامعه ایران، بسیاری از شهروندان به راه های سنتی، پراکنده و غیر مؤثر برای پاسخ گویی به معضلات زندگی فردی و اجتماعی روزمره خود روی آورده، و به آن عادت کرده اند. تأسیس "نهاد ملی مشورت های فردی- اجتماعی" در ابعاد گسترده در سراسر کشور باید برای توده های مردم امکان حل بسیاری از مشکلات زندگی روزمره را فراهم سازد.

54- توده های مردم و هر مراجعه کننده ای باید امکان یابند، با یک تماس ساده با این مرکز و به کمک وساطت حرفه ای آن بر مشکلات اداری و کارشکنی های دستگاه غیر دموکراتیک بوروکراسی دولتی و یا هر فرد و یا نهاد بخش خصوصی مورد مراجعه در شهر و محل سکونت خود غلبه کنند. از این طریق همچنین باید در برابر فساد اداری ساختاری در دستگاههای دولتی و بخش خصوصی کشور سدی ایجاد شود.

55- چنین دفاتری میتوانند تحت آئین نامه واحد و سازماندهی یکسانی تشکیل شده و از سوی دولت، تشکل های مستقل صنفی، دانشگاههای کشور و کارشناسان مردمی و علاقمند به بازسازی دموکراتیک جامعه اداره شوند.

56- "نهاد ملی مشورت های فردی- اجتماعی" همچنین باید به مرکزی برای قضاوت، شکایات و نظرات توده های مردم مبدل شده، و در تهیه آمارهای مطمئن برای حل معضلات مختلف کشور سهیم گردد.

تکنولوژی ژنتیک و تندرستی

57- حق دموکراتیک شهروندان برای استفاده از دستاوردهای تکنولوژی ژنتیک بمنظور بهبود تندرستی و رفع نارسایی های طبیعی/اکتسابی جسمی و روحی خود.

58- الزام به تصویب هر سطحی از بکارگیری تکنولوژی ژنتیک بمنظور ایجاد تغییرات ژنتیک خاص انسان از سوی کلیه ارگانهای قانونی مسئول در سطح سراسری و استانی؛ تعیین حد و مرز دقیق تغییرات ژنتیک مجاز مربوط به انسان از طریق قوانین عمومی کشور.

59- ممنوعیت مالکیت خصوصی بر دستاوردهای تکنولوژی ژنتیک و حق مالکیت انحصاری جامعه در این رشته. حق نظارت جامعه بر کلیه لحظات یک تحقیق ژنتیک خاص انسان، از دریافت مجوز تا صلاحیت علمی- اخلاقی پژوهشگران، تجهیزات فنی و متدهای پژوهشی بکار رفته، محل و تاریخ تحقیقات و آزمایش ها؛ اعلام نتایج یک پژوهش در چهارچوب تکنولوژی ژنتیک مربوط به انسان تنها از سوی بالاترین مسئولین دولتی مربوطه.

60- حق زنان کشور برای سهم بری ویژه از نتایج پژوهش های تکنولوژی ژنتیک بمنظور بهبود شرایط جسمی، ترمیم صدمات جسمی ناشی از تهاجمات خصمانه ("اسید پاشی" و ضرب و شتم) و یا تروریستی، همچنین رفع نارسایی های مربوط به ویژه گی های جنسی.

61- حق شهروندانی برای سهم بری ویژه از نتایج پژوهش های تکنولوژی ژنتیک در تولید اندامهای مصنوعی و یا طبیعی که در نتیجه اعمال مجازات های بربرمنشانه اسلامی عضو و یا اعضاء بدن خود را از دست داده اند.

تندرستی در جهان تماس های گسترده

62- حتی یک نفر در کشور نباید خارج از پوشش بیمه تندرستی قرار داشته باشد و این همچنین شامل توریست ها، دانشجویان خارجی، پژوهشگران، مسافرین موقتی، نماینده گان دولت ها، کارکنان شرکت های خارجی، ورزشکاران، پناهنده گان تازه وارد، فراریان و نیز اقامت کننده گان غیر قانونی نیز میگردد. تنها تحت چنین مقرراتی میتوان از اتخاذ یک سیاست تندرستی متکی بر پیشگیری از بیماری های مسری در جهان مداوما کوچک شونده، و در جهان تماس های گسترش یابنده میان انسانها و حمایت تضمین شده از تندرستی شهروندان کشور سخن گفت.

63- هر مسافر در حین ورود به کشور باید کارت بیمه معتبری در جمهوری دموکراتیک ایران را نیز در کنار پاسپورت خود ارائه دهد. تلاش ایران در نزد سازمان بهداشت جهانی بمنظور ثبت استاندارد و یکسان اطلاعات مربوط به اقدامات پیشگیرانه و واکسیناسیون افراد به یک زبان واحد در کارت های بیمه الکترونیک رایج کنونی در جهان و قابلیت استخراج آن در همه کشورها.

***

اکبر تک دهقان

1 بهمن 1401- 21 ژانویه 2023

------------------

توضیحات

- برنامه سیاسی در اینجا به متنی به همین نام در وبلاگ "برنامه سیاسی" این نگارنده مربوط میشود. این برنامه طی انتشار اول در تاریخ 8 شهریور 1385- 30 اوت 2006 و تصحیح و تکمیل بعدی بعنوان انتشار دوم در تاریخ 8 آذر 1388- 29 نوامبر 2009 ارائه گردیده است. نگارنده سپس در تاریخ 17 مرداد 1393- 8 اوت 2014 به مخاطبین احتمالی خود وعده "انجام تصحیحات ضروری مضمونی، املائی، دستوری و شکلی، حذف موارد کم اهمیت و یا غیرضروری، همچنین تکمیل برخی موارد، طی ماههای آینده بعنوان انتشار سوم در این وبلاگ" را داده بود. ارائه کنونی آن تحت عنوان: "یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران" بشکل بخش های جداگانه و تقدم و تآخر متفاوت از متن اصلی را باید به معنای انجام وعده داده شده نگارنده پس از مدت 8 سال و انتشار سوم این برنامه در نظر گرفت.

- بخش "معلولین و تأمین اجتماعی" در بالا حدوداً با متن "یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران- 6 (حقوق کارگران در جمهوری دموکراتیک ایران- معلولین و کار)" یکسان است. به دلیل اهمیت موضوع، این بخش در دو قسمت 6 و 10 "برنامه سیاسی" نقل شده است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران- 9 (آزادی بیان و رسانه های گروهی)

یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران- 9

آزادی بیان و رسانه های گروهی

حق آزادی بیان

1- تضمین حق آزادی بیان شهروندان پیرامون همه مسائلی که به فرد و جامعه مربوط میگردند. امکان استفاده نامحدود و بدون عواقب منفی از این حق پایه ای. چهارچوب ضروری استفاده از این حق از سوی تشکل های مستقل نویسنده گان و هنرمندان تدوین و اعلام میگردد.

پیشنویس اولیه قوانین

2- تدوین پیشنویس اولیه قوانین مربوط به فعالیت های شغلی و اجتماعی نویسنده گان، هنرمندان و کارکنان رسانه های گروهی از طریق تشکل های مستقل آنان بمنظور ارائه به "مجلس شورای ملی"، "کنگره سازمان های اجتماعی" و دولت.

حضور فعال در قانونگذاری پارلمانی

3- حق حضور نماینده گان تشکل های مستقل هنرمندان، نویسنده گان، کارکنان مؤسسات انتشاراتی، کتابفروشی ها، کتابخانه ها، رسانه های عمومی (دولتی کنونی) و یا بخش خصوصی در کنگره سازمان های اجتماعی بمثابه دومین پارلمان سراسری کشور.

علیه سانسور در رسانه های گروهی و احزاب سیاسی

4- آزادی عمل و بدون محدودیت دولتی رسانه های گروهی در انتشار آراء و نظرات. لغو فوری سانسور و ایجاد بیشترین امکانات سیاسی، حقوقی، صنفی و مالی برای توسعه رسانه های گروهی آزاد.

5- اقدام به سانسور اطلاعات و نظرات توسط دولت حاکم، احزاب سیاسی و سایر مراکز قدرت، شکل خشن اعمال تبعیض و سرکوبگری، نقض اصل برابر- حقوقی شهروندان، خصومت ورزی با توسعه سیاسی- فرهنگی کشور، ضدیت با تکامل اقتصادی- اجتماعی جامعه و ممانعت از رشد ملی روشنفکران و توده های مردم محسوب میگردد.

6- ممنوعیت سانسور اطلاعات و نظرات در چهارچوب های اصول اعلام شده در رسانه های عمومی (دولتی کنونی). حق بدون محدودیت شهروندان به کسب کاملترین اطلاعات از همه امور و رویدادهای اجتماعی از طریق رسانه های عمومی (دولتی کنونی).

7- الزام رسانه های عمومی (دولتی کنونی)، رسانه های احزاب سیاسی و یا متعلق به افراد و بخش خصوصی به درج دائم خط و مشی سیاسی، فرهنگی و یا تجاری خود برای انعکاس اخبار و نظرات. چهارچوب اعلام شده یک رسانه باید برای همگان و بساده گی قابل تشخیص باشد. توسل به سانسور، این ابزار سلطه گری رژیم های ترور، اقدامی برخلاف چهارچوب اعلام شده رسمی یک رسانه محسوب شده، به اعتماد جامعه نسبت به جدیت آن آسیب وارد میسازد.

8- شرط مهم در انتخاب مدیران رسانه های عمومی (دولتی کنونی)، میزان پایبندی آنها به امر گسترش اطلاعات و نظرات و مرزبندی آنها با سیاست سانسور در رسانه های عمومی (دولتی کنونی)، رسانه های متعلق به افراد، مؤسسات و یا احزاب سیاسی است. به این وسیله: تبدیل رسانه های عمومی (دولتی کنونی) به الگویی از بکارگیری دموکراتیک ابزارهای رشد آگاهی و ایجاد بیشترین امکانات برای توسعه سیاسی- فرهنگی جامعه.

9- فعالیت آگاهگرانه، مشوق های مالی و ارائه مشورت های قانونی دولتی برای رسانه های بخش خصوصی بمنظور تشویق آنان به رعایت تنوعات فکری موجود که دارای اهمیت اجتماعی هستند.

10- جمهوری دموکراتیک وسیعاً از تأسیس هر رسانه ای توسط بخش خصوصی، احزاب سیاسی و افراد استقبال کرده، با ایجاد امکانات متنوعی کمک خواهد کرد، که چنین رسانه هایی توانایی های خود را در ارائه اطلاعات و نظرات در چهارچوب اصول اعلام شده خود گسترش دهند. دولت با ایجاد مکانیزم های متعددی از ورشکستگی رسانه های گروهی بدلیل معضلات احتمالی مالی آنها جلوگیری خواهد نمود.

11- برپایی نمایشگاه های دائمی از فعالیت های رسانه های دموکراتیک در مراکز آموزشی، مؤسسات فرهنگی، اماکن برگزاری مراسم ها و جشن های مختلف و موزه های کشور با هدف نزدیک کردن رسانه ها به مردم و معرفی و گسترش هر چه بیشتر حوزه علاقمندان به رسانه های گروهی.

تأسیس شرکت های رسانه ای خصوصی

12- حق تأسیس روزنامه و مجله، سایت های اینترنتی، دایر کردن کانال های تلویزیونی و فرستنده های رادیویی برای همه شهروندان با اهداف تجاری، صنفی، سیاسی، فرهنگی، آموزشی، پژوهشی، ورزشی و یا شخصی- تفریحی. تدوین قوانین ساده و اقدامات اداری بدون هزینه های غیر ضروری دولتی در این زمینه.

13- ارائه کمک های دولتی و توزیع جوایز مالی سالانه به هر رسانه ای که به نحوی در توسعه سیاسی- فرهنگی، اقتصادی- تکنولوژیک، و علمی- پژوهشی، و در دامن زدن به فضای فکر، یادگیری، کار مولد و تحکیم پایه های دموکراسی و عدالت خواهی در کشور و استانها نقشی مثبت ایفا نماید.

رسانه ها و توسعه مناطق روستایی و شهرهای کوچک

14- کمک های دولتی و بکارگیری توانایی های روشنفکران و فعالین سیاسی برای تأسیس هرچه سریع تر روزنامه ها، نشریات کارگاهی و یا محلی و سالن های نمایش و سخنرانی در شهرهای کوچک و روستاهای کشور با هدف تعمیم و تبلیغ ارزش های دموکراتیک، تسهیل رشد سیاسی- فرهنگی و توسعه اقتصادی- تکنولوژیک این مناطق.

ادبیات و هنر معطوف به جامعه و جهان کنونی

15- تشویق هنرمندان و نویسنده گان به انتخاب موضوعات کار خود از شرایط جامعه و جهان کنونی، و فاصله گرفتن از ادبیات، الگوها، سمبل ها، عادات و روحیات دوران های تاریخی سپری شده.

16- تشویق هنرمندان و نویسنده گان به عجین ساختن محتوای خلاقیت های خود به کند و کاو در روحیات و عادات بخش های مختلف جامعه، از این طریق: شناخت هر چه بیشتر عوارض منفی سلطه گری رژیم های ترور در ایران.

اینترنت بمثابه رسانه ای همگانی

17- توسعه وسیع استفاده از اینترنت و تبدیل آن به یک وسیله ارتباطی گسترده و همگانی. تعیین حدود و مرزهای رعایت مسائل فرهنگی و اجتماعی توسط تشکل های مستقل نویسنده گان، هنرمندان و مؤسسات غیر دولتی ذینفع.

دولت وتشکل های مستقل شاغلین در رسانه ها

18- همکاری تنگاتنگ ارگان های دولتی و قانونگذاری با تشکل های مستقل کارکنان فکری نظیر کانون نویسنده گان، انجمن های روزنامه نگاران، هنرمندان، نویسنده گان در محیط اینترنت و کارکنان مؤسسات رادیو و تلویزیون و نهادهای صنفی کارشناسان، دانشگاهیان و پژوهشگران. این رابطه باید مداوماً شرایط فعالیت و زندگی شاغلین را در بخش های نامبرده تسهیل سازد.

بیمه درمانی، بازنشستگی و قانون کار

19- ضرورت شمول بیمه درمانی عمومی، بیمه بازنشستگی، نظام حداقل دستمزدها و افزایش مداوم آنها و همه مواد قانون کار دموکراتیک به حوزه شاغلین در بخش رسانه های عمومی (دولتی کنونی) و یا بخش خصوصی. امکان انجام کمک های دولتی برای تسهیل پرداخت بخشی از هزینه های ماهانه نامبرده به نیازمندان در این حوزه.

حلقه های کتابخوانی

20- عمومیت بخشیدن به فرهنگ مطالعه و تشویق آن در مدارس، دانشگاه ها و مراکز کارآموزی. تبدیل مطالعه و افزایش توانایی های فرد در جذب تولیدات علمی- فرهنگی به یک ماده تحصیلی در کلیه سطوح دبستان و دبیرستان.

21- تأسیس "نهاد ملی کتابخوانی" و شعبات آن در همه شهرها و روستاهای کشور با هدف ایجاد تسهیلات گسترده برای تشکیل و وسعت گیری "حلقه های کتابخوانی". ارائه نتایج این فعالیت ها بصورت تنظیم رساله های عامه فهم و انتشار آنها برای طیف بزرگی از مخاطبین بویژه دانش آموزان، دانشجویان، کارگران و روستاییان.

22- ایجاد تسهیلات وسیع در محیط اینترنت توسط نهاد ملی کتابخوانی و شبکه وسیع کتابخانه های عمومی با هدف قابل دسترس ساختن دریافت همه کتب و مجلات علمی و پژوهشی دانشگاهی داخلی/بین المللی با تقبل هزینه ای ناچیز برای دانشجویان، پژوهشگران، علاقمندان و کتابخوانان.

23- پشتیبانی قانونی و مالی از رسانه های گروهی، مؤسسات آموزشی، مؤسسات انتشارات کتاب و کتابخانه های کشور بمنظور ایجاد حلقه های کتابخوانی. ضرورت های توسعه سریع اقتصادی- تکنولوژیک و فرهنگی- سیاسی کنونی، ایجاد حداقل نیم میلیون حلقه کتابخوانی را در سراسر کشور الزامی میسازند.

24- تشکیل و اداره حرفه ای حلقه های کتابخوانی در کل کشور بمثابه یک شغل مولد و پرداخت دستمزدها/هزینه ها از منابع وزارت فرهنگ و رسانه های گروهی، وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم و آموزش عالی، وزارت ایجاد کار و حفظ مشاغل و وزارت پژوهش های علمی- صنعتی کشور. دعوت از نویسنده گان، هنرمندان، معلمان، استادان، دانش آموزان مستعد، دانشجویان، علاقمندان و تحصیل کرده گان غیر شاغل به تشکیل و اداره حلقه های کتابخوانی.

25- آموزش علمی و سیستماتیک اصول و روش های کتابخوانی در مدارس، دانشگاه ها و سمینارهای عمومی. قرار دادن جوایز متعدد سالانه ای در موضوعات مختلف برای کتابخوانی، در کیفیت درک مطالب، در توانایی خلاصه سازی و ارائه کتبی و یا شفاهی محتوای کتب مطالعه شده و سرعت کتابخوانی. تبدیل کتابخوانی در کشور به یک فرهنگ و عادت مولد همگانی.

گسترش کتابخانه ها و خلاقیت های فرهنگی

26- تأسیس هر چه بیشتر کتابخانه های عمومی و مراکز نمایش های هنری. دامن زدن به روحیه خلاقیت های فرهنگی و گسترش نمایشگاه های کتاب، مطبوعات، فیلم و تأتر بویژه در شهرهای کوچک و روستاهای کشور.

27- ترویج خلاقیت های فرهنگی- هنری در مدارس و دانشگاه ها در موضوع آزادی بیان و ارائه دیدگاه خود، با هدف شناخت و گسترش توانایی های فکری دانش آموزان، دانشجویان و تربیت آگاهانه نسل بعدی روشنفکران، روزنامه نگاران و پرچمداران پیگیر حق آزادی بیان در جامعه.

سایت اینترنتی "دولت"

28- ایجاد سایت اینترنتی بزرگ و مجهز "دولت" با هدف در اختیار گذاردن آخرین اطلاعات مطمئن پیرامون نهادهای دولتی، ساعات کار، موضوع کار و امکانات تماس مستقیم با آنها. از اینطریق باید شهروندان در هر لحظه به اطلاعات و آمار استاندارد و موثق برای مراجعه و یا توسل به اقدامات شغلی و اجتماعی دست پیدا کنند. سایت اینترنتی "دولت" همچنین باید به مرکزی برای بیان شکایات و اعتراضات و ارائه پیشنهادات و نظرات شهروندان، بحث و تبادل نظر و مطلع شدن علاقمندان به فعالیت های سیاسی و اجتماعی در هر زمینه ای مبدل گردد. سایت اینترنتی "دولت" باید دسترسی علاقمندان، پژوهشگران و مفسرین به متون رسمی همه قوانین جاری و قراردادهای داخلی و خارجی کشور و ارائه نظر پیرامون آنها را برای شهروندان امکانپذیر سازد.

علیه عواقب سلطه گری رژیم های دیکتاتوری

29- غیر قابل قبول بودن تبلیغات نژاد گرایانه، قوم گرایی افراطی و مروج تبعیض میان شهروندان. جامعه ایران طی بیش از صد سال سلطه گری فاشیستی رژیم های پهلوی و اسلامی تحت شرایط تبلیغات دولتی قوم گرایی افراطی پارس باستان و نژاد گرایی "آریایی"، قوم گرایی افراطی قبیله قریش و نژاد گرایی اسلامی عربستان باستان و اخیراً نیز عرض اندام قوم گرایی افراطی مناطق "پیرامونی" و متکی بر "خون مشترک" قرار داشته است. پایه مهم نظام آموزشی و توسعه فرهنگی کشور مقابله با این پدیده های ضد دموکراتیک و بازسازی سیاسی- فرهنگی جامعه بر اساس درک و جذب ارزش های مشترک انسانی، دموکراتیک و شورایی است.

30- غیر قابل قبول بودن تبلیغات و اشارات تحقیرآمیز در رسانه های گروهی بدلایل وابستگی به جنسیت و گرایش جنسی معین، زبان، لهجه، مذهب، کشور، استان و شهر، وابستگی به روستا و سنت های محلی، نوع تغذیه و پوشش خاص. غیر قابل قبول بودن تحقیر مردم در رسانه ها و محیط هنر و ادبیات بدلیل وجود آسیب های جسمی، ذهنی، بیماری، فقر مالی و موقعیت شغلی ساده، بیکاری، تفاوت های ظاهری، عنوان فردی، خانواده گی و نظایر آن. عدم بکارگیری عناوین و القاب نژاد گرایانه و تبعیض آمیز مذهبی ("سید"، "آیت الله"، "حاجی" و نظایر آن) در رسانه های گروهی عمومی (دولتی کنونی)، در کتب درسی و اسناد رسمی.

***

اکبر تک دهقان

7 دی 1401- 28 دسامبر 2022

------------------

توضیحات

- برنامه سیاسی در اینجا به متنی به همین نام در وبلاگ "برنامه سیاسی" این نگارنده مربوط میشود. این برنامه طی انتشار اول در تاریخ 8 شهریور 1385- 30 اوت 2006 و تصحیح و تکمیل بعدی بعنوان انتشار دوم در تاریخ 8 آذر 1388- 29 نوامبر 2009 ارائه گردیده است. نگارنده سپس در تاریخ 17 مرداد 1393- 8 اوت 2014 به مخاطبین احتمالی خود وعده "انجام تصحیحات ضروری مضمونی، املائی، دستوری و شکلی، حذف موارد کم اهمیت و یا غیرضروری، همچنین تکمیل برخی موارد، طی ماههای آینده بعنوان انتشار سوم در این وبلاگ" را داده بود. ارائه کنونی آن تحت عنوان: "یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران" بشکل بخش های جداگانه و تقدم و تآخر متفاوت از متن اصلی را باید به معنای انجام وعده داده شده نگارنده پس از مدت 8 سال و انتشار سوم این برنامه در نظر گرفت.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران- 8 (آموزش و جوانان)

یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران- 8

آموزش و جوانان

حقوق سیاسی و عمومی جوانان

1- انحلال فوری همه دسته جات سرکوب و جاسوسی موسوم به "حفاظت"، "حراست"، "بسیج" و "انجمن اسلامی" در مراکز آموزشی کشور. موارد مربوط به امور و نحوه حفاظت مؤسسات مزبور مشترکاً توسط تشکل های مستقل دانش آموزان، کارآموزان، دانشجویان، معلمان، استادان و کارکنان تعیین میگردند.

2- الغاء فوری هرگونه جداسازی جنسیتی و تبعیضات بیرحمانه ای از این نوع علیه زنان و جوانان در کلیه محیط های آموزشی و عمومی کشور.

3- حق ایجاد تشکل های مستقل صنفی/سیاسی/هنری و انجام فعالیت های سیاسی، فرهنگی و هنری آزاد در مدارس، مراکز کارآموزی و دانشگاه ها، و حمایت های قانونی و مالی دولتی از این فعالیت ها.

4- حق تشکل های دانش آموزان، کارآموزان و دانشجویان برای تدوین پیشنویس اولیه قوانین مربوط به نیروی اجتماعی خود بمنظور ارائه به مجلس شورای ملی، کنگره سازمان های اجتماعی و دولت. حق معلمان، استادان و کارکنان برای تدوین پیشنویس اولیه قوانین مربوط به صنف خود بمنظور ارائه به ارگان های فوق.

5- حق دانش آموزان، کارآموزان، دانشجویان، معلمان، استادان و کارکنان برای انتخاب مستقیم کلیه مدیران و رؤسای مسئول در محل آموزش، و شرکت برابر- حقوق در تنظیم مقررات و آئین نامه های داخلی مؤسسه مربوط به خود.

6- حق رأی همگانی از سن 16 سالگی برای شرکت در انتخابات روستایی، شهری، استانی و کشوری؛ حق انتخاب شدن از سن 18 سالگی در انتخابات روستایی، شهری، استانی و کشوری.

7- حق دموکراتیک و قانونی جوانان به عدم شرکت در یک جنگ تجاوزکارانه و ناعادلانه که از سوی احزاب سیاسی و یا دولت حاکم ایجاد شود.

ادغام زبان های مادری در سیستم آموزشی

8- حق شهروندی دانش آموزان به زندگی بدون ترس و تبعیض و محدودیت با زبان های مادری خود. ایجاد رشته های دانشگاهی زبان و ادبیات به زبان های مادری موجود در ایران در کلیه دانشگاه هایی که بلحاظ وجود سطح معینی از متقاضیان ضرورت پیدا کنند.

9- تعیین سه کتاب زبان و ادبیات به زبان مادری، کتاب جغرافیا، تاریخ و فرهنگ و آداب و رسوم منطقه ای به زبان مادری و کتاب قانون اساسی کشور به زبان مادری در کلیه مدارس از آغاز دبستان تا انتهای دوره دبیرستان. کم و کیف اجرای این اصل در سطوح مختلف دبستان و دبیرستان باید از طریق قوانین و آئین نامه های ضروری تعیین گردد.

10- ایجاد ادارات، نظام پرسنلی و بودجه ای، استانداردهای علمی، امتحانات، مدارک تحصیلی، حوزه های پژوهشی، آئین نامه ها و ساختارهای قانونی یکسان در این زمینه برای کل کشور.

11- حق نماینده گان بازار کار، یعنی سندیکاهای کارگری، تشکل های کارفرمایان و دولت و حق تشکل های والدین و تشکل های کارشناسان تعلیم وتربیت در تدوین، گسترش و یا بهبود این طرح و قوانین و آئین نامه های ضروری.

زبان های مادری و قوم گرایان

12- ادغام زبان های مادری در سیستم آموزشی کشور نباید تحت تأثیر فشارها و اهداف سیاسی قوم گرایان قرار گیرد. کمیت و کیفیت ادغام زبان های مادری در سیستم آموزشی نباید به تضعیف تسلط به زبان عمومی (فارسی) و از این طریق: تضعیف موقعیت آتی جوانان در بازار کار سراسری منجر گردد. دانش آموزان/دانشجویان نباید تحت فشارهای خانواده ها، مشوق های مالی غیر شفاف، کمک های دولت ها، مؤسسات خارجی، تبلیغات احزاب سیاسی و یا تهدیدهای قوم گرایان مجبور به گذراندن مواد درسی مربوط به زبان های مادری خود گردند. ادغام زبان های مادری در سیستم آموزشی کشور باید به درک بهتر شهروندان از یکدیگر، افزایش اعتماد و تحکیم همبستگی ملی در کشور یاری رساند.

13- پشتیبانی مالی و قانونی کلیه مراکز آموزشی کشور از فعالیت های فرهنگی و هنری به زبان های مادری دانش آموزان/دانشجویان. تنظیم آئین نامه ها و نظامات انجام این فعالیت ها توسط دانش آموزان/دانشجویان علاقمند در هر مؤسسه ای و ارائه آن جهت تصویب به شوراهای مؤسسات مزبور.

آماده سازی هدفمند جوانان

14- تبدیل "دبیرستان دوره اول" و یا "دبیرستان دوره دوم" همچنین بطور مشخص و سازمانیافته به دوره گذار به شرایط کارآموزی و یا ورود به دانشگاه، زندگی شغلی و یا تأسیس خانواده از طریق قراردادن مواد درسی مناسب، و به این وسیله: کمک جامعه به ایجاد بهترین آماده گی حرفه ای، تجربی، فردی، اجتماعی، علمی و عملی در میان نسل جوان برای زندگی در شراط بزرگسالی، و عدم واگذاری شرایط بعدی زندگی و رشد جوانان به حوادث خودبخودی و اتفاقی.

15- تبدیل کلیه مراکز آموزشی و تربیتی کشور به مجموعه های آموزشی، پژوهشی و ورزشی تمام وقت. باید بخش مهمی از فرصت های یادگیری، جهت گیری شغلی، رشد شخصیت فردی، آشنایی ها و رابطه های انسانی کودکان، نوجوانان و جوانان بطور مولد در چنین مراکزی سپری شده، از سرگردانی در کوچه و خیابان، "الاف" بودن در محیط خرده کاری، لوده گی، بیهوده کاری و عادات نهیلیستی محافظت شده، و از تأثیرات زیانبار افکار و تبلیغات باقی مانده از رژیم های دیکتاتوری مصون بمانند.

آموزش رایگان و کمک هزینه تحصیلی

16- برقراری نظام آموزش رایگان از سال اول کودکستان تا سال آخر کارآموزی و دانشگاه.

17- ممنوعیت دریافت هر نوعی از هزینه تحصیلی از دانش آموزان/کارآموزان/دانشجویان و یا خانواده های آنان.

18- کمک هزینه زندگی/تحصیل کافی برای دانش آموزان/کارآموزان/دانشجویان و مستقل از موقعیت مالی خانواده ها. موقعیت مالی مناسب خانواده میتواند در تعیین کمک هزینه تحصیلی بنحوی مؤثر باشد، اما سطح یکسان حداقل کمک دولتی باید برای همه دانش آموزان/کارآموزان/دانشجویان تضمین گردد.

بیمه درمانی و تندرستی

19- بیمه درمانی عمومی از کودکستان تا انتهای دوره کارآموزی و دانشگاه.

20- تأسیس دفاتر ویژه تندرستی جسمانی و تحکیم سلامتی روحی در کلیه مراکز تحصیلی/کارآموزی/دانشگاهی. تشویق دانش آموزان/کارآموزان/دانشجویان به انجام معاینات پزشکی منظم و توضیح فشارها و نگرانی های روحی خود طی همه مراحل تحصیل و کارآموزی، و تقویت و تحکیم خود- آگاهی تندرستی و خود- آگاهی جنسیتی در میان آنان از این طریق.

خوابگاه های دانشجویی

21- تأسیس و نوسازی خوابگاه های دانشجویی. همه دانشجویان کشور باید از زمان شروع تحصیل از مسکن دانشجویی مناسب و مدرن برخوردار شوند. تجهیز همه خوابگاه های دانشجویی کشور به ابزارهای مدرن ارتباطی، سالن ها و مراکز مطالعه و تفریح و محیط گسترش مناسبات انسانی- عاطفی میان شهروندان جوان.

کار در تعطیلات

22- تأسیس یک مرکز کاریابی سراسری با همکاری سندیکاهای کارگری و تشکل های دانش آموزان، کارآموزان و دانشجویان برای تضمین بهترین شرایط کار موقت در ماههای تعطیلی مراکز تحصیلی. حق کارکنان جوان و موقت به استفاده از امکانات بیمه تندرستی و حقوق کارگران مندرج در مواد قانون کار دموکراتیک. مدیریت و نظارت بر این مرکز از طریق تشکل های کارگران، دانشجویان، کارآموزان و دانش آموزان.

دانشگاه ها و مراکز کارآموزی جدید

23- تأسیس دانشگاه ها و مراکز کار آموزی جدید بویژه در شهرهای کوچک، متوسط و روستاهای بزرگ.

24- تأسیس هرچه سریع تر دانشگاه های تخصصی و کاربردی در کلیه استان های کشور. این شامل قبل از همه دانشگاه های تخصصی زیر میگردد:

- دانشگاه علوم پایه (مبتنی بر نیازهای پژوهش های علمی- صنعتی کشور)

- دانشگاه صنایع فلز و ماشین سازی

- دانشگاه صنایع خودروسازی

- دانشگاه صنایع پزشکی و تندرستی

- دانشگاه صنایع الکترونیک و لیزر

- دانشگاه صنایع انرژی، شیمیایی و نساجی

- دانشگاه صنایع کشاورزی و تغذیه

- دانشگاه صنایع کامپیوتر و فیزیک کوانتومی

- دانشگاه صنایع راه و ساختمان

- دانشگاه صنایع ساختارهای شهری

- دانشگاه صنایع مواد و معادن

- دانشگاه صنایع دریایی و کشتی سازی

- دانشگاه صنایع هوا- فضایی

- دانشگاه پژوهش های علمی، سیستم ها، مقیاس ها، استانداردها

شهرک های صنعتی تخصصی

25- ایجاد شهرک های صنعتی در جنب دانشگاه های تخصصی با هدف ترکیب همه جانبه آموزش های نظری و پژوهش های کاربردی، جلب تحصیل کرده گان در بازار داخلی و ممانعت از خروج نیروی متخصص از کشور. سهم قانونی و فعال نزدیک ترین دانشگاه های تخصصی در مدیریت و سازمان دهی فعالیت ها و گسترش این شهرک ها.

بهبود کیفیت تکنولوژیک مراکز کارآموزی/آموزشی

26- شرکت نزدیک ترین دانشگاه ها در بهبودی مداوم کیفیت علمی- صنعتی، آموزشی، پرسنلی و اداری مراکز کارآموزی کشور.

27- یکسان سازی همه معیارها و استانداردهای علمی، متدهای تدریس و انتقال دانش، امور اداری و نوع مدارک همه مدارس، هنرستان ها و دانشگاه های کشور.

28- نوسازی فنی- علمی کامل همه مراکز آموزشی و کار آموزی در کشور، و انطباق آنها با مدرن ترین سطوح سیستم تعلیم و تربیت و آموزش در جهان آتی. کارآموزی در جمهوری دموکراتیک باید با چشم انداز تکامل کیفی تولید و تکنولوژی در کشور، قدرتمند شدن اقتصاد کشور، بهبود مداوم حقوق کارگران و ارتقاء مناسبات انسانی در محیط کار انجام گیرد.

سیستم های ارتباطی جدید

29- توسعه و تکامل همه سیستم های آموزشی و پژوهشی در کشور بر پایه بکارگیری وسیع و گسترده تکنولوژی نوین جمع آوری و کار بر روی اطلاعات (کامپیوتر، اینترنت).

30- ایجاد ارتباط کامل و هر روزه بین همه مدارس، مراکز کارآموزی و دانشگاه ها از طریق یک شبکه مرکزی اینترنتی به یکدیگر، و ایجاد نظام اداری متناسب با آن با هدف توسعه متوازن کیفی و کمی همه سیستم آموزشی کشور. تبدیل موضوع جمع آوری، کار با اطلاعات و ابزارهای نوین و انتقال تجارب در مقیاس ارتباطات ملی به یک رشته کارآموزی و ماده تحصیلی دانشگاهی.

31- ایجاد امکانات وسیع برای استفاده مناسب و یا رایگان نسل جوان از امکانات جدید اطلاع رسانی.

گسترش پژوهش های علمی- صنعتی

32- ایجاد امکانات وسیع در مدارس برای تشویق و گسترش عادت به تحقیق علمی و تبدیل مسائل دوران تحصیل، شناخت خود، جامعه و تاریخ سلطه گری رژیم های سلطنتی و اسلامی به موضوعات کار پژوهشی وعلمی دائمی.

33- ایجاد امکانات همه جانبه برای گسترش وسیع رقابت های علمی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی استانی و کشوری. جمهوری دموکراتیک بایستی با بودجه ویژه سالانه ای در سطح 500 میلیون دلار و افزایش تدریجی آن به یک میلیارد دلار، رقابت های علمی، فرهنگی و ورزشی را در سراسر کشور بطور سازمانیافته و همه جانبه مورد پشتیبانی قرار داده، از آن بعنوان موتور محرکی برای بازسازی سریع ویرانی های رژیم های دیکتاتوری بهره ببرد. شهروندان جوان کشور باید از تعدی قدرت های سلطه گر و جوایز اعطایی هدفمند آنان جهت جلب متخصصان جوان ایرانی به کشورهای خود محافظت شوند.

34- ایجاد نمایشگاه های دائمی از اختراعات و اکتشافات علمی- فنی به ثبت رسیده در کشور در مراکز شهرهای بزرگ و قابل دسترس برای عموم مردم. ایجاد امکانات بازدید، بحث و تبادل نظر برای دانش آموزان، کارآموزان، دانشجویان، معلمان، استادان، فارغ التحصیلان جدید، قانونگذاران، علاقمندان و مدیران و کارشناسان شرکت ها، مؤسسات و ادارات دولتی برای بکارگیری سریع مفیدترین اکتشافات/اختراعات در حوزه های پژوهش و تولید و تجارت.

35- تأسیس فرستنده های متعدد رادیو- تلویزیونی سراسری و استانی، که آموزش ها، پژوهش ها و تجارب علمی را در بالاترین سطوح ترویج نموده، و استانداردهای یکسان در این زمینه ها را جایگزین روش ها و اشکال قدیمی نمایند. تأسیس کانال های تلویزیونی تخصصی ویژه رشته های علمی، فنی، ورزشی و هنری با هدف گسترش پژوهش ها و دانش کاربردی. با توجه به نیازهای بازسازی سریع ویرانی های رژیم های دیکتاتوری، بایستی حداقل در ده رشته علمی- پژوهشی و اقتصادی- تکنولوژیک فرستنده های تلویزیونی ویژه تأسیس شوند.

36- تأسیس "سینما دانش" در همه شهرها و روستاهای کشور برای انتقال نتایج پژوهش های علمی، ترویج فکر نگرش علمی، مقابله مؤثر با فرهنگ مذهب و خرافات ارتجاعی و ضد پیشرفت، همگانی ساختن درک علمی از جامعه و رشد کشور و رشد ابتکارات پژوهشی و فنی شهروندان.

ایجاد امکانات برای استقلال حرفه ای فارالتحصیلان

37- ایجاد وسیع ترین امکانات مالی، تخصصی، بازاریابی و مشورتی برای دانشجویان سالهای آخر تحصیلی بمنظور تأسیس شرکت های مستقل. این امر باید از دوره دوم دبیرستان بمثابه یک ماده تحصیلی بطور منظم و کار شده آغاز شود تا در مراحل پایانی کارآموزی و یا دانشگاه امکان تحقق عملی آن برای علاقمندان فراهم آمده باشد.

38- ارتباط ارگانیک، سازمانیافته و دائمی میان مراکز آموزش و مراکز تولید و خدمات نزدیک به محل فعالیت هر دانشگاه و مرکز آموزشی؛ الزام سرمایه داران و مدیران به همکاری با تشکل های دانشجویان، دانش آموزان، کارآموزان، کارگران، معلمان و استادان در این زمینه. کمک به دریافت اطلاعات توسط دانشجویان و علاقمندان برای تأسیس شرکت های مستقل.

عمومیت بخشیدن به آموزش عالی

39- تأسیس "آموزشگاه عالی همگانی" ویژه توده های مردم و بدون مدارک کافی دبیرستانی؛ تا از این طریق، توده های مردم، سطحی از آموزش های علمی و تجربی با کیفیت و حائز اهمیت عملی در زندگی روزمره را با مناسبت ترین تسهیلات دریافت نمایند.

40- عمومیت بخشیدن به برگزاری سمینارهای علمی- آموزشی خارج از دانشگاه ها برای استفاده همه شهروندان.

41- در همکاری با دانشگاه ها و دانشجویان قدیمی، ایجاد امکانات رشد توانایی آکادمیک برای کارگران و کارمندان بدون مدارک کافی دبیرستانی در فرصت های پس از کار، طی تعطیلات و یا روزهای آخر هفته؛ به این وسیله: بهبود کیفیت و تخصص نیروی کار و مدیریت کشور و تأثیر دانش کسب شده از این طریق بر ارزش گذاری های شغلی شهروندان.

مواد تحصیلی ضروری جدید

42- تعیین جمع آوری، کار منظم و علمی بر روی اطلاعات بمثابه یک ماده تحصیلی مهم در کلیه مراکز آموزشی و کار آموزی؛ از این طریق: هماهنگ سازی مدل های فکر و تصمیم گیری شخصی و اجتماعی با نیازهای جهان مداوماً در حال تغییر کنونی. سرعت دادن به گسست از اشکال سنتی و"طبیعی" فکر و تصمیم گیری های فردی و اجتماعی بویژه نوع سلطنتی- اسلامی آن. تسریع تثبیت مناسبات مدرن دموکراتیک در جامعه همچنین به این وسیله.

43- تبدیل ورزش فکری شطرنج بمثابه یک ماده درسی ثابت از سال اول دبستان تا انتهای دوره دبیرستان.

44- ایجاد مواد درسی "مغز، فکر و یادگیری" و "رفتارشناسی، خودشناسی و خودسازی" بمثابه یک ماده درسی ثابت از سال پنجم دبستان تا انتهای دوره دبیرستان.

45- ایجاد ماده درسی "کامپیوتر و برنامه نویسی" بمثابه یک ماده درسی ثابت از سال سوم دبستان تا انتهای دوره کارآموزی و دبیرستان.

46- تبدیل دو رشته ورزش بدنی بمثابه یک ماده درسی ثابت از سال سوم دبستان تا انتهای دوره کارآموزی و دبیرستان.

47- ایجاد ماده تحصیلی موسیقی و هنر از سال اول دبستان بمثابه یک ماده تحصیلی ثابت تا انتهای دوره دبیرستان.

48- تعیین سه زبان خارجی بمثابه ماده تحصیلی ثابت از سال سوم دبستان تا انتهای دوره دبیرستان و دانشگاه. از سه زبان مزبور، باید دو زبان، زبان عمومی در کشورهای صنعتی بزرگ جهان باشند.

49- تعیین ماده درسی "تاریخ مذاهب خاورمیانه" از سال اول دبیرستان تا انتهای دبیرستان و حذف کلیه آموزش ها، اشارات، تبلیغات خرافی و ارتجاعی- مذهبی از همه دوره های تحصیلی.

تحصیل مجدد و یا مادام العمر

50- حق دانشجویان به تحصیل رایگان در چندین رشته تحصیلی؛ و از این طریق: افزایش امکانات برای تضمین بهتر کسب فرصت های شغلی آنان.

51- حق دانشجویان و پژوهشگران به تحصیل مادام العمر و رایگان؛ و به این وسیله: تشویق فرهنگ آموزش و ایجاد عادت به انجام پژوهش در جامعه، گسترش مؤسسات پژوهشی کشور و جذب هر چه بیشتر تحصیل کرده گان غیر شاغل در این مراکز.

مناسبات عاطفی جوانان

52- امر تبدیل آموزش مناسبات عاطفی- انسانی میان شهروندان جوان به یک ماده تحصیلی ثابت؛ از این طریق: جبران هر چه سریع تر کمبودهای شکل گرفته ناشی از شرایط سلطه رژیم های ترور در این زمینه.

53- تأسیس گسترده مراکز تفریحی- اجتماعی برای جوانان، و تشویق نسل جوان به ایجاد مناسبات وسیع با محیط پیرامون و کسب آماده گی برای تأسیس یک زندگی شغلی، روابط دوستی و یا تشکیل خانواده.

***

اکبر تک دهقان

30 آذر 1401- 21 دسامبر 2022

--------------------

توضیحات

- برنامه سیاسی در اینجا به متنی به همین نام در وبلاگ "برنامه سیاسی" این نگارنده مربوط میشود. این برنامه طی انتشار اول در تاریخ 8 شهریور 1385- 30 اوت 2006 و تصحیح و تکمیل بعدی بعنوان انتشار دوم در تاریخ 8 آذر 1388- 29 نوامبر 2009 ارائه گردیده است. نگارنده سپس در تاریخ 17 مرداد 1393- 8 اوت 2014 به مخاطبین احتمالی خود وعده "انجام تصحیحات ضروری مضمونی، املائی، دستوری و شکلی، حذف موارد کم اهمیت و یا غیرضروری، همچنین تکمیل برخی موارد، طی ماههای آینده بعنوان انتشار سوم در این وبلاگ" را داده بود. ارائه کنونی آن تحت عنوان: "یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران" بشکل بخش های جداگانه و تقدم و تآخر متفاوت از متن اصلی را باید به معنای انجام وعده داده شده نگارنده پس از مدت 8 سال و انتشار سوم این برنامه در نظر گرفت.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران-7 (حقوق زنان، نهاد انسانی خانواده و کودک)

یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران-7

حقوق زنان، نهاد انسانی خانواده و کودک

حق استقلال زن بمثابه عضو برابر- حقوق جامعه

1- برسمیت شناسی استقلال زن از مرد و سنت های مردسالارانه در موضوعات تصمیم گیری پیرامون ازدواج، طلاق، تحصیل و انتخاب شغل، مسافرت، روابط اجتماعی، نوع پوشش، تغذیه و نوع تفریح. استقلال زن از مذاهب و دستورات مذهبی، روابط سنتی در خانواده و از بستگان دخیل در این روابط. استقلال زن در انتخاب اشکال فعالیت های اجتماعی، هنری و سیاسی دلخواه خود.

لغو فوری همه قوانین ضد زن

2- لغو فوری همه قوانین ضد زن کنونی. کلیه قوانین اسلامی علیه زنان فوراً لغو شده، و باید طی 3 روز پس از سرنگونی رژیم ترور اسلامی پیشنویس اولیه قوانین دموکراتیک مربوط به حقوق زنان اعلام گردد. این اصول تا انتخاب ارگان های دائمی در کشور قوانین جاری محسوب میگردند.

برابر- حقوقی زنان و مردان

3- برابر- حقوقی زنان و مردان در کلیه عرصه های زندگی فردی و اجتماعی، در موضوع شغل و درآمد و فرصت های آموزش و اشتغال، هدایت خانواده و تربیت کودکان، سهم ارث، موضوع ازدواج، طلاق و حق سرپرستی فرزندان.

دستمزد برابر در قبال کار برابر

4- پرداخت دستمزد برابر در قبال کار برابر به زنان و مردان شاغل در همه شرکت ها/مؤسسات خصوصی، دولتی، عمومی، شهری/روستایی، خارجی و یا داخلی. هر شرکت/مؤسسه ای که بدلایل مالی قادر به اجرای قانونی در این رابطه نباشد، میتواند خواهان دریافت کمک های دولتی و یا تسهیل بازپرداخت بدهی های بانکی خود گردد.

تعیین سهم اشتغال برابر در دستگاه های دولتی

5- تعیین سهم اشتغال حداقل برابر برای زنان و مردان در مجموع پرسنل شاغل در دستگاه های دولتی؛ این امر برای جبران هر چه سریع تر تبعیض های غیر انسانی اعمال شده علیه زنان و تسریع دموکراتیزاسیون همه جانبه سازمان های اداری اهمیت دارد.

سهم زنان از شرایط قدرت سیاسی و مدیریت

6- حق زنان به کسب حداقل نیمی از مقامات اصلی کشوری، استانی و محلی: ریاست جمهوری و معاونت آن، رؤسای پارلمان ها و معاونین، نهاد عالی قضایی، نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی، نهاد حفاظت از قانون اساسی و معاونین آنها، وزراء و معاونین، استانداران و معاونین، شهرداران و معاونین، ریاست دانشگاه ها و معاونین، مدیریت های کلیدی در اقتصاد بخش عمومی، خصوصی و دولتی، سفارت خانه ها، کنسول گریها و نماینده گی های کشور در نزد سازمان های بین المللی، اعضاء و مسئولین هیئت های اعزامی به کشورهای دیگر، همچنین در ارگانهای تصمیم گیری در احزاب سیاسی و سازمان های اجتماعی.

7- جمهوری دموکراتیک باید مکانیزمی را بمنظور عملی نمودن این حق در یک دوره زمانی معین ایجاد کند.

پیشنویس اولیه قوانین مربوط به زنان

8- حق تشکل های دموکراتیک زنان به تهیه پیشنویس اولیه قوانین مربوط به حقوق زنان برای ارائه به مجلس شورای ملی، کنگره سازمان های اجتماعی و هیئت دولت.

حضور تشکل های زنان در کنگره سازمان های اجتماعی

9- حضور نماینده گان مستقیم تشکل های زنان و کارشناسان آنان در کنگره سازمان های اجتماعی بمثابه دومین پارلمان سراسری کشور.

سن ازدواج زنان

10- سن ازدواج و مسئولیت کیفری برای دختران 18 سال. ممانعت قانونی از ازدواج مبتنی بر اجبار زن از سوی سرپرستان خانواده. اعمال اجبار به زن برای ازدواج با فرد خاصی اقدامی غیر انسانی و جرم محسوب میشود.

پرداخت هزینه های ناشی از ازدواج و طلاق

11- پرداخت هزینه های ناشی از ازدواج و طلاق برای زنان برخاسته از خانواده های کم درآمد از سوی "نهاد ملی خانواده و کودک".

عدم اعتبار قانونی هر سطحی از پرداخت پول

12- عدم اعتبار قانونی هر سطح و نوعی از رد و بدل ساختن پول میان خانواده های طرفین ازدواج تحت عنوان "مهریه"، "شیربها" و نظایر آن. "قیمت گذاری" برای زن در هنگام ازدواج نقض حقوق انسانی او و سنتی باقیمانده از دوران جوامع ماقبل شهروندی است. با چنین اقدامی، در واقع بی حقوقی و فرودستی زنان در خانواده و جامعه با پول "جبران" شده و مجاز اعلام میگردد.

13- ایجاد یک مکانیزم قانونی برای کمک مالی پیشاپیش به خانواده های فقیر و یا سنتی که ممکن است براساس عادات و روال رایج، بنوعی بر روی دریافت چنین پولی در هنگام ازدواج دختران خود حساب باز کرده باشند.

زنان و ارث

14- افزایش محسوس سهم زنان از ارث نسبت به مردان تا یک دهه پس از نابودی رژیم اسلامی بعنوان یک قانون استثنایی. این امر برای بهبود موقعیت اقتصادی زنان و بطور خاص برای تشکیل خانواده زنان مجرد، همچنین جبران تبهکاری های رژیم اسلامی علیه زنان بطور کلی حائز اهمیت است.

خانواده بمثابه یک نهاد انسانی

15- اعلام "خانواده ایرانی" بمثابه یک نهاد عمیقاً انسانی، دموکراتیک و نهاد زندگی داوطلبانه انسان های آزاد و برابر- حقوق. جمهوری دموکراتیک نهاد خانواده را بمثابه محیط سلطه گری، اعمال قدرت، سرکوفت، توسری و تحقیر و عرصه یکه تازی نهاد بربرمنش مذهب حاکم برسمیت نشناخته، آن را کانون انسانی شهروندان بالغ و داوطلب به زندگی مشترک تعریف نموده، ضمن پشتیبانی وسیع مالی - حقوقی از تشکیل و حفظ آن، بر جوهر پیشرو، متمدنانه و ارزشمند آن تأکید مینماید.

16- اداره خانواده و سرپرستی فرزندان، امر مشترک و برابر- حقوق زن و مرد و همراهی فرزندان بالغ محسوب میشود. اداره خانواده بعنوان یک تخصص و تعهد شهروندی- اجتماعی برسمیت شناخته شده، رابطه آن با سلطه گری، مذهب حاکم و تبعیض بطور کامل قطع میگردد.

17- کارفرمایان و مدیران در هر شرکت/مؤسسه ای موظف به رعایت نیازهای کارکرد متوازن خانواده های همکاران خود هستند.

18- اعمال هرگونه اجبار به اجرای دستورات دستگاه مذهب درنده خوی حاکم در خانواده های ایرانی ارتکاب جرم محسوب میگردد.

19- برابر- حقوقی همه اعضاء خانواده در برابر قانون.

حمایت دولتی از زنان در تشکیل خانواده

20- حمایت وسیع دولتی از زنان در تشکیل خانواده و جبران هر چه سریعتر عوارض منفی ناشی از سلطه گری رژیم اسلامی بر زندگی آنان؛ قائل شدن امتیازات خاص برای زنان مجرد که به تشکیل خانواده، برقراری روابط مشترک و یا تأسیس کانون های آشنایی و دوستی در این زمینه اقدام کنند.

اقدامات سرکوبگرانه در محیط خانواده

21- ممنوعیت اقدامات سرکوبگرانه، جسمی و یا روحی، در محیط خانواده علیه زنان و خردسالان.

نهاد ملی خانواده و کودک

22- تأسیس "نهاد ملی خانواده و کودک". این نهاد قدرتمند و سراسری، یک نهاد دولتی- اجتماعی متشکل از سازمان های مستقل زنان، تشکل والدین، مؤسسات پژوهشی زنان و خانواده، سندیکاهای کارگری، اتحادیه های کارفرمایی و ارگان های دولتی ذینفع در همه امور مربوط به زنان و خانواده ها است. "نهاد ملی خانواده و کودک" در زمینه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، آموزشی، شغلی و حرفه ای از موضع بهبود موقعیت زن و اعضای خانواده عمل خواهد نمود.

کمک های مشورتی منظم به خانواده ها

23- کمک های مشورتی منظم به خانواده ها و زنان مجرد از سوی مددکاران و کارشناسان وابسته به "نهاد ملی خانواده و کودک".

امکان شرکت منظم و دراز مدت والدین در سمینارهای آموزشی

24- تشویق سرپرستان خانواده ها به شرکت منظم و دراز مدت در سمینارهای آموزشی "نهاد ملی خانواده و کودک" تا کسب مدارک تحصیلی در رشته تعلیم و تربیت و همطراز با مدارک دانشگاهی

کودکان و نوجوانان فاقد سرپرست

25- قرار گرفتن کودکان و نوجوانان فاقد سرپرست تحت مسئولیت "نهاد ملی خانواده و کودک" ضمن تضمین بهترین شرایط رشد جسمی، جنسیتی، فکری، فردی، شغلی و اجتماعی آنها.

خانه داری بعنوان یک شغل مولد

26- اعلام خانه داری شهری/روستایی بعنوان یک شغل مولد و پرداخت حقوق ماهیانه منظم در سطح دستمزد یک کارگر صنعتی ماهر به زنان خانه دار شهری/روستایی از سوی "نهاد ملی خانواده و کودک".

بیمه کامل درمانی و پرداخت حق بازنشستگی به زنان خانه دار

27- تأمین کامل بیمه درمانی و پرداخت حق بازنشستگی به زنان خانه دار شهری/روستایی از سوی "نهاد ملی خانوده و کودک".

تأمین زندگی زنان مجرد

28- حق زنان مجرد غیر شاغل به بهره مندی ازحقوق بیکاران/زنان خانه دار؛ حق زنان مجرد به دریافت کمک های تخصصی و مشورتی رایگان برای حفظ یک زندگی فردی رضایتبخش، برای تأسیس خانواده و یا ایجاد یک "کانون زندگی مشترک" با دوستان.

تشویق به ایجاد زندگی مشترک با زنان مجرد و یا دارای فرزند

29- حمایت مالی و قانونی از مردانی که مایل به ایجاد زندگی مشترک با زنان مجرد مانده، جدا شده و یا زنان تنها و دارای فرزند شوند. این بویژه شامل زنانی است که همسران آنها بنوعی طعمه جنایات رژیم اسلامی شدند، نظیر اعدام، مرگ در زندان ها، قتل سوخت بران و کول بران، مرگ در تظاهرات سیاسی، مرگ در درگیری های مسلحانه و ضمن دستگیری ها، قربانیان جنگ تجاوزکارانه 8 ساله و یا مرگ طی شرکت در جنگ داخلی سوریه. این قانون همچنین شامل زنانی است که بدلیل ایجاد محدودیت های گسترده توسط رژیم اسلامی برای آشنایی زنان و مردان، به زندگی در شرایط تنهایی ناچار گشته اند.

30- جمهوری دموکراتیک قادر است بدون تحمیل هیچگونه فشاری بر بودجه عمومی کشور، دریافت مالیات از درآمد/حقوق/دستمزد و یا دریافت مالیات از مغازه/شرکت های کوچک موجود و یا تازه تأسیس توسط چنین شهروندانی را بمدت حداقل تا 7 سال تعلیق سازد. نظام دموکراتیک همچنین میتواند دریافت وام بانکی و مشورت های تخصصی و حقوقی رایگان بمنظور تأسیس شرکت های کوچک و یا حفظ و ادامه کاری مغازه/شرکت های کوچک موجود برای چنین شهروندانی را بطور محسوسی تسهیل کند.

31- اعطای تابعیت ایرانی بدون موانع اداری به مردان خارجی که در چهارچوب دو بند بالا مصمم به ایجاد زندگی مشترک با یک زن ایرانی گردند.

حمایت مالی و قانونی از زنان معلول

32- حمایت مالی و قانونی از مردانی که در یک رابطه انسانی، دوستی و یا زندگی خانواده گی با زنان دارای آسیب های جسمی و یا سنین بالاتر قرار داشته و یا علاقمند به این رابطه گردند.

خانواده و اعتیاد به مواد مخدر

33- الزام قانونی مرد به ترک اعتیاد به مواد مخدر و الکل و تلاش برای بهبود تندرستی و استحکام زندگی خانواده گی خود. هرگاه ضرورت این موضوع از طریق همسر و یا یک نهاد تخصصی تشخیص داده شود. کمک دولتی بدون محدودیت برای حل معضل اعتیاد در یک خانواده.

34- حمایت مالی و قانونی بدون محدودیت از مردانی که مایل به ازدواج و تشکیل خانواده با یک زن سابقاً معتاد به مواد مخدر گردند. چنین شهروندانی میتوانند از معافیت های مالیاتی بر درآمد/حقوق/دستمزد و یا معافیت از مالیات مغازه/شرکت کوچک موجود و یا تازه تأسیس بمدت حداقل تا 7 سال برخوردار شوند.

35- حق شوهران خارجی چنین زنانی به دریافت تابعیت ایرانی بدون موانع اداری.

حمایت از زنان و مردان دارای همسر زندانی

36- حمایت مالی دولتی از زنانی که بدلیل زندانی بودن همسران خود به تنهایی سرپرستی فرزندان را بعهده دارند. هزینه های زندگی چنین زنان/خانواده هایی باید در سطح هزینه های زندگی یک خانوار متوسط شهری تأمین گردند.

37- حمایت مالی دولتی از مردانی که بدلیل زندانی بودن همسران خود به تنهایی سرپرستی فرزندان را بعهده دارند. هزینه های زندگی چنین مردان/خانواده هایی باید در سطح هزینه های زندگی یک خانوار متوسط شهری تأمین گردد.

38- حمایت مالی دولتی ویژه از مردانی که حاضر شوند علیرغم زندانی بودن همسر خود به رابطه خانواده گی با او و سرپرستی مسئولانه فرزندان مشترک خود ادامه دهند.

39- حمایت قانونی از تشکیل خانواده مجدد زنانی که طی مراحلی قانونی از شوهران زندانی خود طلاق گرفته باشند. حمایت مالی- حقوقی دولتی و معافیت های مالیاتی شخصی و شغلی برای مردانی که برای تشکیل خانواده با چنین زنانی پیشقدم شوند.

حمایت از تشکیل خانواده با زنان دارای ویژه گی خاص شغلی

40- حمایت بدون محدودیت مالی و قانونی از تشکیل خانواده مردان با آن گروه از زنان مجرد که بدلایل نیازهای مالی، سیاست های ضد زن رژیم اسلامی، بیکاری و فقر، وجود اعتیاد به مواد مخدر در خانواده، گسیختگی خانواده گی و فقدان روابط سالم عاطفی، فرار از شهر و روستا و خانواده، ترک تحصیل و سرگردانی در کوچه و خیابان، تکدی گری و یا شرایط تنهایی و فشارهای روحی، به زندگی شغلی غیر دلخواه خود کشیده شده اند. نظیر فعالیت هایی که از دید آنها، خانواده و بستگان آنها و یا از دید فرهنگ حاکم بر جامعه، فعالیت هایی غیر اخلاقی و ناپسند محسوب میشوند.

41- مردان علاقمند به تشکیل خانواده با چنین شهروندانی میتوانند با معافیت های مالیاتی از درآمد/حقوق/دستمزد و یا مالیات از مغازه/شرکت کوچک موجود و یا تازه تأسیس بمدت حداقل تا 7 سال برخوردار شوند. شوهران خارجی چنین زنانی قادر به دریافت تابعیت ایرانی بدون موانع اداری هستند.

تندرستی و سکونت برای دختران جدا شده از خانواده

42- تأسیس مراکز آموزش شغلی، ورزشی، حفاظت روحی، تندرستی و سکونت برای دختران جدا شده از خانواده و کودکان کار. بکارگیری یک سیستم همه جانبه از مدرن ترین و مؤثرترین روشهای آموزشی و تربیتی برای ادغام هر چه سریع تر این بخش از جامعه در شرایط یک زندگی شایسته. کمک های مالی، مشورتی و حقوقی دولتی به پذیرفته شدن آنان در میان خانواده های علاقمند و یا بدون فرزند.

برابر- حقوقی زنان و مردان در محیط کار

43- برابر- حقوقی زنان و مردان در محیط کار در عین قائل شدن تسهیلاتی برای زنان بمنظور ایجاد زمینه های واقعی شکل گیری فرصت های یکسان با مردان.

قائل شدن تسهیلات مالیاتی برای شرکت ها

44- قائل شدن تسهیلات مالیاتی برای شرکت ها و مؤسساتی که برابر- حقوقی کامل میان زنان و مردان و نیز بهترین شرایط کار، خدمات بهداشتی و ترقی شغلی را برای زنان ایجاد کرده، در استخدام نیروی کار/پرسنل جدید امتیازات قانونی و قابل قبولی را برای زنان منظور کنند.

حق زنان جوینده کار به داشتن یک کار شایسته

45- حق زنان جوینده کار به داشتن یک کار شایسته در سطح توانایی ها و علائق آنها، در غیر اینصورت، پرداخت حق بیمه بیکاری کافی متناسب با استانداردهای زندگی یک خانوار متوسط شهری.

حق زنان به گذراندن آموزش های شغلی متعدد

46- حق زنان به سهم بری از آموزش های شغلی متعدد در ضمن کار بمنظور بهبود موقعیت آنان برای حفظ شغل موجود خود و یا بهبود شانس جذب شدن در بازار کار در شرایط دشواری های اقتصادی.

الغاء "قرارداد موقت" برای زنان و مردان

47- الغاء مناسبات کارگران و کارفرمایان براساس "قرارداد موقت" و الزام سرمایه داران/مدیران به استخدام همه زنان و شاغلین موقت شرکت ها.

بازنشستگی زنان

48- آغاز دوران بازنشستگی قانونی برای زنان از سن 50 سالگی. حق زنان به ادامه کار در صورت وجود توانایی جسمی کافی و علاقمندی تا سنین بالاتر در مشاغل دفتری و یا تخصصی غیر جسمانی. استفاده از این حق نباید به ایجاد محدودیت در بازار کار برای زنان جوینده کار جدید منجر گردد.

جبران نتایج سیاست تبعیض و سرکوبگری علیه زنان

49- بکارگیری همه امکانات موجود برای جبران صدمات ناشی از سرکوبگری رژیم اسلامی به زیان موقعیت شغلی زنان کشور

بازگشت به کار همه زنان اخراجی

50- بازگشت به کار همه زنانی که تحت شرایط یک رژیم ضد زن محل کار خود را از دست داده و یا دچار محدودیت شده اند. پرداخت خسارات مالی ناشی از این اقدامات تبهکارانه نسبت به زنان.

کار زنان در رشته های زیان آور

51- ممنوعیت قانونی وادار ساختن زنان به کار در رشته های زیان آور برای سلامتی جسمی، شخصیتی و ظاهری آنان. ممنوعیت اجبار زنان به کار در محیط کار آزار دهنده روحی، مردسالارانه افراطی، عصبی کننده و فضای کار پر مشاجره.

ممنوعیت شب کاری برای زنان

52- ممنوعیت شب کاری برای زنان؛ شب کاری زنان در موارد اجتناب ناپذیر (حوزه تندرستی، امنیت و نظایر آن) نباید از دو بار در هفته تجاوز کند. تدابیری از این نوع، در عین حال موجب کاهش نرخ بیکاری زنان در سطح معینی نیز میگردند.

53- در صورت اجتناب ناپذیری شب کاری در یک شرکت/مؤسسه چه برای زنان و چه برای مردان، تبدیل سه شیفت کاری به چهار شیفت کاری. از این طریق: تقلیل ساعات کار روزانه و شبانه به 6 ساعت و قابل تحمل تر ساختن شب کاری و عواقب آن.

اضافه کاری

54- عدم اجبار زنان به اضافه کاری تحت هر شرایطی و در هر رشته شغلی و محیط کار. این اقدام باید همچنین به کاریابی زنان جوینده کار نیز کمک کند.

تسهیلات برای زنان شاغل در ضمن دوران بارداری

55- ایجاد تسهیلات همه جانبه برای زنان شاغل در دوران بارداری، تولد و نگهداری نوزادان.

قبل و پس از زایمان

56- حق زنان شاغل به استفاده از مرخصی، حداقل 4 ماه قبل و 8 ماه پس از زایمان. حق زنان به استفاده از جدیدترین امکانات مشورتی، ورزشی و پزشکی رایگان در طی دوران زایمان و نگهداری نوزاد شیرخوار.

نگهداری از کودکان در نزدیکی محل کار

57- حق برخورداری از امکانات نگهداری از کودکان در نزدیکی محل کار بدون پرداخت هیچگونه هزینه ای، و احتساب ساعات همراهی با کودک بعنوان ساعات کار. حفظ تماس شخصی مادر و کودک نباید موجب هیچگونه کسری از دستمزد مادر در اشکال پنهان و یا اعمال نوعی از تبعیض علیه او گردد.

پرداخت حق فرزند

58- پرداخت حق فرزند (اولاد) متناسب با نیازهای رشد جسمی، فکری و قدرت یادگیری کودکان در جهان و بازار اقتصادی پر رقابت کنونی و افزایش منظم آن.

بهبود شرایط کاری و خانواده گی کول بران/سوخت بران

تحت شرایط سلطه گری غیر انسانی رژیم اسلامی، هزاران نفر از مردم ایران در مناطق غرب، شرق و جنوب کشور از طریق کسب و کارهای خرد اما سخت و خطرناک، برای تأمین زندگی خانواده و فرزندان خود دست و پنجه نرم میکنند. در این میان بویژه کول بران در کردستان/مناطق غرب کشور و سوخت بران در سیستان و بلوچستان در وضعیتی بشدت غیر قابل تحمل بسر میبرند. مأموران درنده خوی رژیم اسلامی مداوماً کول بران/سوخت بران زحمتکش و فقیر را با بیرحمی به گلوله بسته، آنها را به قتل رسانده، همراه با آنان، زندگی خانواده گی فقیرانه آنها را هم از هم می پاشند. جمهوری دموکراتیک باید بسرعت به این وضعیت اسفناک کول بران/سوخت بران و خانواده های نیازمند آنها خاتمه دهد:

59- حق کول بران/سوخت بران در مرزهای غربی و شرقی کشور به تشکیل بدون موانع شرکت های خصوصی. در این زمینه آنها بلحاظ چهارچوب های قانونی کلی در سطح دارنده گان تاکسی های شهری قرار خواهند داشت.

60- کول بران/سوخت بران میتوانند با دریافت سریع جواز فعالیت تجاری به کسب و کار با مشتریان کالاهای خود در کشورهای همسایه ادامه دهند.

61- کول بران/ سوخت بران از پرداخت هرگونه هزینه ثبت شرکت تجاری خود، فردی و یا گروهی، همچنین از پرداخت هرگونه مالیاتی به دولت و یا احزاب سیاسی در مسیر حرکت خود معاف هستند.

62- کول بران/سوخت بران و خانواده های آنها تحت پوشش بیمه درمانی کامل قرار گرفته، در اینجا نظیر کارگران صنعتی، نیمی از حق بیمه خود را پرداخت میکنند. پرداخت نیمه دیگر باید از سوی یک صندوق ویژه کمک های دولتی بعهده گرفته شود.

63- کول بران/سوخت بران و خانواده های آنان همچنین بدلایل شرایط کاری سخت خود، نظیر کارگران صنعتی، تحت پوشش کامل بیمه بازنشستگی قرار گرفته، نظیر کارگران، نیمی از سهم مزبور را پرداخته، و نیمه دیگر نیز توسط یک صندوق ویژه کمک های دولتی پرداخت میگردد.

64- کول بران/سوخت بران میتوانند در یک تعاونی نظیر "شرکت تعاونی تاکسی رانان" متشکل شوند، تا از خدمات دریافت وام های بانکی مناسب، وسایل حفاظت ایمنی ضمن کار، مشورت های قانونی، همچنین کمک های بازاریابی برخوردار گردند.

65- ادارات مربوط به استانداری ها باید مسیر حرکت کول بران/سوخت بران را به علائم استاندارد عبور و مرور مجهز ساخته، همچنین محل ها و مراکز استراحت و صرف غذا، امکانات بهداشتی، روشنایی و گرما تعیین کرده و کمک های پزشکی احتمالی، همچنین تماس و راهنمایی های حقوقی ارائه دهند.

66- بعنوان یک راه حل موقت، استانداری های غرب و شرق کشور باید با انجام سریع اقدامات راهسازی، موانع حرکت در مسیر کول بران/سوخت بران را به میزان کافی هموار نموده، و سختی طی مسیر را برای آنان بطور محسوسی کاهش دهند.

67- بعنوان راه حلی در میان مدت باید از طریق انعقاد قراردادهای ضروری توسط استانداری ها و دولت مرکزی با شرکت های بزرگ، مسیر حرکت کول بران/سوخت بران به سیستم ترابری کابلی مجهز شده، و همه مسیر رفت و آمد کنونی بدون تحمل عذاب جسمانی و بشیوه ای مطمئن و ساده تر پیموده شود.

نیازهای بهداشتی و تندرستی زنان شاغل

68- الزام هر شرکت/مؤسسه ای به در نظر گرفتن نیازهای بهداشتی و تندرستی خاص زنان. اجرای این قانون باید منظماً از طریق تشکل های مستقل زنان و یا کارشناسان مدافع حقوق زنان کنترل شود.

مشورت با یک نهاد تخصصی زنان

69- الزام قانونی مؤسسات/شرکت های تولیدی/خدماتی/بازرگانی به مشورت با یک نهاد تخصصی زنان در برنامه ریزی ها و تعیین اهداف آتی خود بمنظور رعایت موارد ویژه ناشی از شرایط کار زنان؛ دریافت مجوز تأسیس یک شرکت تولیدی/خدماتی/بازرگانی مشروط به در نظر گرفتن همه اموری است که به رعایت حقوق زنان در محیط کار مربوط گردد.

ورود بدون اطلاع قبلی به محیط کار

70- حق بزرگترین تشکل مستقل زنان در کشور به ورود بدون اطلاع قبلی نماینده گان آن به محیط هر کارخانه، اداره و محل کار برای اطلاع و تماس مستقیم با زنان شاغل بمنظور ممانعت از اعمال تبعیض، همچنین بمنظور روشنگری نسبت به حقوق دموکراتیک آنان.

تسهیلات برای زنان در اقدام به فعالیت های اقتصادی

71- قائل شدن تسهیلات ویژه برای زنان در اقدام به فعالیت های اقتصادی در بخش خصوصی؛ ارائه اعتبارات بانکی مناسب، در نظر گرفتن تسهیلات مالیاتی و انجام کمک های تخصصی ضروری؛ این امر باید به جبران هرچه سریع تر عقب نگهداشتن آگاهانه زنان در بخش خصوصی اقتصاد در نتیجه سلطه گری یک رژیم ضد زن کمک کند.

حق زنان به درخواست تسهیلاتی بنفع همسران خود در محیط کار

72- حق زنان برای درخواست تسهیلاتی بنفع همسران خود در محیط کار، هرگاه مرد بدلیل معضلات ناشی از شرایط کار خود، در موقعیت کمک به حفظ یک مناسبات متوازن و قابل قبول در خانواده نباشد.

حق خاص زنان به حفظ اطلاعات شخصی خود

73- حق خاص زنان به حفظ اطلاعات شخصی خود در محیط کار و جامعه؛ درخواست کسب اطلاعاتی پیرامون زنان شاغل از سوی فرد یا نهادی مافوق باید با در نظر گرفتن اصل عدم آسیب رسانی به موقعیت زن در محیط کار و جامعه صورت گیرد.

پیرامون موقعیت شغلی بحرانی همسران

74- حق زنان برای شرکت در نشست تصمیم گیری پیرامون موقعیت شغلی همسران خود که به مواردی نظیر اخراج از محیط کار مربوط میگردند.

دریافت تابعیت ایرانی برای شوهران خارجی زنان ایرانی

75- اعطای تابعیت ایرانی بدون موانع اداری به شوهران خارجی که هم اینک در چهارچوب یک خانواده با یک زن ایرانی قرار دارند. اعطای فوری تابعیت ایرانی به زنان غیر ایرانی که دارای شوهر ایرانی هستند، اعطای فوری تابعیت ایرانی به فرزندان چنین خانواده هایی.

تأمین هزینه های خاص برای بهبود شرایط زنان

76- تأمین هزینه های مالی ناشی از نیازهای خاص زنان بمنظور بهبود شرایط جسمی و فکری خود، صرفنظر از موقعیت اجتماعی، شاغل بودن و یا غیر شاغل بودن.

تسهیلات برای انجام کار خانگی رایج

77- ایجاد تسهیلات برای انجام کار خانگی رایج (آشپزی، شستشو، نظافت...) به کمک توسعه تکنولوژیک برای به حداقل رساندن این بخش از خانه داری شهری/روستایی، و از این طریق: آزاد ساختن وقت و انرژی زنان خانه دار بمنظور کسب منظم دانش تعلیم و تربیت و تسهیل ترقی شغلی.

ممانعت از تعرض دستگاه مذهبی به نهاد خانواده

78- وظیفه شهروندی والدین خانواده در ممانعت از تعرض دستگاه مذهب حاکم به نهاد خانواده بویژه در موضوع تربیت کودکان؛ ممنوعیت حضور افراد زیر 18 سال در مراسم های مذهبی.

تغذیه رایگان برای کودکان

79- تأمین تغذیه رایگان برای کودکان از روز تولد تا شروع تحصیل دبستانی. اختصاص بخشی از تولیدات با کیفیت دریایی و یا کشاورزی کشور به این منظور؛ انجام تحقیقات گسترده علمی برای شناخت و تولید نیازهای غذایی کودکان که متضمن ایجاد بهترین امکانات رشد جسمانی و فکری نوزادان گردند.

سپردن نوزادان و کودکان خردسال به مراکز نگهداری

80- تشویق خانواده ها به سپردن نوزادان و کودکان خردسال به مراکز نگهداری، تربیت و تغذیه سالم؛ این مراکز، تمام وقت بوده، بر موضوع تسریع و بهبود رشد جسمی و فکری نوزادان متمرکز خواهند بود.

کمک هزینه کافی به کودکان و نوجوانان

81- پرداخت کمک هزینه کافی به کودکان و نوجوانان تا مراحل شروع زندگی مستقل از سوی "نهاد ملی خانواده و کودک" و کارفرمایان.

82- توزیع مبلغ معینی برای هزینه های شخصی میان کودکان و نوجوانان از طریق یک نظام مرکزی و بکمک مدارس کشور.

83- اقدام فوق باید با تدریس متون آموزشی مناسب همراه گشته، کودکان و نوجوانان را با موضوع درآمد و چگونگی تنظیم هزینه های شخصی، زود هنگام آشنا سازد. این روش در عین حال، وجود سطح معینی از دریافتی برای کودکان و نوجوانان را مستقل از وضعیت مالی خانواده های آنها امکانپذیر میسازد. از این طریق همچنین باید ایجاد انگیزه های کودکان و نوجوانان برای حضور منظم در کلاس های درس و تلاش برای کسب نتایج مطلوب آموزشی نیز تقویت گردند.

زنان و تمایلات عاطفی به یکدیگر

84- برسمیت شناسی حق زنان در حفظ و یا ایجاد رابطه های پایدار بدلیل تمایلات فردی به همجنس؛ پذیرش قانونی این پیوند بمثابه نوعی از "کانون زندگی مشترک"؛ ناظر بودن حقوق و تعهدات فردی- اجتماعی طرفین و قوانین خانواده، مالیات و ارث و سرپرستی فرزندان بر این مناسبات؛ پیشنویس این قانون میتواند از سوی تشکل ها و نهادهای تخصصی زنان به مجلس شورای ملی، کنگره سازمان های اجتماعی و دولت ارائه گردد.

جنایت سنگسار

85- محکومیت جنایت ضد بشری سنگسار زنان/مردان در ایران. رژیم ترور اسلامی با بکارگیری نوع مجازات سنگسار به شیوه ای غیر قابل تصور در جهان پس از بدویت، نتایج سلطه بربریت اسلامی بویژه علیه زنان را به اوج خود رساند.

86- حق جامعه به بررسی تک تک موارد مربوط به این جنایات بزرگ و مجازات بدون بخشوده گی صادر کننده گان و همه مجریان این احکام هولناک در کلیه سطوح و حاضرین مشوق این توحش نفرت انگیز.

87- لغو قانونی بعدی همه احکام ضد انسانی سنگسار و اعاده حیثیت از زنان سنگسار شده؛ حق بستگان/بازمانده گان شهروندان سنگسار شده به مطالبه خسارات ناشی از این جنایت غیر قابل تصور و دریافت مستمری بمیزان تأمین هزینه های یک خانوار متوسط شهری. حق بستگان/بازمانده گان زنان/مردان سنگسار شده به استفاده از کمک های مشورتی و تندرستی حرفه ای و رایگان.

جنایات "ناموسی"

88- بررسی همه جنایات دلخراش صورت گرفته علیه دختران و زنان، بویژه در خوزستان، سیستان و بلوچستان و کردستان تحت پوشش دلایل "ناموسی"، روابط قبیله ای و سنتی.

در دوران سلطه گری رژیم ترور اسلامی، صدها و چه بسا هزاران نفر از دختران خردسال و زنان کشور بدلایل واهی و یا بدلیل رابطه جنسی از سوی اعضاء خانواده خود، به شیوه ضد بشری نظیر گردن زدن در برابر چشمان سایر اعضاء خانواده به قتل رسیده اند. جمهوری دموکراتیک، تبهکاری عاملین این جنایات بیسابقه در جهان سده های اخیر را بی پاسخ نگذارده، تمامی پرونده هایی از این نوع را یک به یک تحت بررسی منصفانه قرار داده، و همه جنایتکاران اصلی و همدستان آنان را به سختی به دست عدالت خواهد سپرد.

علیه ختنه دختران

89- ممنوعیت فوری اقدام غیر انسانی ختنه دختران که حتی هنوز هم با توسل به سنن و عادات ضد زن بازمانده از دوران بدویت انجام میگیرد.

90- همه افرادی که در دوران سلطه رژیم ترور اسلامی به این روش های غیر انسانی علیه دختران متوسل شده اند، ممکن است، تحت تعقیب قانونی و بدون مراعات سنت های محلی/قبیله ای/مذهبی/خانواده گی قرار گیرند. جمهوری دموکراتیک حق دارد خواهان اعمال مجازات برای چنین مجرمانی از دوره های گذشته نیز گردد.

بررسی موارد خودسوزی زنان

91- ضرورت بررسی دقیق کلیه موارد خودسوزی و خودکشی زنان تحت شرایط سلطه گری رژیم اسلامی بویژه در استان هایی نظیر ایلام، اصفهان و خوزستان؛ در صورت محرز بودن نقش افراد خاصی و یا وجود شرایط سرکوبگرانه مشخص در محل، حق جامعه به مجازات عاملین تحمیل چنین سرنوشت دردناکی به دختران جوان و زنان کشور.

92- حق همه زنان کشور به اقامه دعوی، درخواست خسارت و شکایت از هر نوع و سطحی از تبعیض، تحقیر و ایجاد محدودیت از سوی اشخاص و مؤسسات علیه خود، از سوی ادارات دولتی، در محیط خانواده، محل کار، آموزش، روابط اجتماعی، احزاب سیاسی و فعالیت های سیاسی- اعتراضی. جمهوری دموکراتیک ارتکاب چنین جرائمی را به بهانه واهی "مشمول مرور زمان" شدن، به حال خود رها نخواهد کرد.

93- حق زنان و دادستانی دموکراتیک کشور به اقامه دعوی علیه قلدران و خانواده هایی که با توسل به توطئه گری، بده بستان های بدوی، "زرنگی" و بند و بست، و فریب خانواده های ساده، بی پناه، کم اطلاع و یا روستایی کشور، نوزادان و فرزندانی را با بیرحمی ربوده، با کمک گرفتن از قدرت آخوند های ضد بشری و بربرمنش، برای دهه ها، غریزه مادری، شخصیت فردی و حق زندگی چنین مادران بی پناهی را لگد مال کرده، و حقوق انسانی شان را به نحو جنایتکارانه ای نقض کرده اند.

علیه اظهارات و ادبیات سیاسی ضد زن

94- اظهارات، اشارات، نوشته ها، موضع گیری ها و تبلیغات ضد زن، بویژه از سوی عناصر تحصیل کرده، سیاسی و مطلع از حقوق شهروندان، بمثابه اقداماتی در چهارچوب آپارتاید قرار گرفته و مشمول قوانین ضد آپارتاید خواهند گشت. نظام دموکراتیک در اولین فرصت "قوانین ضد آپارتاید" را اعلام خواهد کرد.

95- الزام نماینده گان همه جمعیت های مذهبی، سیاسی و صنفی به حذف و یا تغییر همه موارد و اشارات ضد زن از ارگان های تبلیغی، ایدوئولوژیک، آموزش ها و کتب مذهبی خود. این موضوع بویژه به کتب اصلی مذاهب مشهور به "مذاهب ابراهیمی" مربوط میگردد.

96- حق دموکراتیک تشکل های مستقل زنان در توسل به قانون بمنظور جلوگیری از فعالیت های آن دسته از گروه هایی که اصل برابر- حقوقی زنان و مردان را در نگارش، گفتار و یا اقدامات عملی خود نقض کنند.

97- غیر قابل بخشوده گی بودن مجازات برای ارتکاب هرگونه جرم سنگین علیه زنان. این به ویژه به مواردی نظیر قتل و یا وارد آوردن آسیب جسمی ماندگار (نظیر اسید پاشی) مربوط میگردد.

98- امکان برقراری مجازات سنگین تر برای مردان در صورت سوء استفاده نقشه مند و آگاهانه از قدرت جسمی خود بمنظور توسل به ضرب و شتم زنان.

99- حق دموکراتیک زنان به شرکت در کلاس های رایگان آموزشی و ورزشی جسمانی، فکری و یا هنری، که تقویت قدرت و مهارت جسمی و یا شرکت فعال در زندگی تفریحی و هنری را برای توده زنان جامعه تسهیل کنند. این امر با هدف جبران هر چه سریع تر نتایج محرومیت های غیر انسانی بیش از چهار دهه زنان از امکانات فوق انجام میگیرد.

ذکر نام مادر و پدر بطور همزمان

100- الزام همه مؤسسات، رسانه ها و نهادها به درج و اعلام و سوال و ذکر همزمان نام مادر و پدر فرد مورد استناد در اسناد رسمی، گزارشات، مقالات، تولد و درگذشت و اظهارات و سوالات شفاهی.

گنجاندن ماده درسی ویژه در کتب درسی

101- گنجاندن ماده درسی ویژه در کتب درسی همه سطوح آموزشی و کارآموزی که بهبود مناسبات دختران و پسران از سنین کودکی و نوجوانی را مد نظر داشته، شهروندان را از سنین اولیه رشد خود، با درک روح اصل برابر- حقوقی زنان و مردان آموزش دهد.

تشویق پسران به همراهی با حقوق زنان

102- تشویق کودکان، نوجوانان و جوانان پسر از طرق متعدد آموزشی و تجربی به درک و رعایت اصل برابر- حقوقی زنان و مردان، برسمیت شناسی توانایی های متنوع دختران از سوی آنان و آشنایی با ویژه گی های فکری، فرهنگی، روحی- رفتاری زنان و رعایت آنها. آموزش و تحکیم احترام متقابل به خواهران و بچه های کوچکتر در محیط خانواده از سوی آنان.

مناسبات انسانی- عاطفی نوجوانان

103- حمایت نهادهای دولتی از مناسبات انسانی- عاطفی میان نوجوانان و جوانان دختر و پسر. آموزش و کمک های مشورتی سیستماتیک از طریق نظام آموزشی کشور به آنها برای ایجاد مناسباتی شایسته رشد شخصیت فردی، جنسی و آینده خانواده گی، اجتماعی و شغلی خود.

آموزش مناسبات جنسی سالم و انسانی

104- ضرورت آموزش مناسبات جنسی سالم و انسانی در جامعه و جلوگیری از دخالت مذهب و دولت در زندگی جنسی شهروندان. جمهوری دموکراتیک از روابط باثبات در خانواده و یا کانون بادوام دوستی میان شهروندان پشتیبانی میکند.

105- نظام دموکراتیک در کشور زنان و مردان در یک خانواده و یا یک "کانون زندگی مشترک" را به شرکت در کلاس های آموزشی، اطلاع رسانی و جلسات مشورتی بمنظور بهبود و تحکیم روابط میان خود تشویق خواهد نمود. وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم و آموزش عالی، وزارت بهداشت و تندرستی و وزارت پژوهش های علمی- صنعتی، مبانی علمی و دستورالعمل های مشترک و یکسانی را تدوین کرده، و به فارغ التحصیلان در این پروژه های آموزشی، مدارک معتبر ویژه ای نیز اعطاء خواهند کرد.

هماهنگی پژوهش های تندرستی زنان

106- تأسیس یک نهاد مرکزی هماهنگی پژوهش های تندرستی و بانک اطلاعاتی ویژه برای توسعه همه جانبه شرایط بهداشت و تندرستی زنان کشور. از این طریق: بهبودی شرایط فردی و اجتماعی زنان در تشکیل خانواده، کسب موقعیت های شغلی شایسته و تعلیم و تربیت انسانی و پیشرو نسل آینده.

استفاده از مزایای مثبت تکنولوژی ژنتیک

107- حق قانونی زنان در ایران به استفاده از مزایای مثبت تکنولوژی ژنتیک برای معالجه بیماری های لاعلاج و یا برخی تغییرات جسمی و روحی مجاز در چهارچوب حقوق و ارزش های مشترک انسانی و پرداخت هزینه های آن از طریق مؤسسات بیمه. حمایت وسیع دولتی برای توسعه تکنولوژی ژنتیک بمنظور استفاده سریع از آن در معالجه و ریشه کنی بیماری های خاص زنان.

حق زنان برای سقط جنین

108- حق انحصاری زنان به تصمیم گیری پیرامون سقط جنین. زن حق دارد در صورتی که آزمایشات پزشکی مطمئن، ناروشنی سلامتی جنین را محرز سازند، در مرحله معینی از رشد جنین از مراجع قانونی درخواست پذیرش عمل سقط جنین را بنماید. قوانین کشور باید این امر را تسهیل نموده، و هزینه اقدام پزشکی ضروری نیز از طریق بیمه همگانی تأمین گردد.

109- در صورتی که درخواست زن برای سقط جنین، نه به موضوع بیماری و نقص عضو جنین، بلکه به عدم تمایل و توانایی زن به داشتن فرزند، به معضلات روحی مادر، ناممکن بودن و یا ناروشنی ارتباط با پدر فرزند آتی، ترس و نگرانی از فشارهای محیط خانواده گی، اجتماعی و سنتی، فقر و یا خطر از دست دادن شغل مربوط باشد، جامعه باید از طریق ارائه مشورت های حرفه ای رایگان، درمان روحی و ارائه مشوق های مالی و حقوقی لازم، تلاش کند تا از سقط جنین خودداری شود. در نهایت اما حق زن به سقط جنین در مرحله معینی از رشد جنین نباید خدشه دار گردد.

110- در صورت توافق زن با تغییر تصمیم خود در موضوع سقط جنین، "نهاد ملی خانواده و کودک" نگهداری کامل از فرزند را در همه سطوح رشد و نیازهای آن به نحوی شایسته تأمین خواهد کرد.

111- ضرورت توسعه و تجهیز تکنولوژیک هر چه سریع تر و هرچه بیشتر مراکز تندرستی در کشور و انجام پژوهش های علمی متمرکز برای شناسایی زودرس سلامتی جنین و از این طریق کاهش میزان سقط جنین در دوره های پیشرفته بارداری.

***

اکبر تک دهقان

23 آذر 1401- 14 دسامبر 2022

--------------------

توضیحات

- برنامه سیاسی در اینجا به متنی به همین نام در وبلاگ "برنامه سیاسی" این نگارنده مربوط میشود. این برنامه طی انتشار اول در تاریخ 8 شهریور 1385- 30 اوت 2006 و تصحیح و تکمیل بعدی بعنوان انتشار دوم در تاریخ 8 آذر 1388- 29 نوامبر 2009 ارائه گردیده است. نگارنده سپس در تاریخ 17 مرداد 1393- 8 اوت 2014 به مخاطبین احتمالی خود وعده "انجام تصحیحات ضروری مضمونی، املائی، دستوری و شکلی، حذف موارد کم اهمیت و یا غیرضروری، همچنین تکمیل برخی موارد، طی ماههای آینده بعنوان انتشار سوم در این وبلاگ" را داده بود. ارائه کنونی آن تحت عنوان: "یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران" بشکل بخش های جداگانه و تقدم و تآخر متفاوت از متن اصلی را باید به معنای انجام وعده داده شده نگارنده پس از مدت 8 سال و انتشار سوم این برنامه در نظر گرفت.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران- 6 (حقوق کارگران در جمهوری دموکراتیک ایران)

یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران- 6

حقوق کارگران در جمهوری دموکراتیک ایران

برابر- حقوقی زنان و مردان در بازار کار و محیط کار

1- برابر- حقوقی زنان و مردان در امور آموزش شغلی، کاریابی و شرایط محیط کار، در بهره مندی از دستمزد و مزایا، تأمین اجتماعی، حقوق و شرایط بازنشستگی و از کارافتاده گی، و شرکت در کلیه تصمیم گیری هایی که مستقیماً به حقوق کارگران مربوط میگردند.

2- سلطه گری بیرحمانه رژیم اسلامی بویژه موجب ایجاد تبعیض های گسترده ای علیه حقوق زنان کشور در بازار کار و شرایط محیط کار گشته است. جمهوری دموکراتیک باید با اتخاذ تدابیری واقعی و محسوس طی مهلت معینی آثار و عواقب منفی این تبعیض ها را با ایجاد و بهبود فرصت های شغلی برای زنان جبران نماید.

کارگران و شرایط قدرت سیاسی

3- تضمین حق کار و حق امنیت شغلی برای کارگران و همه شهروندان. جامعه باید با بکارگیری همه ظرفیت های اقتصادی- سیاسی خود تحقق عملی حق کار و ایجاد محل کار برای همگان و نسل در حال رشد را تضمین کند.

4- تضمین سهم واقعی طبقه کارگر ایران در ساختار سیاسی قدرت و قانونگذاری از طریق تأسیس "کنگره سازمان های اجتماعی" بعنوان دومین پارلمان کشور و در کنار "مجلس شورای ملی". نماینده گان این کنگره، از جمله سرمایه داران، مشاغل آزاد و گروههای بزرگ اجتماعی نظیر زنان و دانشجویان، از طریق انتخابات مستقیم شورایی در کنگره های عمومی و قانونی مربوط به هر رشته و یا صنف در سراسر کشور انتخاب میشوند.

5- تدوین پیشنویس اولیه قوانین مربوط به کارگران، کار آموزان و غیر شاغلین از سوی تشکل های مستقل کارگری بمنظور ارائه به "مجلس شورای ملی"، "کنگره سازمان های اجتماعی" و هیئت دولت.

6- حق فعالیت سیاسی کارگران و عدم ایجاد هیچگونه مزاحمت و محدودیتی از جانب سرمایه داران و دولت در این رابطه. فعالیت سیاسی مولد کارگران شرط اصلی تضمین بقاء و توسعه شرایط دموکراتیک در ایران است. حق کارگران به فعالیت سیاسی علنی و آزاد در جامعه و اعلام آشکار تمایلات سیاسی- ایدوئولوژیک خود در محیط کار.

7- برسمیت شناسی حق کارگران در استفاده از اشکال اعتراضی گوناگون بمنظور دستیابی به خواسته های خود. نظیر اعتصاب، انجام تحصن در محیط کار و یا خارج از آن، بستن جاده و اشغال کارخانه، و ممانعت از ورود مدیران و عناصر ضد کارگری به کارخانه.

8- حق کارگران به دفاع از خود در صورت تهاجم پلیس و یا وابستگان سرمایه داران به تجمعات اعتراضی کارگران.

9- ممنوعیت هر شکلی از اعتصاب شکنی. اعلام اعتصاب شکنی بمثابه جرم و اقدامی ضد دموکراتیک و غیر قانونی.

وزارت ایجاد کار و حفظ مشاغل

10- انحلال "وزارت کار" و تأسیس "وزارت ایجاد کار و حفظ مشاغل". وزارتخانه جدید باید بخش اعظم وظایف جاری خود را بر موضوع ایجاد کار، حفظ مشاغل و آموزش حرفه ای متمرکز کند.

11- حق تشکل های مستقل کارگری در رشته های مختلف تولیدی/خدماتی/بازرگانی به شرکت مستقیم در نشستهای مهم این وزارتخانه.

12- حق تشکل های مستقل کارگری در ارائه پیشنهاد و معرفی مدیران بخش های اصلی این وزارتخانه به هیئت دولت. عدم استخدام مدیران و کارشناسان شناخته شده بعنوان عناصر ضد کارگری در این وزارتخانه و ادارات تابعه آن.

قانون کار

13- تدوین پیشنویس یک قانون کار دموکراتیک از سوی نماینده گان تشکل های مستقل کارگری و ارائه آن به دولت، "مجلس شورای ملی" و "کنگره سازمان های اجتماعی". الزام کلیه واحدهای تولیدی/خدماتی/بازرگانی، داخلی و خارجی و وابسته به هر رشته اقتصاد و هر نوعی از کار مولد در بخش های خصوصی، عمومی، دولتی و تعاونی به پذیرش حقوق و وظایف مندرج در قانون کار دموکراتیک بمثابه شرط اولیه اقدام به هر شکلی از فعالیت های اقتصادی.

14- هر شرکت تولیدی/خدماتی/بازرگانی در کلیه بخش های اقتصادی، تحت مالکیت ایرانی و یا غیر ایرانی باید بدون استثناء تحت پوشش همه مواد قانون کار، قوانین تأمین اجتماعی و قوانین ناظر بر رعایت حقوق شهروندی در محیط کار قرار گیرد. این قانون شامل همه شرکت هایی است که بیش از یک فرد شاغل را در بر بگیرند.

حق تشکل و انعقاد قراردادهای دسته جمعی

15- حق متشکل شدن کارگران/کارکنان در سندیکای نزدیک به منافع اقتصادی خود. حق "شورای کارخانه" بعنوان سازمان پایه ای یک سندیکا/اتحادیه به برگزاری منظم جلسات و رسیده گی به شکایات کارگران/کارکنان واحد مربوطه. حق "شورای کارخانه" به اطلاع دقیق از قراردادهای واحد مربوطه با کارخانه های دیگر و طلبکاران. حق "شورای کارخانه" به اطلاع از میزان تولید، هزینه ها، سود شرکت، بدهی و وام های شرکت، بودجه و برنامه های توسعه آتی شرکت. حق کارگران/کارکنان یک واحد تولیدی/خدماتی/بازرگانی به سهیم بودن در هر تصمیم گیری مربوط به فروش شرکت و یا واگذاری سهام آن به سهامداران.

16- حق کارگران/کارکنان به انعقاد قراردادهای دسته جمعی در یک واحد تولیدی/خدماتی/بازرگانی و یا از طریق سندیکا/اتحادیه مربوطه در یک رشته تولیدی/خدماتی/بازرگانی.

17- تعهد دولت و سایر شرکت های یک رشته و یا چندین رشته به رعایت قراردادهای جمعی منعقد شده به این ترتیب.

18- حق کارگران/کارکنان یک واحد تولیدی/خدماتی/بازرگانی به اعمال کنترل کارگری از طریق تشکل مستقل خود در شرایط به خطر افتادن موجودیت یک شرکت با هدف جلوگیری از قربانی شدن منافع خود بدلیل اقدامات نادرست احتمالی هیئت مدیره ، سهامداران و یا طلبکاران.

قرارداد کار

19- الغاء کار موقت ("قرارداد موقت") بمثابه غیر انسانی ترین شکل کار مزدی.

20- موظف ساختن همه شرکت های بخش خصوصی، تعاونی، عمومی و دولتی، داخلی و یا خارجی به استخدام قطعی همه کارکنان موقت کنونی خود طی مهلتی معین.

21- ادغام همه اشکال مناسبات میان کارگران و سرمایه داران در چهارچوب قراردادهای استاندارد و ثابت کار که از سوی تشکل های مستقل کارگری به مجلس شورای ملی، کنگره سازمان های اجتماعی و دولت ارائه میگردند.

22- الزام همه شرکت ها به استفاده از فرم های ثابت و استاندارد قراردادهای کار.

23- الزامی بودن ذکر تعهد کامل طرفین به همه مواد قانون کار دموکراتیک در قرارداد کار.

24- هر تغییری در فرم های ثابت قراردادهای کار تنها با توافق تشکل های مستقل کارگری امکان پذیر است.

25- تعهد تشکل های کارگری، سازمان های حرفه ای سرمایه داران، مدیران و دولت به تنظیم هر چه سریع تر روابط کارگران و سرمایه داران در چهارچوب آن دسته از مشاغلی که بطور کوتاه مدت و یا فصلی شکل میگیرند.

26- ممانعت از آسیب رسیدن به حق امنیت شغلی کارگران در این موارد. همه انواع فعالیت های موقت و فصلی نیز مشمول قانون کار دموکراتیک میگردند.

زنان کارگر

27- حق زنان کارگر به جبران هر چه سریع تر نتایج تبعیض های ناشی از اعمال محرومیت های متعدد در طول دوران سلطه گری رژیم اسلامی بویژه در زمینه کسب فرصت های شغلی.

28- حق زنان در عدم پذیرش مشاغل زیانبار برای سلامتی جسمی و ظاهری و یا نامناسب برای روحیات و روابط اجتماعی آنان نظیر شرایط تحقیرآمیز، محل کاری تحت مسئولیت سرپرستان ضد زن و یا محیط کار خشن و عصبی کننده.

29- حق برخورداری زنان از امکانات نگهداری از کودکان در نزدیکی محل کار خود، بدون اینکه حفظ تماس شخصی مادر و کودک به کسری از دستمزد مادر و یا نوعی از تبعیض علیه مادر منجر گردد.

30- الزام هر شرکتی به در نظر گرفتن نیازهای بهداشتی و تندرستی خاص زنان.

31- پرداخت دستمزد برابر در قبال کار برابر به زنان و مردان. این امر باید منظماً از سوی اداره کار محل و سندیکای کارگری اصلی مربوط به هر رشته صنعتی کنترل شود.

32- پرداخت کامل دستمزد و فوق العاده ها در طول مرخصی دوران بارداری به زنان حداقل 4 ماه قبل و 8 ماه پس از زایمان.

33- پرداخت حق فرزند (اولاد) متناسب با نیازهای رشد جسمی و فکری کودکان و افزایش منظم آن.

ممنوعیت اشتغال برای کودکان

34- ممنوعیت قانونی اشتغال برای افراد کمتر از 18 سال. تعیین موارد استثنایی از سوی تشکل های مستقل کارگری، تشکل های زنان، خانواده ها، دانش آموزان و دانشجویان که به کار جوانان در شرایط تعطیلات فصلی محیط های آموزشی و یا دوره آموزش حرفه ای آنان مربوط میگردند.

35- خروج هر چه سریع تر کودکان و نوجوانان شاغل کنونی در کارگاه های آجرپزی، فرش بافی ها و نظایر آن و ادغام سازمانیافته، سریع و همه جانبه آنان در مجموعه های آموزشی، ورزشی و تفریحی. تأمین هزینه های زندگی خانواده هایی که به کار کودکان خود وابسته هستند.

36- جایگزینی همه انواع مشاغل کودکان در محیط های سنتی کار با استخدام کارگران بزرگسال و ارائه کمک های وسیع دولتی برای نوسازی این کارگاه ها جهت مدرنیزه ساختن روش های تولید و تسهیل انجام فعالیت های جسمانی.

کارگران خارجی

37- بهبود موقعیت حقوقی و شرایط قانونی اقامت کارگران خارجی شاغل در ایران.

38- انطباق کامل سطح دستمزدها، مزایا و تأمین اجتماعی این گروه از کارگران با سطح استانداردهای رایج در ایران.

39- حق کارگران خارجی مقیم ایران به دریافت تابعیت ایرانی و یا تابعیت دوگانه با کمترین موانع اداری.

40- کمک های همه جانبه به برابرسازی حقوق شهروندی آنان با سایر مردم.

41- ممانعت از هرگونه اعمال تبعیض علیه کارگران خارجی در ایران.

42- تشویق کارگران ایرانی به ایجاد امکانات برای شرکت کارگران خارجی در همه سطوح تصمیم گیری ها در سندیکاهای کارگری.

ساعات کار

43- کاهش ساعات کار هفتگی به 35 ساعت کار و 5 ساعت حضور در کلاس های فنی- حرفه ای، تندرستی، سواد آموزی و آموزش حقوق کار در محل کارخانه و یا خارج از کارخانه طی 5 روز کار در هفته. این امر در گام اول، غلبه هر سریع تر بر معضل بیکاری، افزایش کیفیت تولیدات صنعتی کشور، سلامت جسمی- روحی کارگران/کارکنان و توسعه دموکراتیک مناسبات محیط کار را هدف خود قرار میدهد.

دستمزدها

44- تعیین دستمزدها/پاداش ها/فوق العاده ها و دریافتی خالص کارگران براساس نیازهای زندگی یک خانوار متوسط شهری و افزایش مداوم سطح دستمزدهای کارگران. حفظ سطح دریافتی خالص کارگران/کارکنان حداقل در سطح درآمد متوسط کارمندان دولت.

45- افزایش منظم و مداوم دستمزدهای کارگران/کارکنان از طریق اتخاذ یک سیاست اقتصادی رادیکال- دموکراتیک که ایجاد کار و ارتقاء سطح زندگی زحمتکشان در مرکز آن قرار گیرد.

46- پیشنهاد و تعیین سطح حداقل دستمزدها از سوی تشکل های مستقل کارگری و کارشناسان مستقل و ارائه آن به مجلس شورای ملی، کنگره سازمان های اجتماعی و هیئت دولت.

47- ممنوعیت کسر اجباری دستمزد به هر دلیلی. حق کارگران به بازپس گیری همه دستمزدهای کسر شده در دوران سلطه گری رژیم اسلامی.

48- پرداخت کامل دستمزد دوران اعتصاب با محاسبه خسارات ناشی از زیان های جنبی اعتصاب بر زندگی کارگران. کارگران تنها در شرایط مطلقاً اجتناب ناپذیر به سلاح اعتصاب متوسل میشوند. از این رو، کارفرمایان باید به پرداخت خسارات وارده به دستمزدها در دوران اعتصاب ملزم گردند.

دستمزدهای معوقه

49- پرداخت کامل دستمزدهای دوران اعتصاب و جبران مالی خسارات ناشی از آن در زندگی کارگران در تمام دوران سلطه گری رژیم اسلامی.

50- پرداخت کامل دستمزدهای پرداخت نشده و جبران خسارات ناشی از آن.

51- بازپرداخت کامل هرگونه کسری های ناشی از سرقت دستمزدها به بهانه کمک به جبهه های جنگ و نظایر آن.

52- بازپرداخت خسارات مالی ناشی از اخراج غیر منصفانه از کار در دوران سلطه گری رژیم اسلامی.

53- مالکیت کارخانه هایی که قادر و یا مایل به جبران خسارات ناشی از نتایج اقدامات ضد کارگری خود نباشند، بخشاً و یا تماماً به "نهاد ملی مالکیت عمومی" منتقل میگردند.

بیمه درمانی

54- حق کارگران/کارکنان و همه شهروندان به استفاده از بیمه کامل درمانی و جبران خسارات ناشی از هر سطحی از صدمات و بیماری های ناشی از محیط کار و یا خارج از آن. پرداخت کامل دستمزدهای دوران بیماری و استراحت.

55- تقلیل جدی و یا لغو کامل پرداخت هزینه های دارو/درمان/عمل/بستری برای بیماری های گسترده (قند، قلب، تنفسی، چربی خون، انواع سرطان، ...) و یا بیماری های نادر و علاج ناپذیر.

56- کاهش محسوس سهم بیمه پرداختی کارگران در مشاغل سخت نظیر ذوب فلزات، معادن، راهسازی و کارگاه های سنتی.

بازنشستگی

57- بهبود مداوم نظام بیمه و بازنشستگی و افزایش دریافتی کارگران/کارکنان بازنشسته متناسب با بالا رفتن سطح هزینه های زندگی و مستقل از پرداخت های گذشته آنان به صندوق بیمه بازنشستگی.

58- تعیین سن بازنشستگی به 55 سال (مردان) و 50 سال (زنان) صرفنظر از میزان سال های پرداخت حق بیمه بازنشستگی. این امر، کیفیت زندگی شهروندان، مدرنیزه ساختن شرایط کار و تولید و تضمین های کافی برای نسل جوان برای جذب شدن در بازار کار را افزایش میدهد.

59- حق تشکل های مستقل بازنشستگان به شرکت مستقیم و مؤثر در تصمیم گیری های مربوط به استفاده از منابع موجود صندوق تأمین اجتماعی.

مسکن

60- اتخاذ یک سیاست متمرکز مبتنی بر بکارگیری وسیع ترین امکانات بمنظور ایجاد مسکن برای کارگران و از این طریق، تضمین امنیت سکونت و ایجاد استانداردهای جدید مسکن برای کارگران.

61- تا دوره ای که معضل اجاره نشینی برای کارگران وجود دارد، پرداخت حق مسکن متناسب با نیازهای شرایط سکونت یک خانواده متوسط شهری.

بیمه بیکاری

62- حق کارگران به استفاده از بیمه بیکاری متناسب با سطح نیازهای یک خانواده متوسط شهری؛ افزایش آن به موازات افزایش هزینه های زندگی. ممنوعیت هرگونه جریمه و کسری از پرداختی ماهانه بعلت عدم یافتن اشتغال مناسب و عدم تبعیت احتمالی از دستورات سختگیرانه اداری در این رابطه.

اخراج

63- ممنوعیت اخراج کارگران بمثابه یک قاعده عمومی. در موارد مطلقاً اجتناب ناپذیر توافق با تشکل مستقل کارگری کارخانه جهت جابجایی کارگر در محل کار و یا در توافق با اداره کار محل، انتقال کارگر به یک کارخانه دیگر.

64- حق قانونی همسر و فرزندان بزرگسال به دخالت در موضوع اخراج کارگر و احتساب آن بمثابه رأی قانونی نهاد خانواده در دادگاه کار.

65- حق یک نهاد تخصصی کودکان و نوجوانان به نماینده گی از سوی خردسالان خانواده به شرکت با حق رای در نشست تصمیم گیری نهایی پیرامون اخراج کارگر و یا دادگاه کار.

مرخصی

66- برقراری مرخصی سالانه به میزان 6 هفته با پرداخت کامل دستمزد و مزایا.

67- حق کارگران به برخورداری از حق مرخصی پس از 6 ماه اشتغال در یک کارخانه.

68- پرداخت حق هزینه های استفاده از مرخصی متناسب با متوسط هزینه های استفاده از مرخصی در دوره مشخص.

69- پرداخت کامل دستمزد، مزایا وپاداش سالانه برای روزهای تعطیلی بویژه تعطیلات آخر سال.

اشکال بدوی استثمار

70- الغاء قطعه کاری و کار کنتراتی بمثابه اشکال بدوی و بیرحمانه استثمار کارگران.

71- لغو پرداخت جنسی و الزام کارخانه ها به پرداخت نقدی دستمزد کارگران.

اضافه کاری

72- ممنوعیت اضافه کاری بمثابه یک قاعده عمومی بقصد حفظ سلامت جسمی و روحی کارگران، مبارزه با بیکاری و استفاده از فرصت های خارج از ساعات مقرر کار برای شرکت کارگران در کلاس های آموزش فنی. از این طریق: بهبود کیفیت زندگی شخصی- خانواده گی کارگران، بهبود فضا، سازماندهی و مدیریت محیط کار، همچنین افزایش کیفیت تولیدات صنعتی کشور.

شب کاری

73- ممنوعیت شب کاری بمثابه یک قاعده عمومی بجز در مواردی که از طریق تشکل های مستقل کارگری، کارشناسان و سازمان های ذینفع دولتی اجتناب ناپذیر تلقی گردند.

74- تعیین سطح دستمزدهای ناشی از شب کاری با نظر تشکل های مستقل کارگری و کارشناسان تندرستی.

75- حق کارگران به انجام معاینات پزشکی منظم جسمی و روحی برای شناخت بموقع عوارض منفی ناشی از شب کاری جهت توقف احتمالی سریع آن.

ایاب و ذهاب

76- پرداخت کامل هزینه های رفت و آمد به و از محل کار؛ افزایش سطح آن متناسب با بالا رفتن هزینه های حمل ونقل.

غذا و استراحت

77- تعیین وقت کافی برای صرف غذا و استراحت ضمن کار و احتساب آن بعنوان ساعات کار. زمان ضروری برای صرف غذا و میزان استراحت ضمن کار باید با نظر یک نهاد حرفه ای تغذیه و تندرستی مستقل در خارج از کارخانه و تأیید تشکل های مستقل کارگری تعیین گردد.

تعطیلات رسمی کارگری

78- تعیین روز اول ماه مه روز جهانی کارگر و روز هشت مارس روز جهانی زن بمثابه روزهای ثابت تعطیلی کارگری.

بدهی های کارگران

79- تخفیف محسوس در بدهی های خانواده های کارگری، غیر شاغلین و شهروندان کم درآمد روستایی و شهری به بانک ها و مؤسسات اعتباری و تسهیل جدی بازپرداخت ها.

بازرسی محیط کار

80- ایجاد یک سیستم بازرسی منظم محیط و شرایط کار با مشارکت دولت و تشکل های مستقل کارگری. حق این ارگان بازرسی به بررسی مناسبات کارگران و سرمایه داران در یک مؤسسه، وضعیت بهداشت، ایمنی محیط کار، تغذیه و خدمات تندرستی به شاغلین، همچنین کنترل سطح و چگونگی پرداخت دستمزدها و مزایا و سایر مواردی که به مناسبات محیط کار و تعهدات ذکر شده در قانون کار دموکراتیک مربوط میگردند.

استانداردهای ایمنی محیط کار

81- بهبود مداوم استانداردهای ایمنی در محیط کار و انطباق آن با مؤثرترین سطوح تکنولوژی ایمنی محیط کار در جهان.

82- پرداخت کامل خساراتی که در اثر بروز سوانح محیط کار متوجه کارگران میگردند. حق کارگران به مطالبه غرامت های پرداخت نشده در طول دوران سلطه گری رژیم اسلامی.

83- مشروط ساختن ارائه کمک های دولتی به کارخانه ها از جمله به رعایت استانداردهای حفاظت و ایمنی محیط کار.

بهداشت محیط کار

84- حق استفاده از حمام در محیط کار و محاسبه زمان آن بمثابه ساعت کار.

85- تأمین امکانات بهداشت و تندرستی کارکنان در محیط کار از جمله در ارتباط با بروز پاندمی و بیماری های واگیردار. ضد عفونی منظم محیط کار و کنترل آن توسط نهادهای مسئول بازرسی.

معلولین و کار

ایران از جمله کشورهای جهان با بیشترین آمار جمعیت معلولین محسوب میشود. هم اکنون 11% جمعیت کشور به درجات مختلف از انواع معلولیت رنج می برند. جنگ تجاوزکارانه 8 ساله و عواقب آن، بروز تصادفات راننده گی بالاتر از حد متوسط بین المللی، سوانح بیشمار محیط کار، جنایات عوامل رژیم در ضرب و شتم و شلیک به سوی مردم، فقدان امکانات کافی پزشکی و عدم رسیده گی بموقع از عوامل این وضعیت اسفناک هستند. جمهوری دموکراتیک باید اقدامات گسترده ای را به شیوه ای انقلابی بمنظور تخفیف جدی این وضعیت به اجرا در آورد. در کنار آن، باید امکانات کمک مالی، رسیده گی پزشکی و بهبود کیفیت زندگی معلولین نیز بسرعت تغییر کند:

86- افرایش محسوس بودجه نهادهای رسیده گی به وضعیت معلولین در کشور.

87- ایجاد گسترده کارگاه های ویژه معلولین که امکانات زندگی مولد آنها را گسترش دهند.

88- ایجاد شهرک های دانش بنیان ویژه معلولین با هدف گسترش تکنولوژی و روش های درمان، تراپی و بهبود شرایط زندگی معلولین.

89- بکارگیری وسیع نانو تکنولوژی و تکنولوژی ژنتیک بمنظور تولید اندام های مصنوعی و طبیعی برای معلولین.

90- کمک فوری جمهوری دموکراتیک به انجام فعالیت های پژوهشی بنیادی و تدوین کتب علمی- آموزشی ضروری مربوط به معلولین با هدف ایجاد رشته دانشگاهی پزشکی معلولین.

بازپرداخت خسارات ناشی از سلطه رژیم اسلامی

91- بازپرداخت کامل خسارات ناشی از اجحافات ادارات رژیم اسلامی و سرمایه داران به کارگران که تحت شرایط پراکنده گی کارگران امکانپذیر شده و تاکنون نیز لاینحل باقی مانده است.

92- حق کارگران به بررسی کامل حقوقی همه سرکوبگری ها و بی عدالتی های صورت گرفته از سوی عوامل رژیم اسلامی و سرمایه داران در دوران سلطه گری رژیم اسلامی. این موارد قبل از همه، اقدامات مدیریت، دسته جات حراست کارخانه ها، عوامل شوراهای اسلامی، بسیج و غیره را در بر میگیرد. باید نقش همه مدیران، شوراهای اسلامی، انجمن های اسلامی کارخانه ها و مأمورین حفاظت و حراست آنها طی نسل کشی دهه 60 و جنگ تجاوزکارانه مورد بررسی و بازبینی قرار گیرند.

دوره های آموزشی کارگران

93- حق کارگران به گذراندن دوره های متعدد آموزش حرفه ای ضمن کار و از این طریق ایجاد تضمین های بهتر برای امنیت شغلی آنها.

تغییر اشکال سنتی تولید

94- الغاء همه اشکال استثمار و مناسبات غیر انسانی بر جای مانده از دوران اولیه توسعه سرمایه داری نظیر شرایط کار در کارگاه های سنتی و کوچک بویژه کارگاه های فرش بافی، آجرپزی ها و معادن کشور.

95- ایجاد بالاترین استانداردهای حفاظت و ایمنی در محیط های کار فوق و بهبود مداوم آن با نظر و خواست کارگران و تشکل های مستقل آنان.

96- کاهش ساعات کار، کاهش حق بیمه پرداختی و تقلیل محسوس سن بازنشستگی برای شاغلین در این بخش ها. تعیین دقیق آن از طریق ارائه طرحی از سوی تشکل های مستقل کارگری و کارشناسان غیر دولتی.

97- الزام این کارگاه ها به ایجاد و یا گسترش بخش های تحقیق و توسعه بمنظور بکارگیری سریع و گسترده تکنولوژی های جدید؛ حمایت مالی دولت از تغییرات فنی مناسب در این کارگاه ها با هدف کاهش دشواری های کار جسمانی برای کارگران.

تأسیس دانشگاه کار

98- تأسیس دانشگاه کار در کشور. دانشگاه کار به کارگران علاقمند و یا با تجربه و فرزندان آنان امکان میدهد در رشته های مربوط به حقوق کار، موقعیت کار و سرمایه در ساختار اقتصادی کشور، تربیت بازرسان کار با انگیزه و دلسوز، پژوهش های مستقل اقتصادی و رشته های نظیر آن تحصیل نموده، بنیه سیاسی- فکری دموکراتیک کشور، طبقه کارگر و سندیکاهای کارگری را تقویت نمایند.

99- دانشگاه کار تحت مسئولیت مشترک تشکل های مستقل کارگری، وزارت علوم و آموزش عالی و وزارت ایجاد کار و حفظ اشتغال قرار خواهد گرفت.

100- ارتباط ارگانیک دانشگاه کار با مراکز کار آموزی حرفه ای بمنظور بهبود مداوم کیفیت آموزش های شغلی کارگران.

101- شرکت استادان و مسئولین دانشگاه کار در کلیه بحث های تخصصی و تصمیم گیری هایی که به شرایط کار، حقوق کارگران، سطح دستمزدها، موضوع اشتغال در کشور و موارد مشابه مربوط میگردند.

102- حق قانونی هیئت علمی دانشگاه کار به ارائه نظر تخصصی پیرامون تأثیر قراردادهای خارجی کشور بر موضوع اشتغال در داخل پیش از انعقاد نهایی چنین قراردادهایی.

***

اکبر تک دهقان

15 آذر 1401- 6 دسامبر 2022

--------------------

توضیحات

- برنامه سیاسی در اینجا به متنی به همین نام در وبلاگ "برنامه سیاسی" این نگارنده مربوط میشود. این برنامه طی انتشار اول در تاریخ 8 شهریور 1385- 30 اوت 2006 و تصحیح و تکمیل بعدی بعنوان انتشار دوم در تاریخ 8 آذر 1388- 29 نوامبر 2009 ارائه گردیده است. نگارنده سپس در تاریخ 17 مرداد 1393- 8 اوت 2014 به مخاطبین احتمالی خود وعده "انجام تصحیحات ضروری مضمونی، املائی، دستوری و شکلی، حذف موارد کم اهمیت و یا غیرضروری، همچنین تکمیل برخی موارد، طی ماههای آینده بعنوان انتشار سوم در این وبلاگ" را داده بود. ارائه کنونی آن تحت عنوان: "یک برنامه سیاسی برای جمهوری دموکراتیک ایران" بشکل بخش های جداگانه و تقدم و تآخر متفاوت از متن اصلی را باید به معنای انجام وعده داده شده نگارنده پس از مدت 8 سال و انتشار سوم این برنامه در نظر گرفت.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ